.jpg)
-150x150.jpg)
I. Langsam, schleppend - Immer sehr gemächlich
Czech Philharmonic & Semyon Bychkov
-150x150.jpg)
II. Kräftig bewegt, doch nicht zu schnell
Czech Philharmonic & Semyon Bychkov
-150x150.jpg)
III. Feierlich Und Gemessen, Ohne Zu Schleppen
Czech Philharmonic & Semyon Bychkov
-150x150.jpg)
IV. Stürmisch Bewegt
Czech Philharmonic & Semyon Bychkov
دیدگاهها و نظرات شما درباره این آلبوم
بررسی سمفونی شماره ی یک گوستاو مالر:
موومان اول /
گویا این موومان مراحل مختلف یک خواب یا رویا را شرح می دهد.ابتدا صدای بسیاز زیر و آرام زهی ها تنهایی شب را مطرح می سازد و انعکاس دهنده ی صداهایی است که در قلب شب در طبیعت می شنویم.سپس چند بادی چوبی موتیف پایه ای نیم جمله ی اصلی مقدمه ی این موومان را مطرح می سازند اما ادامه ی آن را عرضه نمی کنند بلکه در حالی صبورانه پس از آنها ابوا در یک دوبل سنگین و بامتانت با دو فاگوت شکل کامل تری از نیم جمله ی مزبور را مجسم می سازند.در ادامه نیم جمله ای تکمیل کننده که حالت اخباری و تاحدی ماجراجویانه دارد از زبان دو کلارینت و یک کلارینت باس به گوش می رسد و همچنان صداهای زیر ویولن ها ادامه دارد و در ادامه هم متوجه می شویم که با تعویض رنگهای هارمونیک متفاوت اینها همچنان به اجرای نت لا می پردازند که در واقع این صدا و اجرایش به چنین صورتی حکم نت پدال را دارد که در مبحث علم هارمونی به عنوان نتی غیرهارمونیک درنظرگرفته شده و بر درجات یک و پنج گام ها استوارست و بی توجه به جهت گیری های هارمونیک کار خود را انجام داده و در نتیجه یک حالت ایستا و راکد در موسیقی به وجود می آید.
بار دیگر نیم جمله ی اشاره شده با ترکیب دیگر از سازهای بادی چوبی به گوش می رسد و این بار شکلی متفاوت از نیم جمله ی دوم با حالت دلاورانه و کاملا آگاه کننده از زبان چند ترومپت به بیان می انجامد و سپس این سازهای زهی هستند که نیم جمله ی اول را که حالت شکاکانه و تا حدی رمزآلود دارد به اجرا گذارند که گویا این تکه ی موسیقایی در فریژین لا تصنیف گشته و همزمان با اجرای آن توسط بخش اعظمی از سازهای زهی نت پدال لا بازهم به گوش می رسد.اینجاست که موتیف آغازین تم اصلی این موومان در محدوده ی زیر کلارینت آن هم با یک حالت مضحک و بازیگوشانه مطرح می شود و در ادامه با ورود هورن ها و دیگر سازها نوبت می رسد که به سازهای زهی بم که در ترکیب با نت پدال سوژه ای جدید را به اجرا می گذارند که بخاطر حالت کروماتیکش مبهم و بغرنج است و ترکیب می شود با نیم جمله ی اول که از زبان هورن به گوش می رسد و در ادامه تکنیک های آهنگسازی پیشرفته و درعین حال ساده ای که بر این نیم جمله و اثربخش کردن یک بافت پلی فونیک مورد استفاده قرار می گیرد.
تم اصلی موومان توسط ویولنسل ها از همان شروع دقیقه ی چهارم بیان می شود و اینجا تنها هنر مالر جوان را باید دید در فن ارکستراسیون و بسط و گسترش مصالح تماتیک و هارمونیک.دقایقی چند بر پایه ی گسترش آزادانه ی این جمله صورت می گیرد تا آنکه به اوجی بی نظیر و مثال زدنی این جمله برسد.به عنوان نمونه این نقطه ی اوج را به خوبی می توانید در اواخر دقیقه ی پنجم گوش دهید.از شروع دقیقه ی هشتم حالت مقدمه با شنیده شدن موتیف هایی از تم دوم (در واقع نقطه ی اوجی که از آن سخن رانده شد همان تم دوم است.) به گوش می رسد و پس از یک سیر و سیر جانانه در یک خواب و رویا که شادی هایی را هم دربرداشت لیکن به یک فضای تراژیک و تاحدی گروتسک می رسیم.در نهایت با یک ریکاپیتولاسیون عجیب و شخصی و کودایی میخکوب کننده موومان به پایان می رسد.
موومان دوم /
شادی و رقص همه جا را فرا می گیرد و نوای خوبی و صلح و دوستی در همه جا زده می شود و مالر ما را به رقصی جان فرسا دعوت می کند که از بازیگوشی سازهای مختلف شکل گرفته و این یکی از آن نقاطی است که وضوح ارکستراسیون مالر را در عین پیچیدگی بافتار موسیقی اش می توان درک کرد.از نظر فرمال به مبانی کلاسیک اسکرتسو وفادار است اما با توجه به موسیقی اواخر قرن نوزدهم و تطبیق آن با نیازهای شنیداری این روزگار و در عین حال تاثیرپذیرفتن از کروماتیسم واگنری.تفسیر بیچکوف در عین کمال و آرامش وحشی گری سازهای زهی بم را در بردارد که هم بکر است و هم مناسب با ارکستر بزرگی که موسیقی مالر را به اجرا می گذارد.علاوه بر شور و احساس وصف نکردنی ای که در این اجرا وجود دارد لایه های عمیق موسیقی مالر هم به گوش شنونده می رسد که در بسیاری از تفسیرهای بزرگان رهبری ارکستر این دیده نشده.در واقع سیمون بیچکوف ادامه دهنده ی همان راه کارلوس کلایبر بزرگ است که در عین شیوایی و سادگی اجراهایش به عمیق ترین لایه های آثار کلاسیک توجه ای شایان داشت و پاسخ به این سوال که چگونه همه ی اینها را به مخاطب انتقال داد؟
موومان سوم /
این قسمت از سمفونی در یک نگاه کلی از یک ساختار سه قسمتی پیروی می کند که هر تکه ی آن خود بازهم به سه بخش کوچکتر دیگر قابل تقسیم است.گویا این موومان مرثیه ای تراژیک برای مرگ یک قهرمان یا افول از نقطه ی صعود زندگی برای هرکسی است یا آگاه سازی مردمان از آنکه مرگ به سراغ هرکسی خواهد آمد.شکلی پیچیده - بی نظیر و مثال زدنی و آموزنده از بافت پلی فونیک که نتیجه ی استفاده ی خردمندانه از تکنیک کانن است مشاهده می شود در تکه ی اول بخش نخستین آن و سپس این بخش منتهی می گردد به یک بخش میانی که دوبل ابواها و ترومپتها را در پی دارد با پیتزیکاتوی زهی ها که یک حالت پلی فونیک بین ابواها و ترومپت ها را در پی دارد.هنگامی که کلارینت یک سوژه خوشحال و بازیگوش را در آغاز دقیقه ی سوم بیان می دارد تاثیر موسیقی یهودیان اروپای شرقی به چشم می خورد.گویا تجسم یک یهودی خوشحال است گه در خیابان ها این حس را که ناشی از دست یافتن به یک گنج است بیان می دارد و در نظر مردم وی دیوانه ای بیش نیست زیرا این خوشحالی با جامه ی کهنه و مندرس وی در تضاد است.دوباره این بخش تکرار می شود با ادغام ویولن ها و ترومپتها و بادی های چوبی و پس از آن سوژه بازیگوش و یک حالت پل و رابط دوباره بخش اصلی تکه ی اولیه ی این موومان از زبان زهی ها با یک انقطاع و خشکی و سردی و در عین خشم به گوش می رسد.الحق که تشریح این موومان سخت است به این سبب که کلام از شیوایی و خلاقیت موسیقی مالر که شرح دهد عاجز است.با یک مدولاسیون نسبتا ناگهانی که در جای صحیح خود چیده شده به سل ماژور موسیقی حالتی تغزلی - دلفریب و فانتزی و لطیف به خود می گیرد و تاثیر آن بر بخش ابتدایی موومان آغازین سمفونی 7 شوستاکوویچ بارز است.در نهایت با یک برگشت عجیب و غریب و کودایی اثربخش و سوال برانگیز موومان تلاطم خود را به پایان رسانده و به سرانجام می رسد.
موومان چهارم /
به طور خلاصه این قسمت از سمفونی یک نتیچه گیری اثربخش از مصالح ارائه شده است که با موتیف های جدید عجین شده.قالب آن سونات درنظر گرفته می شود که با بخش دولوپمانی بحث برانگیز و شکل فشرده و خلاصه یافته ای از ریکاپیتولاسیون خاتمه می یابد.این شکل خلاصگی و کوتاه شدن ریکاپیتولاسیون در سمفونی های اواخر قرن نوزدهم کاملا به چشم می خورد که مثال بارز دیگر آن سمفونی پاته تیک چایکوفسکی است.(موومان اول)
واقعا سپاسگزارم از فراهم نمودن این اجرا که البته بیچکوف به طور کامل با همراهی ارکستر خوب فیلارمونیک چک کل سمفونی های مالر را ضبط کرده که امیدوارم بزودی آن را در سایت ارزشمندتان فراهم کنید و تا همین لحظه اجرایی به فصاحت و دقت و شیوایی تکنیک ضبط از این اثر مزبور نه دیده بودم ونه شنیده.در کنار این تفسیر برداشت های رهبران زیر جالب خواهد بود:
کلاوس تنشتت با همراهی ارکستر فیلارمونیک لندن (که متانت و خاصیت تراژیک اثر را بسیار ملموس می کند.)
کلودیو آبادو با همراهی ارکستر فیلارمونیک برلین (که تزئینات اثر را با سبک و سیاق رهبری اش یعنی حالتی سبک از ادغام سازها چون پر پرنده به خوبی جلوه گر می سازد.)
لئونارد برنشتاین با همراهی ارکستر فیلارمونیک نیویورک (که صحنه های بازیگوشانه اثر را علی الخصوص در موومان سوم به زیبایی نشان داده و اجرایی است حاکی از علاقه و ذوق این فرد به گوستاو مالر.)