Pierre Monteux: The Complete RCA Album Collection
دیدگاهها و نظرات شما درباره این آلبوم
درود بر دوستان عزیزم آقایان شاینینگ و پویان ضمن تشکر از لطف و محبت شما نسبت به نوشته هایم ببینید من وقتی در مورد اجراهایی از یک رهبر ارکستر صحبت می کنم از یک مجموعه اونها مرجع و ارزشمند هستند مگر تبصره یا ضمیمه ای رو بهش اضافه کنم و امکان داره اون اجرا از ضعیف ترین اجراها محسوب بشه که سعی می کنم دلیلش رو ذکر کنم تا به یک تعادل در نقد و تفسیر اجراهای یک رهبر ارکستر برسیم طوری که نه بکوبیم و نکوهشش کنیم و نه ازش قدیس بسازیم.
پیر مونتو زیاد ضبط استریویی نداره و من اصولاً ضبطهای مونو رو مرجع نمی نامم چون با این همه پیشرفت در عرصه ی ضبط و میکس مسترینگ بیاییم و اجرای مونو گوش دهیم؟ اصلا ما را راضی نمی سازد.البته این دیدگاه منه و اکثر منتقدین موسیقی کلاسیک در جهان هم با من موافقند؛بخاطر همین ضبطهای مرجع او انگشت شمار هستند اما اجرای او از سمفونی های ۱ و ۶ بتهوون و باله ی دریاچه قوی چایکوفسکی مرجع و تاریخی است که در موردش توضیحاتی دادم و در مورد بیس.
اون بوم بوم هایی که حین گوش دادن موسیقی پاپ و راک و رپ و... از بلندگو می شنوید و شنیدن زیاد آن باعث آسیب به گوش می شود به آن بیس می گویند.حالا ما در موسیقی ارکستری غرب هم این رو داریم اما بخاطر اکثر تکنیک های ضعیف ضبط با آن ناآشناییم.مثلا اجرای کارلوس کلایبر و هربرت فون کارایان از سمفونی ۵ بتهوون رو با هم فقط از نظر فرآیند ضبط مقایسه کنید.اجرای کلایبر فقط وضوح و شفافیت داره اما بیس نداره در حالیکه موسیقی ارکستری بتهوون بخاطر بیان حس جنگاوری و مردانگی و صلابت و عظمت از خط باس قوی ای برخورداره حالا شما می گید همینم ثابت کن در جواب میگم تحلیل پارتیتور ارکستری آثار بتهوون شما می گید ما که اینکاره نیستیم (اصلا قصد بی احترامی به دوستان نداشته و ندارم و نخواهم داشت)اما من اینکار را انجام دادم چرا چون رشته ی بنده آهنگسازی هستش و موسیقی و اصلأ برای من تحلیل پارت های آثار بزرگان نیازه.امیدوارم که توانسته باشم جواب دوستان را با کمال ادب و احترام داده باشم.
کسری مشکی
ضمن سپاس و تشکر فراوان از دوستان محترم والا موزیک و همچنین از جناب Kasra1385 بزرگوار
بنده هم با فرموده های شما تقریبا موافق بوده و تفاهم نظر بسیاری داریم، به هر حال با تمام گفته ها و برخی انتقادها به پییر مونتو بابت برخی از اجراهایش، بنده خودم به شخصه اکثر اجراهای مونتو را دوست داشته و از آنها لذت می برم و مورد پسند من می باشد
به نظرم اجراهایی متفاوت و شوق انگیز دارد که ضمن تمیزی و دقت در اجرای درست قطعه های نوشته شده آهنگساز اثر، بسیار احساسی، شورانگیز و با انرژی می باشند و جلوه هایی زیبا از موسیقی به نمایش می گذارد
مونتو اجراهایی متفاوت و خاص از خودش بر جای گذاشت که دارای نوآوری و امضای شخصی ایشان در اثرهای اجرا شده توسط وی می باشد
به نظر بنده مونتو واقعا یک رهبر بی نظیر و افسانه ای بود
درود بر کادر محترم سایت نفیس والا موزیک
سپاس فراوان از زحمات همیشگی تان
این مجموعه شامل ضبطهایی مونو و استریو می باشد که نشان دهنده ی حضور پررنگ و فعال پیر مونتو در ایالات متحده است و همکاری درخشان او با ارکسترهایی چون: بوستون سمفونیک - سان فرانسیسکو سمفونیک و....در میان اجراهای این مجموعه ۳ سمفونی آخر چایکوفسکی با مهارتی بی بدیل در عرصهی رهبری ارکستر اجرا و ضبط شده اند و اگر دنبال یک اجرای کلاسیک و از هر نظر راضی کننده هستید که گه گاهی شنونده را با صحنه های جذاب و فریبنده مواجه می سازد شنیدن ضبط مونتو قطعا پیشنهاد می شود؛لیکن که تا امروز اجرایی به شفافیت و درخشندگی و خلوص فون کارایان از ۳ سمفونی آخر آهنگساز در دهه ی ۷۰ میلادی نیامده است و با وجود اندک حس تراژیک در اجراها اهداف آهنگساز را به بهترین نحو ممکن به شنونده انتقال می دهد.اجراهای نفیس و ارزشمند دیگری از سه سمفونی آخر چایکوفسکی:
سمفونی شماره ی ۴
لئونارد برنشتاین با همراهی ارکستر فیلارمونیک نیویورک - دهه ی ۱۹۶۰ (ضبطی متعادل و راضی کننده با احساسی کم نظیر در بحث رهبری ارکستر برنشتاین و نوازندگی ارکستر فیلارمونیک نیویورک.اجرایی که از موومان دوم در این ضبط ارائه می شود حتی از اجرای فون کارایان چند سر گردن مقام بالاتری دارد به این دلیل که تم آغازین موومان که ابتدا توسط ساز ابوآ بیان می شود و در طی بارها در طول موومان با حالت های مختلف تکرار می شود بدون ذره ای کم و کاستی به زیباترین و عاشقانه ترین شکل که در خور ستایش موسیقی آهنگساز است اجرا می شود.)
چارلز مونش با همراهی ارکستر سمفونی بوستون - دهه ی ۱۹۵۰ (اجرایی با دقت بالا و کیفیتی درخشان و ضبطی عالی که شنونده را مجذوب خود می سازد.)
سمفونی شماره ی ۵
یوزف کریپس با همراهی ارکستر فیلارمونیک وین - دهه ی ۱۹۶۰ (ضبطی که نمایانگر دقت و وسواسی بالای رهبر ارکستر است و بدون آنکه از نکته ای غافل شود به بهترین شکل تک تک نوازندگان ارکستر را برای ساخت اجرایی بدون ذره ای مشکل راهنمایی و هدایت می کند.)
لئوپولد استوکوفسکی با همراهی ارکستر فیلارمونیای انگلستان - دهه ی ۱۹۶۰ (اجرایی درخشان و فاقد هر نوع گزافه گویی که از نقاط مهم کارنامه هنری این رهبر ارکستر محسوب می شود.)
سمفونی شماره ی ۶
یوگنی مراوینسکی با همراهی ارکستر فیلارمونیک لنینگراد - دهه ی ۱۹۶۰ (اجرایی آکادمیک و سنگین که از هر نظر توقع شنونده را برآورده می سازد و از دیگر اجراهای مرجع این اثر دقت بالاتری دارد.)
در شروع ضبط پیر مونتو از آخرین سمفونی چایکوفسکی به همان توجه و تأکید بی اندازه ی او به خط باس ارکستر پی می بریم و در طول سمفونی این نکته بارها و بارها به صورتی بس بارز دیده می شود و در پایان جواب به این سوال مهم که آیا پیر مونتو رهبر بزرگ فرانسوی ارکستر یک هنرمند فوویسم است؟
با توجه به تحلیل هایی که از اجراهای وی به علاقهمندان موسیقی کلاسیک ارائه دادم فکر می کنم جواب این سوال باید مثبت باشد.خوشحال می شوم دوستان در جواب به این سوال حتی مدیر محترم سایت ارزشمند والا موزیک شرکت کنند تا از میان همین تحلیل ها و گفته ها به نتایجی بس سودمند و ارزشمند برسیم.
من به شخصه با توجه به هر انتقادی هم که از پیر مونتوی افسانه ای کرده ام باز در قلبم جای دارد و او را می ستایم در هر آنچه که مربوط به خلق یک اجرای مرجع و ارزشمند است.نمی توان رد پای این بزرگ مرد را از تاریخ رهبری ارکستر پاک کرد زیرا که الگوهایی جدید برای رهبری ارکستر در قرن بیستم وضع کرد که تا سالیان سال حتی امروز از آنها برای تولید یک اجرای بی نظیر استفاده می شود.
روحش شاد و یادش گرامی باد.
امیدوارم که متن های بنده در خور ستایش جلوه های بی نظیر موسیقی باشد نه نکوهش اشتباهات انسانی که به صورت طبیعی از هر کسی قابل انتظار است.
کسری مشکی