—
آلبوم «ارکستر سید دیل» (Syd Dale Orchestra) از انتشارهای سال ۲۰۰۹ این گروه است؛ مجموعهای در قلمرو پاپ ارکسترال و موسیقی بیکلام که بیشتر بر تنظیمهای نرم و صیقلی قطعات شناختهشدهٔ پاپ تکیه دارد. در این اجراها، ملودیهای آشنا به قالبی ارکسترال منتقل میشوند و نتیجه بیش از آنکه بر نمایش تکنیک یا پیچیدگی تأکید کند، بر خوشآوایی و فضای آرام تمرکز دارد. حضور قطعاتی مانند «نیتیو نیویورکر» (Native New Yorker) و «سیندرلا راکافلا» (Cinderella Rockafella) نیز به آلبوم حالوهوایی وابسته به پاپ عامهپسند دهههای پیشین میدهد. جایگاه سید دیل در موسیقی ارکسترال سبک و تولید موسیقی برای تلویزیون و رسانه، زمینهٔ مهمی برای شنیدن این اثر است؛ او از دههٔ ۱۹۶۰ در موسیقی کتابخانهای و تولیدی فعال بود و آثارش در پروژههای تلویزیونی و سینمایی نیز استفاده شدهاند. با این حال، دربارهٔ خود این انتشار نقدهای تخصصی گستردهای در منابع اصلی پیدا نمیشود؛ بنابراین ارزیابی آن بیشتر باید بر کیفیت تنظیمها و کارکرد آن بهعنوان مجموعهای از بازخوانیهای ارکسترال متمرکز بماند.

Reminiscing
Syd Dale Orchestra

A Very Special Love Song
Syd Dale Orchestra

Whenever I Call You Friend
Syd Dale Orchestra

Laughter in the Rain
Syd Dale Orchestra

Talking in Your Sleep
Syd Dale Orchestra

The Wedding Song
Syd Dale Orchestra

Native New Yorker
Syd Dale Orchestra

Me and Bobby Mcgee
Syd Dale Orchestra

Too Much, Too Little, Too Late
Syd Dale Orchestra

When I Need You
Syd Dale Orchestra

Mornin' Girl
Syd Dale Orchestra

Cherish
Syd Dale Orchestra

Could It Be Magic
Syd Dale Orchestra

Cinderella Rockafella
Syd Dale Orchestra

Let's Put It All Together
Syd Dale Orchestra

Sailing
Syd Dale Orchestra

A Little Bit More
Syd Dale Orchestra

Summer Breeze
Syd Dale Orchestra
می خواهم فقط درباره یک آهنگ این آلبوم با شما صحبت کنم و آن هم ترانه معروف می توانی جادویی باشی (شماره ۱۳) است.اجرای مرجع این ترانه متعلق به پل موریه است که که به عنوان یک اجرای استاندارد در انسجام فرم - سازبندی و حس و حال محسوب می شود اما چرا اجرای سید دل از آن بهتر است؟ آیا مقایسه ای درست است؟
در جواب سوال دوم بله زیرا شیوه هر دو در ایزی لیسنینگ اجرا توسط ارکستر پاپ است فقط پل موریه بروزتر و بیشتر از سیستم ها و سازهای الکترونیک بهره می گیرد.
در اجرای سید دل ابتدا سولوی پیانو شنیده می شود که در حال اجرای پرلودی از شوپن است و بعد ارکستر وارد می شود و ملودی اصلی را اجرا می کنند اما این پایان ماجرا نیست.سازبندی بادی های برنجی و چوبی یک حس به شدت خاطره انگیز القا می کند که در اجرای پل موریه دیده نمی شود و چرا در ابتدای اجرا سید دل خواسته تا پرلودی از شوپن نواخته شود؟ اصلا این ترانه چه ربطی به شوپن دارد؟
بخاطر ساختار هارمونیک آن و ساختار هارمونیک پرلود شوپن که پایه ساخت ملودی این ترانه را فراهم کرده است.در واقع مقصود سید دل یک چیز است و آن هم اینکه یک زنجیره آکوردی می شنوید شنوندگان در حالیکه یکی از آهنگسازی متعلق به حدود ۱۵۰ سال پیش و دیگری مال اکنون و چقدر رویکرد آهنگسازی فرق کرده است؟ ما شوپن بودیم و به اینجا رسیده ایم و چقدر موسیقی پیشرفت کرده و این پیشرفت خود را مدیون به گذشته است؟
در واقع فقط با تنظیم یک ترانه سید دل ستایشی عظیم از موسیقی و هنر آهنگسازی کرد.روحش واقعا شاد و یادش تا ابد گرامی باد.
دیدگاهها(۱)