
دیدگاهها و نظرات شما درباره این آلبوم
تا پیش از سمفونی فانتاستیک برلیوز نمی توان اثری ارکسترال را پیدا نمود که در آن هارپ نقش ویژه ای داشته باشد مگر همین اثر موتسارت.در این اثر که فلوت ارجحیت بیشتری دارد هارپ قرار است برای همراهی پارتی تکنیکی و سخت را بنوازد و لحظاتی هم از اجرای تکه های ملودیک برخوردار می شود.فضای کلی اثر شادمان و سرزنده است و از آثاری است که برای شناخت روند ساخت ملودی توسط موتسارت می توان به آن استناد کرد.خواهشمندم برای درک این موضوع ملودی های موومان اول سمفونی ۴۰ موتسارت (تم اول) و موومان دوم این اثر آهنگساز (تم اول) را با هم مقایسه کنید.این همان سبک ملودی ساختن موتسارت است که در سونات ۱۱ وی هم در موومان اول و هم در مارش ترکی اش نمایان است.
همانطور که گفتم زابالتا بسیار دقیق پارت اثر را با شور و احساسی وصف ناپذیر اجرا می کند و کارل بوم هم هیچ نکته ای را در رهبری فرو نمی گذارد و شولز هم بسیار شیرین و نرم نوازندگی می کند و همه اینها با همراهی ارکستر فیلارمونیک وین دست به دست هم می دهد تا ضبطی ناب و بی نظیر را برای علاقه مندان فراهم کند.تکنیک ضبط مناسب است و شفافیت بالایی دارد.امیدوارم از شنیدن این اثر لذت ببرید.
این اثر او شاید یکی از نامتعارف ترین های آن زمان باشد.در اواخر قرن ۱۸ به سازهایی چون:هارپ - ویولا - توبا و حتی ترومبون اهمیت زیادی داده نمی شد و ردپای آنها گه گاهی در آثار اپرایی دیده می شود و مثلاً کاربرد ترومبون برای سنگین کردن خط باس بود یا تا قبل از برلیوز کاربرد شاخصی از توبا نشده بود و این در مورد سازهایی چون کرآنگله و مثلث و سنج هم صدق می کند.برای نمونه بتهوون بود که مثلث و سنج را در فرم سمفونی معرفی کرد (سمفونی ۹ - کرال) و در قرن ۱۹ که با جنبش رمانتی سیسم در موسیقی مواجه ایم مثال های شاخصی برای استفاده این دو ساز در سمفونی نمی بینیم مگر در سمفونی ۴ برامس - ۴ و ۶ چایکوفسکی و ۹ دورژاک.کسانی که بسیار برای گسترش ارکستر در قرن ۱۹ زحمت کشیدند یکی مه یربیر و واگنر از آلمان - برلیوز و شابریه از فرانسه - چایکوفسکی از روسیه و وردی از ایتالیا است.(مه یربیر و واگنر در اپراهای خود ارکسترهای بزرگی را طلبیدند و سازهایی که محجوب شده بودند و یا جدید بودند را در آثارشان استفاده کردند و الگوی بسیار مناسبی برای سازبندی برای آهنگسازان نسل بعد شدند.مثلا استفاده از کرآنگله توسط مه یربیر که از اواخر باروک تا روزگاری که می زیست کاربردش کم رنگ شده بود یا توبای واگنری - برلیوز صدای ویژه ای از ویولا در کارهای ارکسترالش بیرون می کشد و ابعاد ارکستر را در آثاری چون: سمفونی فانتاستیک - هارولد در ایتالیا و تروایی ها و چند اورتورش افزایش می دهد. - اثر اسپانیای شابریه مثال خوبی برای یک ارکستراسیون عظیم و شفاف است. - چایکوفسکی در باله ی فندق شکن اولین استفاده ی شاخص را از ساز چلستا انجام می دهد. - در اپراهایی چون زن روسپی - ریگولتو و آیدا به نمونه های خوبی از سازبندی برمی خوریم.)
البته در همین قرن افرادی هستند که توجه ای به ارکستراسیون ندارند و آنچه که برایشان اهمیت دارد درونیات و ساختار و انسجام یک قطعه ی موسیقی است و توجه ای ویژه داشتن به علومی چون هارمونی و کنترپوآن مثل برامس مگر در شروع سمفونی ۳ خودش که با ارکستراسیونی عظیم قطعه را آغاز می کند که بتواند جوابی دندان شکن به منتقدان موسیقی اش بدهد.این در مورد افرادی چون مندلسون و شومان هم می تواند صادق باشد.
در واقع همه این گفته ها کلیت هایی بود تا افق دیدمان درباره علم ارکستراسیون در آثار و نظر آهنگسازان بزرگ قرن ۱۹ افزایش یابد.
درود بر کادر محترم سایت نفیس والا موزیک
سپاس فراوان از زحمات همیشگی تان
موتسارت در طول عمر خود آثار فراوانی برای سازهای مختلف و ارکستر در فرم های مختلف نوشته است و اگر بخواهیم از میان آنها نگاهی گذرا به کنسرتوهایش بیندازیم و تحلیل و تفسیر کنیم در چند کتاب قطور بسنده نمی شود؛زیرا شاید او به طناز و بذله گوی در موسیقی معروف باشد اما واقعیت این است که لابهلای آثارش به نکات ظریفی برمی خوریم که حتی بعد از او یا به آنها توجه ای نداشته اند یا نتوانستند مثل او با آن مهارت و ذوق و احساس آنها را به کار ببندند.مثلا: استفاده بارز از نت آپاژیاتور (در علم هارمونی ما با یک ملودی مواجه ایم که از تعدادی نت تشکیل شده و وظیفه ما این است که برای آن تعدادی آکورد که باعث می شود از نظر عمودی یعنی به طور همزمان صدا بسط و گسترش یابد پیدا و انتخاب کنیم و پایه انتخاب آکورد در موسیقی تونال (موسیقی قرن ۱۸ و ۱۹) غالبا تریاد یعنی آکورد سه صدایی - آکورد چهارصدایی (هفت) و گه گاهی نهم و شاید یازدهم است و یکسری از نت های ملودی به آکورد موردنظر مربوط نیستند و به نوعی بیگانه اند و معمولا حل می شوند بر یکی از نت های آکورد که به آنها نت های غیر هارمونیک می گویند و آپاژیاتور یکی از مهم ترین آنهاست.) مصداق گفته من را در سونات ۱۱ وی دریابید.