—
این ضبطِ واسیلی سینایسکی (Vassily Sinaisky) با ارکستر سمفونیک مالمو، پایان چرخهٔ سمفونیهای فرانتس اشمیت (Franz Schmidt) برای ناکسوس است؛ چرخهای که با چهارمین سمفونی به شناختهشدهترین اثر ارکسترال آهنگساز میرسد. این موسیقیِ رمانتیک متأخر، در سوگ دختر اشمیت شکل گرفته و سینایسکی بیش از تأکید بر هیجان بیرونی، انسجام معماری اثر را برجسته میکند. گاردین توانایی او در انتقال شکوه فشرده و ساختار محکم سمفونی و همچنین قدرت ارکستر مالمو در اوجها را ستوده است. تکنوازیهای ترومپت و ویولنسل از نقاط برجستهٔ اجرا هستند و بخش آداجیو، با حرکت از تغزل به فضای سوگوارانه، مرکز عاطفی سمفونی را میسازد. BBC Music Magazine نیز تسلط سینایسکی بر ساختار و انتخاب تمپوها را تحسین کرده است. بااینحال، همهٔ منتقدان همنظر نیستند: MusicWeb اجرای ارکستر را عالی میداند، اما معتقد است دراماتیکبودن و انباشت عاطفی اثر میتوانست نیرومندتر باشد. همین خویشتنداری، بسته به انتظار شنونده، هم امتیاز این تفسیر است و هم محدودیت آن.

I. Allegro molto moderato - Passionato -
Malmo Symphony Orchestra & Vassily Sinaisky

II. Adagio - Più lento - Adagio -
Malmo Symphony Orchestra & Vassily Sinaisky

III. Molto vivace -
Malmo Symphony Orchestra & Vassily Sinaisky

IV. Tempo primo un poco sostenuto - Passionato - Tempo primo: Allegro molto moderato
Malmo Symphony Orchestra & Vassily Sinaisky

Adagio
Malmo Symphony Orchestra & Vassily Sinaisky

Vivace alla marcia
Malmo Symphony Orchestra & Vassily Sinaisky

Lento - Andante tranquillo - Allegretto molto moderato - Più tranquillo
Malmo Symphony Orchestra & Vassily Sinaisky

Allegro - Presto -
Malmo Symphony Orchestra & Vassily Sinaisky

Lento - Adagio
Malmo Symphony Orchestra & Vassily Sinaisky

Vivace
Malmo Symphony Orchestra & Vassily Sinaisky

A tempo
Malmo Symphony Orchestra & Vassily Sinaisky
فرانتز اشمیت (۱۸۷۴–۱۹۳۹)
او از آهنگسازان بسیار مهم اواخر رمانتیسم اتریشی است که در قرن بیستم زندگی میکرد، اما زبان موسیقیاش تا حد زیادی در سنت بروکنر–مالر–رِگِر باقی ماند.
خودش نوازندهی برجستهی ویلنسل بود و عضو ارکستر اپرای دربار وین در دوران رهبری گوستاو مالر بود و مرتباً زیر دست مالر مینواخت.
زندگی دردناک و پر رنجی داشت. سراسر عمر با بیماری دست به گریبان بود. همسرش دچار اختلالات شدید روانی بود و سالها بعد توسط نازیها در اردوگاه کار کشته شد. دخترش اِما اشمیت در جوانی بطور ناگهانی درگذشت و مرگش لطمهی روحی سنگینی به اشمیت وارد کرد.
وی چهار سمفونی نوشت که در بینشان سمفونی چهارم مهمترین و تراژیکترین اثر اوست که آن را به یادبود مرگ دخترش نوشت. خودش این اثر را «رکوئیم برای دخترم» توصیف کرده بود. این سمفونی انعکاسی از تمام رنجها و ناملایمات زندگی اوست.
ترومپت سولوی شروع این سمفونی یکی از بدیعترین خطوط تماتیک کل تاریخ موسیقی است. و آداجیوی حسرتبار آن که تم زیبایش با سولوی ویلنسل (ساز خود اشمیت) آغاز میشود، تا مدتها رهایتان نخواهد کرد...
دیدگاهها(۲)