
دیدگاهها و نظرات شما درباره این آلبوم
و از نظر رپرتوار اجرایی ترانه های معروف روز را اجرا نکرده و بیش تر آلبوم های او شامل اجرای قطعات خودش و یا آهنگهای غیر نامی است.
به همین ۳ دلیل ذکر شده از او به عنوان هنرمندی نه چندان قوی باید نام برد و اما مشخصه های کاری او:
تکرار بسیار یک چرخه آکوردی (الگوی هارمونیک) در قطعات مختلف - سازبندی آرامبخش که ماهرانه چیده شده است.(صدای سازها از هم خوب متمایز و شنیده می شود و این یعنی ارکستراسیون مناسب.ترومبون در باس - میان زمینه های زهی ها و بادی ها و آوای بادی های چوبی و ترومپت در بخش زیر (یا به عبارتی پیش زمینه) و ایجاد یک حسی ترکیبی از امید و نوستالژی.
در بین قطعات این آلبوم آهنگهای ۳ و ۵ و ۷ بسیار شنیدنی است.امیدوارم که از گوش دادن به این اثر ارزشمند و مهم سید دل لذت ببرید.
روحش شاد و یادش گرامی باد.
درود بر کادر محترم سایت نفیس والا موزیک
سپاس فراوان از زحمات همیشگی تان
در هر سبک و ژانری از موسیقی اشخاصی محجوب وجود دارند و متأسفانه از آنها یاد نمی شود؛در حالی که طنین ساز و صدای ارکسترشان گویای نبوغ و استعداد فراوان آنها است.
در سبک ایزی لیسنینگ هم از افرادی مثل سید دل نام نمی برند با وجود آنکه در بعضی از قطعات تنظیم شده سید با ساختار و فضایی روبرو می شویم که در آثار بزرگان این سبک قابل مشاهده نیست.
اما چرا افرادی همچون جیمز لست یا پل موریه یا استانلی بلاک محبوب تر و معروف تر از دیگر هنرمندان ایزی لیسنینگ هستند؟
با یک جواب قاطع نمی توان دوستان را قانع کرد.اما شاید با استناد به باید و نبایدهایی که برای معرفی این سبک گفته شد به چند جواب منطقی و شایسته خواننده این متن رسید.
وسعت کاری از مسائلی است که در هر سبک و ژانری از موسیقی باعث محبوبیت یک هنرمند و بزرگ نامیدن وی می شود و حتی از محرک های رسیدن آن موسیقی دان به جوایز معتبر جهانی است.مثلا درباره استانلی بلاک صحبت می کنیم خود مبدع دو شیوه تنظیم و اجرای موسیقی است و در هر شیوه هم آثار گوناگونی خلق کرده است.برای نمونه در شیوه ارکستری یا قطعات و ترانه های فولک یک خطه (روسیه - اسپانیا و فرانسه) را اجرا می کرده یا اجرای مجدد قطعات موسیقی کلاسیک یا تنظیم و اجرای دوباره موسیقی فیلم ها و یا اصلا ترانه های روز و ساخته های خودش؛
اما سید دل نه مثل استانلی بلاک مبدع شیوه ای در موسیقی ایزی لیسنینگ است و نه مثل او وسعت کاری دارد.
دومین مسئله تنوع در فرم بندی - ارکستراسیون - انتخاب و ساخت ملودی و روش و الگوی هارمونیک و هارمونی گذاری است.جیمز لست از این منظر در مقام اول هنرمندان ایزی لیسنینگ قرار دارد.موسیقی او در دهه ۶۰ طراحی شده برای رقص - شادی آور و بهره مند از موسیقی کانتری - پاپ - راک و جز و بلوز است.در دهه ۷۰ او هنر اجرای چند قطعه ی پشت سر هم را که امروزه با یک رویکردی دیگر و متفاوت و نو به آن ریمیکس می گویند به اوج رساند.در دهه ۸۰ از ساخته های زیبای خود رونمایی می کند - موسیقی فولک اروپا را با دیدی جدید تنظیم و اجرا می کند - ترانه های بیتلز را به بهترین نحو ممکن اجرا می کند و چند اثر در زمینه لایت کلاسیک تولید می کند.در دهه ۹۰ با ریچارد کلایدرمن همکاری می کند که حاصل کاری این مشارکت دو آلبوم مهم ملودی های رویایی و سرنادها و آلبوم در هارمونی است.چهار آلبوم به شدت تاثیرگذار سمفونی های پاپ ۱ و ۲ و کلاسیک های روسیه و جادههای کانتری زیر دستان پر احساس او ساخته می شوند و در عین حال نباید برگزاری کنسرت های مهم او را فراموش کنیم.کنسرت سال ۱۹۷۲ در شوروی - کنسرت های لندن سال ۷۸ و ۷۹ - کنسرت آلمان شرقی ۱۹۸۷ - چند کنسرت و تور در اروپا و آمریکا در دهه ۹۰ و کنسرت در رویال آلبرت هال لندن.
با این توصیف ها آیا سید دیل همه این کار ها را فقط انجام داد که ما بتوانیم او را حداقل با لست در یک رده قرار دهیم؟
در جواب باید گفت خیر و خیر و نه.