






Erato Records از اوایل دهه ۱۹۵۰ فعالیت خود را آغاز کرد و بهسرعت به یکی از معتبرترین ناشران موسیقی کلاسیک تبدیل شد. این مجموعه با انتخاب هوشمندانه رپرتوار و همکاری با برجستهترین هنرمندان موسیقی شناخته میشود؛ از نوازندگان درخشانی مانند Marie-Claire Alain (ارگ)، Maurice André (ترومپت)، Lily Laskine (هارپ)، Jean-Pierre Rampal (فلوت)، Hélène Grimaud (پیانو) و رهبرانی برجسته مانند Jean-François Paillard، Claudio Scimone، Michel Corboz، John Eliot Gardiner، Marc Minkowski، Ton Koopman و William Christie. بخش مهمی از فعالیت اِراتو به ضبط آثار دوره باروک، بهویژه موسیقی باروک فرانسوی، اختصاص داشت و حاصل آن مجموعهای ارزشمند از اجراهای ماندگار است. دومین محور اصلی این شرکت، موسیقی معاصر، بهخصوص آثار آهنگسازان فرانسوی بود. اِراتو یکی از وفادارترین ناشران این حوزه به شمار میرود و مجموعه ۵۰ سیدی حاضر برخی از ارزشمندترین ضبطهای آن را دربرمیگیرد. از جمله آثار شاخص این مجموعه میتوان به اجرای «رکوئیم» Maurice Duruflé با رهبری خود آهنگساز، اجرای «چهره عروسی» و «خورشید آبها» از Pierre Boulez، رهبری بولز بر «پولچینلا» اثر Igor Stravinsky، اجراهای آثار Olivier Messiaen توسط Yvonne Loriod، بولز و Marius Constant، اجرای «مراقبههایی بر راز تثلیث مقدس» توسط خود مسیان، و رهبری دو سمفونی از Darius Milhaud اشاره کرد. این جعبه ۵۰ سیدی، تصویری جامع از میراث هنری اِراتو ارائه میدهد؛ مجموعهای که ترکیبی از شاهکارهای باروک، موسیقی مدرن فرانسه و اجراهای تاریخی بزرگترین هنرمندان قرن بیستم است. Erato Collection - Box Set 50CDs
نظرات کاربران
Kasra Meshki
باخ در سوییت های ارکسترال شماره ی 1 و 2 خود از ارکستری کوچک بهره می جست به طوری که در اولین سوییت خود به جز بخش زهی ها (ویولن ها و ویولاها) تنها از دو ابوا بهره جست و گویا فاگوت یا همان باسون را بیشتر به جهت تقویت باسو کنتینوئو استفاده کرده است.این سوییت همانطور که پیشتر صحبت کردیم با یک اورتور از نوع فرانسوی اش آغاز می شود و تنالیته ی سوییت یعنی دو ماژور را در قامتی عظیم و مردانه برای شنوندگان توصیف می کند.پس یعنی به جای استفاده از آلماند از اورتور بهره جسته و سپس به کورانته ای فرانسوی می رسیم با آرامش - متانت و محافظه گرایی قابل ملاحظه و سپس به فرم های رقصی چون گاووت - فورلان - منوئه - بوره و در نهایت پاسه بیه رجعت می کنیم و سوییت به جای آنکه با یک ژیگ تمام شود با پاسه بیه ای خاتمه می یابد.
ارکستر منتخب برای اجرای سوییت ارکسترال شماره ی 2 از قبل هم کوچکتر است به این خاطر که تنها یک فلوت به سازهای زهی و اجراکننده ی باسو کنتینوئو اضافه گشته.این اثر هم همچون قبل با یک اورتور فرانسوی آغاز می شود و سپس به جای مراجعه به کورانت از روندو استفاده شده و پس از به پایان رسیدن روندوی مزبور ساراباندی متفکرانه به گوش می رسد.بین ساراباند و آخرین موومان این سوییت رقص هایی از قبیل بوره - پولونز و منوئه گنجانده شده و در موومان فرجامین هم به جای شنیده شدن یک ژیگ کاربرد بادینری را مشاهده می کنیم.
ارکستر سوییت شماره ی 3 باخ بزرگتر از قبل است زیرا که 3 ترومپت - تیمپانی و 2 ابوا به بدنه ی ارکستر باروک یعنی ویولن ها و ویولاها می پیوندند و در نتیجه حالت شاهانه و پرتکبر موسیقی این سوییت دور از نظر نخواهد بود.آغاز این سوییت هم مثل قبل با یک اورتور فرانسوی است و باخ در ادامه کورانت را حذف نموده (برای استفاده از رقص هایی دیگر) و به جای ساراباند هم آن ایر معروف و شنیدنی خود را گنجانده (air در زبان فرانسوی یعنی آریا و به این جهت چنین نامی را باخ برای آن برگزیده که به سبک آریاهای اپراهای ایتالیایی نوشته شده است.) و سپس طبق همان قاعده ای که گفته بودم میان این ایر و آخرین موومان سوییت خود که یک ژیگ است دو رقص گاووت و بوره را گنجانده (استفاده ی موثری از ترومپتها و تیمپانی در بخش گاووت آهنگساز ما انجام داده که شنونده را یاد جلال و جبروت کاخ ها و ساختمان های بزرگ و پرتزئین آن روزگار می اندازد.) و در نهایت با یک ژیگ تمام عیار و جذاب سوییت ما به پایان می رسد.
باخ اما بزرگترین ارکستر را برای اجرای آخرین سوییت ارکسترالش استفاده کرده و آخرین موومان اثرش را Réjouissance نامیده که در موسیقی آتش بازی سلطنتی هندل هم دیده می شود.این کلمه به معنای شادمانی و سرور است و طبیعتا موسیقی ای را شامل می شود که با ریتم های جنبده و سازآرایی پرطمطراق شنونده را به وجد درآورد.
در سی دی دوم این مجموعه تن کوپمن به خوبی تمامی سوییت های ارکسترال باخ را با وفاداری تمام به پارتیتور آثار و حتی کوک موسیقایی آن دوره اجرا کرده و در یک سفر پرماجرا شنونده را به دنیایی مثال زدنی همراه می کند و شنیدن آن را برای درک و ارتباط بیشتر با این آثار باخ توصیه می کنم.
Kasra Meshki
آهنگسازان دوره ی رنسانس گاهی چند رقص را کنار یکدیگر قرار می دادند که ایده ی آنها توسط موسیقی دانان دوره ی باروک به طور گسترده ای پردازش شد و از دل آن سوییت دوران باروک متولد گشت.
لغت suite به معنای مجموعه ای متوالی است که در ایتالیا آن را پارتیتا می نامیدند (در ایتالیا نیمه ی اول قرن 17 به واریاسیون هایی که براساس یک تم معروف ساخته می شد پارتیتا می گفتند.) و به عنوان یکی از فرم های مهم موسیقی سازی این دوره مجموعه ای چند موومانی الهام گرفته از رقص بود.در حقیقت سوییت های باروک برای رقصیدن تصنیف نمی شدند و به همین خاطر است که آهنگساز می توانست در بسط و گسترش مواد موسیقایی و گستراندن هرکدام از موومان هایش آزادانه تر عمل کند.این سوییت ها می توانستند برای یک ساز (مثل هارپسیکورد) - گروه کوچکی از سازها یا حتی ارکستر نوشته شوند و معمولا هر کدام از موومان های یک سوییت باروک از فرم دو قسمتی (یا همان باینری) تغذیه می کرد و غالبا همه ی موومان های این سوئیت ها در یک تنالیته یا گام نوشته می شدند.
به ترتیب چنین رقص هایی در یک سوییت باروک کاربرد داشتند:
آلماند (واژه ای فرانسوی به معنای آلمانی) که منشا آلمانی داشت و با نوع رنسانسی اش متفاوت بود.گونه ی رنسانسی آلماند کمابیش کند و دو ضربی بود اما در دوران باروک سرعت اجرایی آن را بالاتر برده و به صورت چهارضربی آن را تصنیف می کردند.
کورانت (به زبان فرانسوی به معنای دونده است.) که تندتر از آلماند بود و دو نوع را شامل می شد:
نوع ایتالیایی اش که به آن کرنته می گفتند و با سرعت زیاد همراه با تزئینات فراوان اجرا می شد و نوع فرانسوی اش که از آرامش بیشتری برخوردار بود.
ساراباند که گونه ای رقص در اسپانیا بود و با وقار کامل و به آهستگی اجرا می شد و چون سه ضربی بود غالبا بر ضرب دوم خود تاکید می ورزید.معمولا ساراباند دو بار به شکل کامل اجرا می شد و در تکرار آن از تزئین های مبسوط و مفصلی استفاده می گردید و بیشتر نوازندگان اوایل قرن 18 این تزئینات را به صورت فی البداهه بر روی قطعه ی موردنظر اجرا می کردند و جالب است بدانید که باخ از اولین افرادی است که تزئینات مدنظرش را در پارتیتور اثر قید می کرد و از این حیث هنگامی که به دست نوشته هایش برمی خوریم پیچیده تر از آنچه واقعا هستند به نظر می آیند.
باید اشاره نمود که ریشه ی ساراباند به یک آواز و رقص شهوانی برمی گردد که یکی از اخلاقیون قرن 16 آن را چنین نکوهش می کرد:
کلامش چنان شهوت انگیز و حرکاتش چنان وقیح است که حتی فردی بسیار عفیف را نیز تحریک می کند.
با این همه ساراباند چنان متحول و در قرن هفدهم به اندازه ای موقر و مقبول شد که در دربار فرانسه یک کاردینال به نوای آن می رقصید!
ژیگ معمولا آخرین موومان یک سوییت در دوره ی باروک را شامل می شد که ریشه ی انگلیسی / ایرلندی داشت و با حرکت تند خود که شامل بازیگوشی ها و چالاکی های مثال زدنی ای بود شنونده را به سوی خاتمه ی سوییت هدایت می کرد.
آهنگساز می توانست بین ساراباند و ژیگ از انواع دیگری رقص مثل:گاووت - بوره - منوئه - پولونز - ریگودون و یا حتی پاسه بیه بهره جوید و به تنوع و گسترش اثرش کمک شایانی بکند.گفتنی است که آهنگسازان فرانسوی مثل فرانسوا کوپرن علاقه مند به گنجاندن قطعاتی به فرم روندو در سوییت باروک بودند.
زمانی که اجرای یک سوییت باروک برای ارکستر درنظر گرفته می شد با موومانی که ملهم از رقص نبود با نام اورتور شروع می شد و از گونه ی فرانسوی اش بهره می جستند.باید توضیح دهم که در خلال نیمه ی دوم قرن هفدهم و اوایل قرن 18 ناپل ایتالیا که به مرکز مهمی برای تصنیف و تکوین اپرا مبدل شده بود اپراهای این مکتب با مقدمه ای سازی آغاز می گشتند که به آنها سینفونیا می گفتند و از آنها تحت عنوان اورتورهای ایتالیایی یاد می کردند.این قطعات با ساختار تند - کند و تند خود که در اواسط قرن هجدهم توسط موسیقی دانان مکتب مانهایم و...اساس فرم سمفونی دوره ی کلاسیک شدند (آهنگسازان مکتب مانهایم با اضافه کردن موومانی ملهم از رقص مثل منوئه میان بخش کند و تند اورتورهای ایتالیایی سمفونی ای که می شناسیم را ابداع کردند.) در تضاد با اورتورهای فرانسوی قرار می گرفتند.این اورتورها با یک شروع شاهانه و عظیم آغاز می شدند که موسیقی معمولا در اینجا حالتی مقطع و خشک داشت و سپس به بخش تند اثر می رسیدند که خاصیت تقلیدی در آن چشمگیر بود و پس از این قسمت میانی آهنگساز می توانست بخش ابتدایی را تکرار کرده و یا با یک یا دو رقص اورتور خود را به پایان رساند.موومان های آغازین تمامی سوییت های ارکسترال باخ یا سوییت های موسیقی آب و موسیقی برای آتش بازی سلطنتی هندل به فرم اورتور فرانسوی تصنیف گشته اند.
حال با توجه به این توضیحات نگاهی به سوییت های ارکسترال یوهان سباستین باخ بیندازیم.