Anton Bruckner The Collection (23 CD) (2018)
دیدگاهها و نظرات شما درباره این آلبوم
درود دوست ارجمندم
متن کامل تحلیل سمفونیهای سیبلیوس را نوشته و آماده کردهام و در حال حاضر مشغول بررسی و بازبینی نهایی هستم. برای اطمینان بیشتر لازم دیدم برخی اجراها را دوباره گوش کنم و چند اجرای تازه را نیز بیفزایم؛ همچنین از یک رهبر برجسته چند نسخهی متفاوت پیدا کردهام که بررسی آنها زمان بیشتری گرفت. به همین دلیل روند کار کمی طولانی شد، اما خوشبختانه مراحل پایانی در حال انجام است و بهزودی متن نهایی در سایت منتشر خواهد شد.
با احترام و سپاس فراوان
آنتون بروکنر (۱۸۲۴ تا ۱۸۹۶)، معمار سمفونی، سکوت، ساختار و صدا
آنتون بروکنر، آهنگساز، نوازندهٔ ارگ و آموزگار اتریشی، یکی از ژرفترین و پیچیدهترین چهرههای موسیقی سدهٔ نوزدهم است؛ هنرمندی که نه تنها وارث سنتهای سترگ بتهوون، باخ و واگنر بود، بلکه با خلق سمفونیهایی که همچون بناهای عظیم صوتی در دل زمان ایستادهاند، زبان موسیقایی خاص خود را پدید آورد. زبانی که از ایمان، سکوت، طبیعت، ساختار و تأمل تغذیه میکند و در آن، هر نت پژواکی از اندیشه و تأمل است.
او در روستای آنسفلدن، در خانوادهای ساده و روستایی چشم به جهان گشود. پدرش، آموزگار مدرسهٔ محلی، موسیقی را چون بخشی از زندگی روزانه به فرزندانش میآموخت. پس از مرگ پدر، آنتون نوجوان به صومعهٔ سنت فلوریان راه یافت؛ جایی که ارگ بزرگ کلیسا، با صدای پرطنین و ژرف خود، در جان او طنین انداخت و تا پایان عمر، پیوندی ناگسستنی با او برقرار ساخت. این ارتباط با ارگ، نه تنها در آثار آوازی و قطعههای کوتاه، بلکه در ساختار و رنگآمیزی سمفونیهای سترگ او نیز حضور دارد؛ از رجیستراسیون سازهای بادی تا سکوتهای طولانی و وقفههای تأملبرانگیز.
در وین، به مقام استادی تئوری موسیقی رسید و در دانشگاه نیز تدریس کرد. با وجود جایگاه رسمی، درونیترین انگیزههای او از جنس دیگری بودند: ایمان و تردید، سکوت و جستوجوی بیپایان برای ساختن چیزی که فراتر از قواعد باشد. او موسیقی را نه برای نمایش، بلکه برای بیان چیزی مینوشت که در واژهها نمیگنجید؛ و هر سمفونی، از بخشهای آرام تا قسمتهای پرحجم، از توقفهای طولانی تا حرکتهای سریع، در خدمت ساختن فضایی بود که در آن انسان، طبیعت و صدا در کنار هم قرار میگیرند.
میراث بروکنر در موسیقی آوازی و سمفونیک، نقطهٔ اتصال و پلی میان رمانتیسم و مدرنیته است. تأثیر او بر آهنگسازانی چون مالر و شونبرگ، در ساختار و نگاه به زمان و گسترش موسیقایی، قابلتوجه است. برخلاف بسیاری از همعصرانش، بروکنر بارها آثار خود را بازنویسی کرد. این بازنویسیها گاه به دلیل انتقادها، گاه به توصیهٔ دوستان، و گاه از روی تمایل شخصی انجام میشدند. به همین دلیل، هر سمفونی او چند نسخه و چهره دارد: نسخهٔ اولیه، نسخهٔ اجرایی، و نسخههایی که توسط پژوهشگران یا رهبران ارکستر ویرایش و تنظیم شدهاند. این چندگانگی، نشانهٔ پیچیدگی مسیر اوست؛ نه ضعف، بلکه نتیجهٔ تلاش برای رسیدن به چیزی دقیقتر و کاملتر.
در ادامه، به یکی از آثار کمتر شناختهشده اما بسیار مهم او میپردازیم: سمفونی شمارهٔ صفر، اثری که برخلاف نامش، نه آغازین است و نه بیاهمیت؛ بلکه حلقهای کلیدی در مسیر تحول زبان موسیقایی پختهٔ بروکنر بهشمار میرود.
سمفونی شماره صفر (اثری مستقل، حلقهای حیاتی در مسیر تحول)
سمفونی شماره صفر، یکی از آثار کمتر شناختهشده اما بسیار مهم در میان سمفونیهای آنتون بروکنر است. برخلاف تصور رایج که این اثر را ناپخته یا کماهمیت میپندارد، در حقیقت این سمفونی پلی حیاتی میان جسارتهای آغازین و زبان موسیقایی پختهٔ بروکنر بهشمار میرود. او این اثر را در سال ۱۸۶۹، پس از نگارش سمفونی شماره یک و دو قطعهٔ آوازی بزرگ خود، در وین تصنیف کرد؛ بنابراین، این سمفونی نه متعلق به دوران ابتدایی، بلکه به مرحلهای میانراهی در مسیر تکامل اندیشههای موسیقایی او تعلق دارد.
ماجرای نامگذاری این اثر به شماره صفر، به برخوردی تلخ با اتو دسوف، رهبر ارکستر اپرای دربار وین، بازمیگردد. دسوف که از ساختار نوآورانه و هارمونیهای پیچیدهٔ اثر چیزی درنیافت، با لحنی طعنهآمیز پرسید: تم اصلی کجاست؟ و این واکنش، برای بروکنری فروتن و تازهکار، بسیار سنگین بود. او اثر را کنار گذاشت، بر پارتیتور عبارت نامعتبر و باطل شده نوشت، و در نهایت آن را شماره صفر نامید. این صفر نه به معنای آغازین، بلکه به معنای خارج از شمارش و کنار گذاشتهشده بود. با این حال، بروکنر اثر را نه نابود کرد و نه منتشر ساخت؛ بلکه در سکوت، آن را به بایگانی سپرد.
برخلاف قطعهٔ مطالعه در فا مینور، این اثر کاملاً جدی و کامل است و شایستگی ارزیابی مجدد را دارد. از نظر نسخهشناسی، سمفونی شماره صفر گرفتار تعدد نسخهها نیست و از سه نسخهٔ اصلی برخوردار است: دستنویس اولیهٔ سال ۱۸۶۹، نسخهٔ منتشرشده توسط یوزف وس در سال ۱۹۲۴، و نسخهٔ انتقادی و استاندارد لئوپولد نواک در سال ۱۹۶۸، که امروزه مبنای اکثر اجراهای مدرن است. در برخی اجراهای خاص، نسخهٔ اولیه نیز اجرا شده است که جسارت، خامی و آزادی ساختاری بیشتری را نشان میدهد.
این سمفونی از چهار موومان تشکیل شده و نمایانگر بروکنری است که میان سنتهای کلاسیک بتهوون و شوبرت و زبان نوگرایانهٔ هارمونیک خود، تحت تأثیر واگنر، در کشاکش است. ساختار اثر، ارکستراسیون گسترده، بهرهگیری از لرزشهای زهی، رجیستراسیون ارگمانند در سازهای بادی برنجی، و سکوتهای تأملبرانگیز، همگی از ویژگیهایی هستند که بهتدریج امضای سبک بروکنر میشوند. بسیاری از عناصر سبکی منحصربهفرد او برای نخستین بار در این سمفونی به شکلی منسجم ظاهر میشوند و آن را به پیشدرآمدی برای بلوغ موسیقاییاش بدل میسازند.
بررسی موومانها
موومان نخست با حالتی قاطع و پرانرژی آغاز میشود. برخلاف بسیاری از آثار دیگر بروکنر که با لرزشهای آرام در سازهای زهی آغاز میشوند، اینجا آغاز با ضربآهنگی مشخص و پرشتاب در گروه زهیهاست. نخستین بخش، در فضای جدی و پرکشش، حالتی کوبنده دارد که یادآور برخی آثار بتهوون مانند سمفونی نهم اوست. بخش دوم، آرامتر و نرمتر است و در سازهای زهی بالا شنیده میشود. این بخش، حالتی آوازی دارد و در برابر بخش نخست، تضادی روشن ایجاد میکند. بخش سوم، با حالتی نیرومند و پرشتاب، این دو قطب را به هم پیوند میدهد. در بخش میانی، صداها در هم تنیده میشوند و حرکتهای پیاپی و گسترشیافته، تنش را افزایش میدهند. بازگشت به بخش آغازین، با صدایی پررنگتر و پایانبندی قاطع، این موومان را با انسجامی کامل به پایان میرساند.
موومان دوم، با حالتی آرام و کشیده، نقطهٔ مرکزی آرامش در این سمفونی است. آغاز آن با ملودیای ساده و کشیده در سازهای زهی بالا همراه است؛ ملودیای که یادآور فضای آثار شوبرت است. در بخش میانی، حال و هوا سنگینتر میشود و سازهای بادی چوبی نقش برجستهتری مییابند. حرکت تدریجی به سوی اوج، با ورود سازهای بادی فلزی، حالتی گستردهتر و پرطنینتر پدید میآورد. این اوج، نمونهای از توانایی بروکنر در ساختن لحظاتی پرکشش و پرقدرت است که در آثار بعدی او نیز دیده میشود. پایان این موومان، با بازگشت به فضای آغازین، حالتی آرام و دروننگر دارد و شنونده را به سکوتی طولانی میبرد.
موومان سوم، که با سرعتی بالا نوشته شده، یکی از پرتحرکترین بخشهای این سمفونی است. آغاز آن با ضربآهنگی کوبنده و بیوقفه همراه است که حالتی نیرومند و پرشتاب دارد. در بخش میانی، حال و هوا بهکلی دگرگون میشود: ملودیای ساده و آرام، با همراهی سازهای بادی و هورن، فضایی روستایی و سبکبال پدید میآورد. این تضاد میان دو بخش، از ویژگیهای ساختاری این موومان است. بازگشت به بخش آغازین، با همان شدت و ضربآهنگ، موومان را به پایان میبرد؛ بیآنکه از نیروی خود بکاهد یا به آرامشی برسد.
موومان چهارم با بخشی آهسته و ناپایدار آغاز میشود. این بخش آغازین، حالتی جستجوگر دارد و فضای انتظار و تردید را پدید میآورد. پس از آن، بخش اصلی با سرعتی بیشتر آغاز میشود. نخستین بخش، حالتی پرتحرک و قاطع دارد و دومین بخش، آرامتر و کشیدهتر است. در بخش میانی، بروکنر بهگونهای غیرمنتظره، بخشی از یکی از آثار آوازی خود را وارد میکند؛ لحظهای که پیوندی میان موسیقی بیکلام و آثار مذهبی او برقرار میسازد. پایان این موومان، برخلاف بسیاری از آثار دیگر بروکنر که در پایان به گامی روشنتر میرسند، در همان فضای آغازین باقی میماند و با لحنی قاطع و بدون تغییر، سمفونی را به پایان میرساند.
اجراهای شاخص سمفونی شماره صفر:
اویگن یوخوم با ارکستر سمفونیک رادیو باواریا
خوانشی گرم، انسانی و سرشار از صداقت درونی. یوخوم، با انعطاف در سرعت و توجه به جریان طبیعی موسیقی، به اثر اجازه میدهد تا با طمأنینه و وقار پیش رود. موومان دوم در دستان او نه صرفاً آرام، بلکه گفتوگویی پرشور و پرمعناست. او در شکلدادن به اوجهای تدریجی مهارت دارد و موومان نخست و پایانی را با نیرویی درونی و بیاغراق به نقطهٔ کمال میرساند. این اجرا برای شنوندگانی که به دنبال تفسیری صمیمی، پرمایه و وفادار به روح اثر هستند، انتخابی درخشان است.
برنارد هایتینک با ارکستر کنسرتخباو آمستردام
اجرایی نجیب، متعادل و بسیار سنجیده. هایتینک، با دقتی معمارانه و پرهیز از هرگونه اغراق، این سمفونی را با وقار و شفافیت هدایت میکند. صدای گرم و یکپارچهٔ ارکستر، بهویژه در سازهای بادی در موومان دوم و بخش میانی موومان سوم، کیفیتی دلنشین و طبیعی دارد. بخشهای پرتحرک، با انرژی کنترلشده و بدون شتاب اجرا میشوند. این اجرا بر جنبههای روشن، کلاسیک و ساختارمند اثر تأکید دارد.
گئورگ تینتنر با ارکستر ملی سلطنتی اسکاتلند
اجرایی صادقانه، روشن و سرشار از وضوح ساختاری. تینتنر، با نگاهی وفادار به متن و پرهیز از جلوهگری، این سمفونی را چون سندی معتبر و مستقل مینوازد. موومان سوم با وجود سرعت بالا، کاملاً منظم و دقیق اجرا میشود. موومان دوم، روان و پرحس است و موومان پایانی، با وجود پیچیدگیهایش، انسجامی کامل دارد. این اجرا نقطهٔ آغاز مناسبی برای درک دقیق پارتیتور و زبان موسیقایی بروکنر است.
ریکاردو شایی با ارکستر سمفونی برلین آلمان
اجرایی پرانرژی، درخشان و بسیار پرتحرک. شایی، با تأکید بر تضادهای صوتی و رنگآمیزی دقیق ارکستر، جنبههای نوآورانهٔ اثر را برجسته میسازد. موومان نخست با سرعتی بالا و هیجانی شدید اجرا میشود. ارکستر صدایی شفاف، قوی و امروزی دارد. موومان دوم، به تصویری صوتی و پرجزئیات بدل میشود و موومان پایانی، با نیرویی فزاینده، به نقطهٔ اوج میرسد. این اجرا، تفسیری مدرن و پرشتاب از بروکنر ارائه میدهد.
استانیسلاو اسکروواچفسکی با ارکستر سمفونیک رادیو زاربروکن
اجرایی آرام، سنجیده و سرشار از عمق. اسکروواچفسکی، با انتخاب سرعتهای متعادل و توجه به لایههای درونی موسیقی، به اثر مجال تنفس و گسترش میدهد. موومان دوم، با لحنی متأملانه و پرمعنا اجرا میشود و موومان پایانی، با مقدمهای آرام و پرابهام، بهتدریج به نقطهٔ اوج میرسد. پایان در همان فضای تیرهٔ آغازین باقی میماند و حس سرنوشت و پذیرش را منتقل میسازد. این اجرا، برای شنوندگانی که به دنبال تأمل و ژرفنگریاند، تجربهای ارزشمند است.
دانیل بارنبویم با ارکستر سمفونیک شیکاگو
اجرایی پرقدرت، کوبنده و سرشار از شکوه صوتی. ارکستر شیکاگو، بهویژه گروه سازهای بادی برنجی، در اوج توانایی خود ظاهر میشود. بارنبویم، با نگاهی پرشور و تأکید بر جنبههای نمایشی، این سمفونی را به بیانی پرهیجان و پرطنین بدل میسازد. موومان نخست و سوم با نیرویی انفجاری اجرا میشوند. موومان دوم، پرحس و پرکشش است و موومان پایانی، با انرژی فراوان، به نقطهٔ اوج میرسد. این اجرا، تجربهای شنیداری پرشتاب و پرجاذبه فراهم میآورد.
الیاهو اینبال با ارکستر رادیو فرانکفورت
اجرایی پرتحرک، پرکنتراست و دقیق. اینبال، با بهرهگیری از شدتهای صوتی متنوع و رنگآمیزی روشن، به اثر حالتی زنده و پرجنبوجوش میبخشد. موومان دوم، پرحس و پرشور است؛ موومان سوم، با ضربآهنگی منظم و قوی، حالتی کوبنده دارد؛ و موومان پایانی، با انسجامی روشن و نیرویی پیوسته، به پایان میرسد. این اجرا، تصویری امروزی و پرانرژی از بروکنر ارائه میدهد.
گنادی روژدستونسکی با ارکستر وزارت فرهنگ شوروی
اجرایی پرطنین، پرشور و با شدت صوتی بالا. سازهای بادی برنجی با قدرت میدرخشند و شدتهای صوتی در سراسر اثر برجستهاند. موومان دوم، حالتی پرکشش و پرتنش دارد؛ موومان سوم، با ضربآهنگی قوی و بیامان، به جلو رانده میشود؛ و موومان پایانی، با فورانهای صوتی پیاپی، به نقطهٔ اوج میرسد. این اجرا، تصویری پرقدرت و پرهیجان از اثر عرضه میکند.
گئورگ شولتی با ارکستر سمفونیک شیکاگو
اجرایی باشکوه، دقیق و پرطنین. شولتی، با بهرهگیری از صدای درخشان ارکستر و شدتهای صوتی سنجیده، اثری منسجم و پرجاذبه میآفریند. موومان دوم، با وقاری آرام و صدایی شفاف اجرا میشود؛ موومان سوم، پرشتاب و نیرومند است؛ و موومان پایانی، با نیرویی پیوسته و روشن، به نقطهٔ اوج میرسد. این اجرا، تصویری پرشکوه و ساختارمند از بروکنر ارائه میدهد.
تحلیل و جمعبندی نهایی:
مقایسهٔ اجراهای شاخص این سمفونی، نه تنها تفاوتهای تفسیری، بلکه نگرشهای گوناگون نسبت به بروکنر و جایگاه این اثر را آشکار میسازد. در یک سوی طیف، رهبرانی قرار دارند که بر وضوح ساختار، شفافیت بافت و تعادل صوتی تأکید دارند؛ در سوی دیگر، مفسرانی که در پی بیان پرشور، قدرت ارکستر و هیجان لحظهاند. میان این دو قطب، صداهایی هستند که به درونگرایی، تأمل و معنای نهفته در سکوتها توجه دارند.
گئورگ تینتنر و برنارد هایتینک را میتوان در شمار معماران ساختار دانست. تینتنر، با اجرایی دقیق و روشن، به طراوت و تازگی اثر وفادار میماند و ساختار را با دقتی تحلیلی آشکار میسازد. موومان سوم در خوانش او، با ضربآهنگی دقیق و منظم، حالتی روشن و سنجیده دارد. موومان پایانی، با وجود پیچیدگیهایش، انسجامی کامل مییابد. هایتینک، با ارکستر مجرب کنسرتخباو، صدایی گرم و متعادل ارائه میدهد و بر خطوط ملودیک بلند و تناسبات درونی تأکید دارد. موومان دوم در خوانش او، با صدایی شفاف و آرام، حالتی روشن و کلاسیک دارد. اگر تینتنر به اصالت و سادگی اثر میاندیشد، هایتینک آن را در قالبی سنجیده و کلاسیک بازمیتاباند.
در سوی دیگر، دانیل بارنبویم و اویگن یوخوم قرار دارند که هر یک به شیوهای متفاوت، درونمایهٔ احساسی و بیانی اثر را برجسته میسازند. بارنبویم، با ارکستر شیکاگو و سازهای بادی برنجی پرقدرت، اجرایی پرشور و پرطنین ارائه میدهد که گویی از دل زمین میجوشد. موومان سوم در خوانش او، سنگین، کوبنده و پرانرژی است؛ موومان پایانی، با نیرویی انفجاری، به نقطهٔ اوج میرسد. یوخوم، با انعطاف در سرعت و توجه به نغمههای آرام، اجرایی انسانی و پرمعنا میآفریند که در آن هر صدا، پژواکی از درون است. موومان دوم در خوانش او، نه صرفاً آرام، بلکه گفتوگویی پرشور و پرمعناست؛ موومان پایانی، با نیرویی درونی و بیاغراق، به کمال میرسد.
ریکاردو شایی و گنادی روژدستونسکی، هر دو بر قدرت ارکستر و شدتهای صوتی تأکید دارند، اما با دو رویکرد متفاوت. شایی، با صدایی روشن و دقیق، بر جزئیات ارکستراسیون و هیجان ناشی از سرعت و دقت تمرکز دارد. اجرای او چون جریانی تند و پرشتاب پیش میرود. موومان سوم در خوانش او، سریعترین و پرتحرکترین است؛ موومان پایانی، با نیرویی فزاینده، به نقطهٔ اوج میرسد. در مقابل، روژدستونسکی با شدتهای صوتی بالا و ضربآهنگهای قوی، تصویری پرقدرت و زمینی از اثر عرضه میکند. موومان سوم در خوانش او، کوبنده و بیامان است؛ موومان پایانی، با فورانهای پیاپی، به اوجی پرشور میرسد.
استانیسلاو اسکروواچفسکی در جایگاهی مستقل ایستاده است. او نه به دنبال هیجان لحظه است و نه صرفاً به ساختار میاندیشد. او این سمفونی را بخشی از مسیر کلی بروکنر میبیند و با سرعتهای سنجیده، به شنونده فرصت میدهد تا در فضای موسیقی غوطهور شود و معنای هر نغمه را، بهویژه در موومان دوم و مقدمهٔ موومان پایانی، درک کند. موومان دوم در خوانش او، با لحنی متأملانه و پرمعنا اجرا میشود؛ موومان پایانی، با مقدمهای آرام و پرابهام، بهتدریج به نقطهٔ اوج میرسد و در همان فضای تیرهٔ آغازین باقی میماند.
در موومان سوم، تضادها بهروشنی نمایان میشوند. شایی سریعترین و پرتحرکترین اجرا را ارائه میدهد؛ بارنبویم سنگینترین و کوبندهترین خوانش را عرضه میکند؛ تینتنر، با دقت ریتمیک، اجرایی روشن و سنجیده میسازد؛ هایتینک، با مهار قدرت و لحنی آرام، اجرایی متعادل و دلنشین ارائه میدهد.
در پایان، هر یک از این خوانشها، چهرهای متفاوت از سمفونی شمارهٔ صفر را نمایان میسازند: از وقار سنتی یوخوم تا صداقت تینتنر، از شکوه صوتی شولتی تا نیروی زمینی روژدستونسکی، از دقت مدرن اینبال تا ژرفنگری اسکروواچفسکی. این تنوع، نه نشانهٔ تردید، بلکه گواهی است بر غنای بیپایان میراث بروکنر و ظرفیت گستردهٔ این اثر برای تفسیرهای گوناگون
سمفونی شماره یک
این سمفونی نخستین اثر شمارهدار آنتون بروکنر، میان سالهای ۱۸۶۵ تا ۱۸۶۶ در شهر لینتس تصنیف شد و در سال ۱۸۶۸ برای نخستین بار اجرا گردید. برخلاف سمفونی شماره صفر که از سوی خود آهنگساز کنار گذاشته شد، این اثر از نظر بروکنر نخستین سمفونی واقعی اوست؛ اثری که با جسارت، شور جوانی و ساختاری منسجم، آغازگر راهی شد که به بناهای سترگ و پیچیدهٔ آینده انجامید.
بروکنر خود این اثر را با عنوانی طنزآمیز و پرمعنا دخترک گستاخ یا جاروی گستاخ نامیده بود؛ لقبی که نشان از انرژی بیمهار، جسارت در ساختار و طغیان موسیقایی آن دارد. این سمفونی، گسستی آگاهانه از آثار پیشین او، بهویژه قطعهٔ مطالعه، محسوب میشود و سرشار از تضادهای دراماتیک، نوآوریهای هارمونیک و لحنی جوانانه است که فضای موسیقی آن زمان را به چالش کشید.
در این اثر، ارکستر کامل رمانتیک با سه ترومپت، سه ترومبون، تیمپانی و سازهای بادی کامل حضور دارد. استفاده از لرزشهای زهی، رجیستراسیون حجیم در سازهای بادی برنجی، و سکوتهای متأملانه، همگی از ویژگیهایی هستند که در این سمفونی بهصورت منسجم و کامل ظاهر شدهاند. شور جوانی، جسارت در شکلدادن به فرم، و ترکیب تأثیرات واگنر، بتهوون و موسیقی آوازی مذهبی، این اثر را به نقطهٔ آغاز میراث سمفونیک بروکنر بدل میسازد.
درک کامل این سمفونی بدون شناخت نسخههای متعدد آن ممکن نیست؛ مسئلهای که در بسیاری از آثار بروکنر تکرار میشود و در اینجا نیز اهمیتی اساسی دارد.
نسخهٔ لینتس، که در سال ۱۸۶۶ به پایان رسید، شکل اصلی و اولیهٔ سمفونی است. این نسخه بسیار جسورانه، خام و سرشار از ایدههای نو است. بروکنر پیش از اجرای این اثر در وین در سال ۱۸۷۷، تغییراتی جزئی در ارکستراسیون و شدتهای صوتی اعمال کرد که پایهٔ اصلی بیشتر اجراهای امروزی شد. نسخهٔ رابرت هاس در سال ۱۹۳۵ کوشید با ترکیب بخشهایی از نسخههای مختلف، به نیت اصلی آهنگساز نزدیک شود. اما لئوپولد نواک در سال ۱۹۵۳ نسخهٔ ۱۸۷۷ را بهصورت مستقل و دقیق منتشر کرد که امروزه رایجترین نسخهٔ اجرایی از نسخهٔ لینتس است. ویلیام کاراگان نیز تلاش کرده است نسخهٔ ۱۸۶۶ را بازسازی کند و تفاوتهای آن با نسخهٔ نواک را برجسته سازد.
در سالهای ۱۸۹۰ تا ۱۸۹۱، بروکنر پس از اتمام سمفونی هشتم، به سراغ سمفونی اول خود رفت و آن را به شکلی اساسی بازنویسی کرد. این نسخه، که به نسخهٔ وین معروف است، دارای ارکستراسیون گستردهتر، کنترپوان پیچیدهتر و هارمونیهای پختهتر است. با این حال، بسیاری از منتقدان و رهبران ارکستر، انرژی و اصالت نسخهٔ لینتس را ترجیح میدهند. بروکنر خود در مورد این بازنویسی گفته بود: میخواستم آن را آکادمیکتر کنم، اما آتش اصلی را از دست دادم.
تحلیل موومانها (بر اساس نسخهٔ لینتس)
موومان نخست، با ساختار سونات، برخلاف سنت آغازین بروکنر، نه با لرزشهای آرام در زهیها، بلکه با ضربآهنگی کوبنده و حالتی مارشگونه در ویولنها و ویولنسلها آغاز میشود. تم نخست، با حالتی سرسخت، پرانرژی و ریتمدار، شخصیت بیپروا و جوان سمفونی را بلافاصله آشکار میسازد. تم دوم، با لحنی آرامتر و روشن، در ویولنها شکل میگیرد و حالتی تسلیبخش دارد. تم سوم، با حالتی سرودی، توسط سازهای بادی برنجی اجرا میشود و فضایی باشکوه میآفریند. بخش گسترش، با وارونگی تمها، دگرگونیهای هارمونیک و تنشهای تدریجی، تمها را به شکلی طوفانی و پیچیده در هم میآمیزد. بازگشایش، با ارکستراسیونی پرحجمتر و پایانبندی قاطع، موومان را با لحنی جدی و استوار به پایان میرساند.
موومان دوم آداجیو، یکی از ژرفترین و پرحسترین موومانهای آهستهٔ آغازین بروکنر است. ساختار آن پنجبخشی است و با ملودیای آرام و روشن در ویولنهای اول آغاز میشود. بخش میانی، با حالتی تیرهتر و اندوهبار، به نقطهای پرتنش و پرقدرت میرسد. بازگشتهای بخش نخست، هر بار با ارکستراسیونی غنیتر و حسی عمیقتر همراهاند. بروکنر در این موومان، با بهرهگیری از سکوتها و مکثهای سنجیده، تعلیق و انتظار را بهخوبی شکل میدهد. پایانبندی، با محو شدن تدریجی آکوردها، شنونده را در حالتی از آرامش و تأمل رها میسازد.
موومان سوم، با سرعت بالا، رقصی پرانرژی، خشن و سرزنده است. بخش نخست، با ضربآهنگی کوبنده و تضادهای شدید، حالتی زمینی و پرقدرت دارد. تغییرات ناگهانی در شدت، به آن حالتی غیرقابل پیشبینی میبخشد. بخش میانی، با لحنی ساده و لطیف، توسط سازهای بادی و هورن اجرا میشود. بازگشت به بخش نخست، با همان شدت و ضربآهنگ، موومان را با نیرویی تمامعیار به پایان میبرد.
موومان پایانی، فینالهای با آغاز پرطنین و پرشتاب، یکی از پیچیدهترین و جسورانهترین بخشهای این سمفونی است. ساختار آن، فرم سونات پیچیده و چندبخشی دارد. تم نخست، پرخاشگر و پرشتاب است؛ تم دوم، آرامتر و روشنتر. در بخش گسترش، بروکنر با بهرهگیری از چندصدایی و حرکتهای متقابل، درگیری میان دو فضای متضاد را به اوج میرساند. پایانبندی، پس از کشمکشی نفسگیر، مسیر خود را به سوی روشنایی میگشاید و با لحنی پیروزمند و پرقدرت، سمفونی را به پایان میبرد.
سلام به ادمین گرامی سایت
اول از همه بابت این سایت عالی و زیبا از شما ممنونم، من چند پیام در چند روز گذشته فرستادم ولی نه پاسخی به آن دادید و نه در سایت گذاشتید؟!
در بخش دیدگاه های من هم فقط یک پیام من که در اینجا گذاشتم ثبت شده است؟!
در قسمت آخرین و جدیدترین دیدگاههای کاربران نیز چرا پیام های کسی که پاسخی به یکی از نظرات کاربران نوشته را نشان نمیدهد؟ مثلا شخصی نظری را دو ماه پیش در سایت ثبت کرده و من اگر پاسخ یا دیدگاهی در مورد آن نوشتم را در صفحه آخرین نظرات کاربران نشان نمیده تا از آن مطلع شده و آن را ببینیم؟!
در بخش نظرات کاربران که در زیر پست های سایت نشان میدهد را هم این محدودیت نمایش نظرات که فقط 5 عدد از آخرین پیامها را نمایش میده و برای دیدن ادامه نظرات باید گزینه بارگذاری نظرات بیشتر را بزنیم را لطفا بردارید و همه پیامهای کاربران نمایش داده بشه، یا حداقل تعداد نظرات نمایش داده شده را 20 عدد بگذارید.
لطفا بصورت کلی امکانات، تنوع و گزینه های نظرات کاربران را یک رسیدگی و بروزرسانی کامل کنید و آن را کاملتر و تکمیل تر کنید
این تم سایت را هم چطور عوض کنم؟ گزینه تغییر آن را پیدا نکردم. گاهی با تم تاریک برام میاد و گاهی با تم سفید
با تشکر