
پخش آنلاین، دانلود و اطلاعات تکمیلی

Pomp and Circumstance Marches, Op. 39: No. 4 in G Major
Andrew Davis
![Cello Concerto in E minor Op.85 : I Adagio - Moderato [Excerpt]](https://dc.vmusic.ir/wp-content/uploads/2021/03/VA-The-Classical-Guide-to-Elgar-2010-150x150.jpg)
Cello Concerto in E minor Op.85 : I Adagio - Moderato [Excerpt]
Arto Noras

Chanson de matin, Op. 15 No. 2
Andrew Davis

Enigma Variations, Op. 36: I. Theme
Andrew Davis

Enigma Variations, Op. 36: II. CAE
Andrew Davis

Enigma Variations, Op. 36: III. HDS-P
Andrew Davis

Enigma Variations, Op. 36: IV. RBT
Andrew Davis

Enigma Variations, Op. 36: V. WNB
Andrew Davis

Enigma Variations, Op. 36: VI. RPA
Andrew Davis

Enigma Variations, Op. 36: VII. Ysobel
Andrew Davis

Enigma Variations, Op. 36: VIII. Troyte
Andrew Davis

Enigma Variations, Op. 36: IX. WN
Andrew Davis

Enigma Variations, Op. 36: IX. Nimrod
Andrew Davis

Enigma Variations, Op. 36: XI. Dorabella
Andrew Davis

Enigma Variations, Op. 36: XII. GRS
Andrew Davis

Enigma Variations, Op. 36: XIII. BGN
Andrew Davis

Enigma Variations, Op. 36: XIV. *** (Romanza)
Andrew Davis

Enigma Variations, Op. 36: XV. EDU (Finale)
Andrew Davis

Introduction and Allegro, Op. 47
Andrew Davis

Symphony No. 2 in E-Flat Major, Op. 63: I. Allegro vivace e nobilmente
Andrew Davis

Pomp and Circumstance Marches, Op. 39: No. 1 in D Major (Land of Hope and Glory)
Andrew Davis

Chanson de nuit, Op. 15 No. 1
BBC Symphony Orchestra

Salut d'amour, Op. 12
Andrew Davis
![In the South [Alassio] Op.50 [Excerpt]](https://dc.vmusic.ir/wp-content/uploads/2021/03/VA-The-Classical-Guide-to-Elgar-2010-150x150.jpg)
In the South [Alassio] Op.50 [Excerpt]
Andrew Davis

Symphony No. 1 in A-Flat Major, Op. 55: III. Adagio
Andrew Davis

Dream Children, Op. 43: I. Andante
Andrew Davis

Elegy, Op. 58
Andrew Davis

Cello Concerto in E minor Op.85 : III Adagio
Arto Noras

Sospiri, Op. 70
Andrew Davis

Cockaigne Overture, Op. 40, "In London Town"
Andrew Davis

Serenade in E Minor, Op. 20: II. Larghetto
Andrew Davis

Falstaff, Op. 68: No. 14 Interlude 1 - Falstaff's dream
Andrew Davis

Enigma Variations, Op. 36: X. Nimrod, "Lux aeterna"
New College Choir, Oxford

Pomp and Circumstance Marches Op.39 : No.1 in D major, "Land of Hope and Glory"
Andrew Davis
دیدگاهها و نظرات شما درباره این آلبوم
بخش چهارم (پایانی)
واریاسیون هشتم / تجلی ای از میس وینی فرد ناربری پیانیستی که با آهنگساز ما در نواختن سوناتهایی یا گلچینی از آثار وی همراهی داشت.
واریاسیون نهم (مهم ترین و معروف ترین واریاسیون اثر) / این واریاسیون تصویری از آرتور ییگر دوست بسیار صمیمی الگار می دهد که ییگر در زبان آلمانی معنی شکارچی می دهد و از این الگار دوستش را به لقب نمرود خوانده که در داستانهای تورات از نمرود به عنوان شکارچی ای قوی دست یاد نمی شود.ابتدا توصیف جامع این قسمت را از زبان خود آهنگساز بشنویم و در ادامه کمی فنی تر به آن بپردازیم:
بیان یک شب دراز تابستانی که ضمن گفتگویی بس جالب با دوستم ییگر وی فصاحتی متعالی یافته بود و درباره ی عظمت بتهوون و بخصوص موومانهای آهسته ی آثار وی سخن می داد.
در این واریاسیون تغییر گام از سل مینور به می بمل ماژور بسیار اثربخش و ملموس بوده و شاید بی ربط نباشد به آثاری از بتهوون چون سمفونی شماره ی 3 (اروئیکا یا قهرمانی) یا کنسرتو پیانوی شماره ی 5 (امپراتور) او که در می بمل ماژور ساخته شده اند و نماد و معرفی برای بیان شخصیت های چندوجهی این تنالیته به شمار می روند.موسیقی الگار در اینجا از صلح - آزادی و عشق صحبت می کند.سه مفهومی که در طول تاریخ هر انسانی با هر نژاد و دین و سلیقه ای به دنبال یافتن آن بوده است.نمادی از انسان مدرن که هنوز اندیشه های متعالی و شاعرانه ی خود را از دست نداده و دنبال دریچه ای برای رهایی از مشکلات و سرگردانی های خود می گردد.شاید کمتر موسیقی ای چون این واریاسیون از خاصیت طیف گسترده ی احساسات دراماتیک برخوردار باشد و هر شنونده ای با هر نگاه و فکری را از هنر سیراب کند.به عقیده ی من این آفرینش الگار می تواند به نمادی مبدل شود از ورود موسیقی به دنیای مدرن و بیان یک شخص مدرن اما با استفاده از عناصر موسیقایی کلاسیک و سنتی که این ترکیب را شنیدن آن خوشایند است.موسیقی از آرام ترین صداها (دینامیک ها) به بلندترین نقطه ی خود در لحظات پایانی اثر می رسد و هر لحظه با حرکت بالارونده شنونده را در یک تعلیق منطقی و بس رضایت بخش فرو می گذارد.
واریاسیون دهم / بیان میس دورا پنی که در متن قبلی به آن اشاره شد از طریق گفتگوی بین زهی ها و بادی ها.
واریاسیون یازدهم / پرتره ای از جرج رابرتسون سنیکلر و سگ بولداگ وی موسوم به دان که در کنار رودخانه می دوند.صدای عوعوی سگ به هنگام دویدن و ورجه وورجه کردن او به کمک سازهای بادی برنجی مشخص شده است.
واریاسیون دوازدهم / شمایلی از بازیل نویل سن که باز هم در متن قبلی به آن اشارتی کردم و طبیعتا طبق توضیحاتی که دادم ایفای نقش اصلی این واریاسیون بر عهده ی ویولنسل سولو است.
واریاسیون سیزدهم / آهنگساز اجازه گرفته بود حروف اول اسم لیدی مرل لیگن را در این قسمت به کار گیرد ولی نامه ی الگار موقع مناسبی به دست خانم موردبحث ما نرسید.کلارینت در اینجا به عرضه ی تمی می کند که یادآور تمی از اورتور دریای آرام و سفری دلپذیر و با شکوه با کشتی مندلسون است.
واریاسیون چهاردهم (پایانی) / نام آن ایدو است و لقب الگار که کارولین آلیس یعنی همسرش برایش ساخته بود بنابراین شنونده با گوش فرا دادن به این واریاسیون که یک فیناله ای با شکوه و شنیدنی برای کل اثر است با روحیات و خلقیات آهنگساز ما آشنا شده چون این قسمت پرتره ای از خود ادوارد الگار است.
ضبط های زیادی از واریاسیون های انیگما را گوش فرا دادم اما دو اجرا برایم از همه دلنشین تر و تاثیرگذارتر می نماید:
یکی همراهی لئوپولد استوکوفسکی با ارکستر فیلارمونیک چک و دیگر همکاری برنارد هایتینک با ارکستر فیلارمونیک لندن.
اولین ضبط قدیمی تر و پر شور و احساس تر از دومی است زیرا خود استوکوفسکی به عنوان هموطن آهنگساز و با آن سبک و سیاق رهبری اش طبیعتا شنونده را در بیشتر لذت بردن از این اثر همراهی و هدایت می کند لیکن ظرایف و وفاداری به پارت اثر نسبت به ضبط هایتینک کمتر است.برنارد هایتینک با این اجرای خود برداشتی بس متعادل که تمامی جنبه های کیفی و کمی یک اجرای مرجع را دارد به نمایش می گذارد که لایه های درونی و بطن اثر به خوبی به شنونده انتقال یافته و درک و دریافت او را از اثر چند برابر می کند.مثلا در همان بیان تم در بخش پایانی اش در ضبط استوکوفسکی ورود زهی های بم به گوش نمی رسد و رهبر موردنظر ما با دستکاری خود در ارکستراسیون تغییراتی در رنگ آمیزی صدا ایجاد می کند لیکن در اجرای هایتینک این به طوز ملموس و بارز نمایان است.همچنین واریاسیون پنجم و بافت پلی فونیک آن با کمک تکنیک ضبط عالی به وضوح برای شنونده قابل درک است اما در استایل ضبط استوکوفسکی جدا کردن بخش ها از یکدیگر کار مشکلی خواهد بود اما پیشنهاد می کنم ابتدا به اجرای وی گوش فرا دهید تا لذت ببرید و با اثر آشنایی اولیه برقرار کنید و سپس به سمت هایتینک رفته و درک و دریافت عمیق تر خود از این شاهکار بی بدیل موسیقی را پرورش دهید که به تازگی والاموزیک مجموعه ی همکاری هاتینک با ارکستر فیلارمونیک لندن را در سایت خود گذاشته که بزودی نقد و بررسی ای برای آن خواهم رفت.
امیدوارم توضیحات داده شده کمک شایانی در واکاوی این اثر و موسیقی ادوارد الگار و کلاسیک داشته باشد.
بخش سوم
واریاسیون اول / تجلی ملیحی از همسر آهنگساز کارولین آلیس که هنوز ابعاد تماتیک ملودی کار به خوبی آشکار است.
واریاسیون دوم / بیانگر پیانیستی انگلیسی بنام هیو دیوید استوارت پاول که الگار غالبا به اتفاق او و یکی دیگر از دوستان موسیقیدانش (بازیل نویل سن نوازنده ی ویولنسل که در دوازدهمین واریاسیون اثر به تصویر کشیده شده.) به صورت تریو آثاری اجرا می کردند.شخص موردنظر دهمین واریاسیون یعنی دورابلا یا میس دورا پنی که بعدها همسر ریچارد پاول می شود گفته:این قسمت از اثر بخصوص مربوط به لحظاتی است که نوازندگان تریو سازهای خود را کوک می کردند و انگشتانشان را تمرین می دادند تا آنکه پایه هایی که پارتیسیون موسیقی را روی آن قرار می دهند (منظور همان پوپیتر است.) آماده گردد و جلوی هر یک از آنان نهاده شود و آنگاه به نواختن اثر موردنظر بپردازند.
واریاسیون سوم / به تصویر کشیدن فردی به اسم ریچارد باکستر تاونزهند یکی دیگر از رفقای آهنگساز ما که گویا صدایی عجیب و کش دار داشت و می توانست آن را در چند دانگ بالا و پایین ببرد و علاقه مند بود با صداهایی بس زیر که تولید آن از حنجره ی یک مرد بعید است آواز بخواند.ادوارد الگار برای ترسیم چنین موجودی از باسون و سازهای بادی در محدوده ی زیر صدایی شان بهره می جوید که به این واریاسیون کمی حس و حال طنز بخشیده.البته تغییر جهت از مینور به ماژور در این قسمت از اثر هم بی تاثیر در شیوایی کار نیست.
واریاسیون چهارم / بیانگر شخصی با نام ویلیام میث بیکر که آهنگساز و همسرش او را ارباب خطا می کردند.وی آدمی بسیار مصمم و قاطع بود که دوست داشت دستور بدهد و برنامه ی پذیرایی و سرگرمی یک روز عده ای از دوستان را به راه کند.کیفیت موسیقایی شتاب آمیز و پر حرارت با حالتی آغشته به مقطع و موکد بودن در انتقال روحیه و اخلاق چنین فردی شنونده را متحیر و شگفت زده می کند تا اینکه پس از یک تنش و اضطراب نسبتا کوتاه نوبت به واریاسیون بعدی می رسد.
واریاسیون پنجم / شاعرانه ترین و متفکرانه ترین واریاسیون این ساخته ی بس ارزشمند و ماندگار ادوارد الگار که کاملا با روحیات شخص موردنظری که قرار است توصیف شود یعنی ریچارد پن نویسنده سازگاری و هماهنگی دارد.این فرد با حالات و کیفیات روحی متضاد بود و متفکر - جذاب و خوش برخورد می نمود.همه این حالات در موسیقی به روشنی و کمال هنرمندی تصنیف گشته که توضیحاتی در ارتباط با آن خواهم داد.
می دانیم که دو بافت هموفونیک و پلی فونیک در تضاد و تقابل با یکدیگر هستند و از نظر هنر ارکستراسیون بخش بادی های ارکستر چه چوبی و چه برنجی (البته به خصوص بادی های چوبی) هم تضادی اثرگذار با یکدیگر می سازند.چه بهتر که برای بیان کیفیات اخلاقی متضاد این فرد از این دو مقوله استفاده گردد اما به چه صورت؟
ابتدا الگار تنالیته ی واریاسیون را از سل مینور به دو مینور تغییر می دهد.سپس تم اصلی کار را به عنوان یک کانتوس فیرموس (در علم کنترپوان ملودی ای که فرقی ندارد در باس یا سپرانو باشد یا کمتر در بخش های دیگر صدایی که بر پایه ی آن در صدا یا صداهای دیگر ملودی های مستقل اما هماهنگ با آن می سازند و در نتیجه آهنگساز به بافت پلی فونیک دست پیدا می کند کانتوس فیرموس می گویند.) در باس قرار داده که به عنوان خط باس هم این قسمت اثر را پشتیبانی کند.سپس به ویولن های اول و دوم به صورت انیسون تا رنگ غنی تر و پر حجم تری از موسیقی را پوشش دهند ملودی ای را واگذار کرده که بر پایه ی تم یا همان کانتوس فیرموس ساخته شده.این یکی از شگردهای عالی فرم تم و واریاسیون است اما الگار آن را با استادی و مهارت هر چه تمام به کار بسته است.این از بخش الف واریاسیون که نمایانگر جنبه ی متفکرانه ی این فرد است.در بخش ب و تغییر جهت از دو مینور به دو ماژور سازهای بادی چوبی با لحنی طنز و رقص گونه و بازیگوشانه و با خاصیتی اندک سوال و جواب طور خنده های خوش حالت و اندکی عصبی ریچارد پن را متصور می سازند که میسینر پاول به آن اشاره کرده بود.
واریاسیون ششم / میس ایزابل فتین که از شاگردان الگار برای ساز ویولن بود و بعدها به آموزش نوازندگی ویولا پرداخت مورد هدف آهنگساز اینبار بوده.به همین جهت حالت تغزلی قطعه ترکیب شده با نقش چشمگیر ساز ویولا که نمادی از این خانم باشد.
واریاسیون هفتم / معماری را تصور کنید که خوش معاشرت اما بسیار اهل جدل است.چگونه یک آهنگساز به بیانی اثرگذار از این فرد دستیابی پیداکند؟
آرتور ترویت گریفیث که از دوستان نزدیک ادوارد الگار بود در اینجا با حالت هیجانی و پر هیاهوی ارکستر و بخصوص نقش ویژه ی تیمپانی و ورود چیره دستانه ی بادی برنجی ها (ترومبون ها) تصویر گردیده که کلام نمی تواند فصاحت و اوج هنر ارکستراسیون الگار را در این قسمت از کل اثر بیان دارد تنها با شنیدن آن می توان پی برد که دوستی بین این دو چقدر نوشتن این واریاسیون عظیم و سهمگین چون معماری ای سترگ تاثیر داشته.گویا بخش اول نمادی از هنر معماری و معماری نزد گریفیث است و بخش دوم با ورود ناگهانی بادی ها که یک غافلگیری زیبا و بس مطبوع می نماید تجلی ای از اهل جدل و بحث بودن این شخص.
دیگر واریاسیون ها برای پرهیز از درازای مطلب در متن بعدی بررسی خواهند شد.
بخش دوم (واریاسیون هایی بر تمی معماگونه)
در ارتباط با نام گذاری خاص تم یعنی انیگما صحبت های زیادی شده است.بعضی چون سعدی حسنی در کتاب تفسیر موسیقی معروف خود معتقدند که تم این اثر مبهم است و در سراسر قطعه برای ترسیم یکسری اشخاص دیگر اثری ازش باقی نمی ماند که این گفته کاملا غلط است یا در ارتباط با خود تم که آیا ساخته ی ذهن الگار یا برداشت او از تمی دیگر یا اصلا وامداری یک تم از موسیقی بزرگان تاریخ غرب است اختلاف نظرهایی شایان ذکر وجود دارد.بعضی می گویند تم اصلی کار ریشه در آثار بتهوون دارد.بعضی دیگر آن را یک لالایی می خوانند اما هنری کربیل نقاد و موسیقی شناس بزرگ آمریکایی و هم عصر الگار می پندارد که ملودی اصلی این اثر یکی از آهنگهای اپرای پارسیفال واگنر است.در حقیقت با وجود این همه تعدد نظر و از آنجا که خود آهنگساز هم در زمان حیاتش منبع را با روشن نساخت خاصیت معماگونه یا همان انیگمای تم به خوبی به علاقه مندان موسیقی کلاسیک مستولی می گردد.
با آنکه در سال های پایانی قرن نوزدهم علاقه به استفاده از فرم تم و واریاسیون در قالب موسیقی برنامه ای یا بهتر است بگویم ترسیم و تصویرسازی یک داستان یا اشخاصی با دنبال کردن ردپای آثاری چون دن کیشوت ریشارد اشتراوس و همین ساخته ی عظیم ادوارد الگار مشاهده می شود این اثر در نوع خود انقلابی بنیان شکن در تاریخ موسیقی ایجاد کرد.با آنکه از نظر زمانی تکمیل واریاسیون های انیگما و شب دگرگون یافته ی آرنولد شوئنبرگ در یک زمان (سال 1899) است یکی در مسائل هارمونیک و رنگ آمیزی موسیقی بدعت گذاری می کند و دیگری در مسائل فرمیک آن.تا قبل از ادوارد الگار تم و واریاسیون فرمی هم کلان و جزئی برای موسیقی محض به شمار می رفت و در مقوله ی موسیقی برنامه ای و توصیف شخص یا چیزی به حساب نمی آید.الگار و در کنار او ریشارد اشتراوس (البته نه به اندازه ی بیانگری و ظرافت موسیقایی این آهنگساز انگلیسی.) بودند که چنین مفهومی را در تاریخ موسیقی غرب اضافه نمودند که بعدها فردی چون بنجامین بریتن از پیشروان مدرنیسم در موسیقی انگلستان از فرم موردنظر برای توصیف و تعریف سازهای مختلف ارکستر بهره می جوید.(می دانید کدام اثرش را می گویم!)
گفتنی است که اشاره ای به یکی از بزرگترین رهبران ارکستر تاریخ موسیقی غرب یعنی آدریان بولت داشته باشم که بعد از توماس بیچام سردمدار رهبری ارکستر در انگلستان بود.او بود که در سال 1920 به یک نسخه از پارتیسیون امضا شده ی این ساخته ی الگار دست پیدا کرد که خود آهنگساز در آن نام اشخاص مطمح نظرش را ذکر کرده بود.با آنکه این آهنگساز نسبتا جوان دوستان و خویشاوندان خود را به تصویر موسیقایی می کشد در قالبی بس امپرسیونیستی (از نظر شکوه و وقار این مکتب هنری) بد نیست در ارتباط با هر یک از واریاسیون های آن توضیحی داده شده و گفته شود که چه شخصی با چه روحیه ای را متجسم می سازد زیرا الگار با چگونگی درهم آمیختن عناصر موسیقایی سعی در برداشتی درست و انتقالی اثربخش از روحیات و خلقیات آنها داشت و در خلال آنها به نکات فنی موسیقی هم اشاراتی خواهد شد.لیکن در متن بعدی تمامی واریاسیون ها مورد بررسی قرار می گیرند و به عنوان پایان این بخش تم آن را بررسی می کنیم:
از همان لحظات آغازین تم که ترکیبی بس خلاقانه و اثرگذار از خط باسی بالارونده و ملودی ای با پراکندگی و پرش های بلند و نسبتا نامتعارف شنیده می شود شنونده گمان می برد که با اثری بس دراماتیک - رمزگونه و سرشار از احساسات وسیع انسانی روبرو خواهد شد که می خواهد ورود یک انسان سنتی و قرن نوزدهمی را به دنیای مدرن و شلوغ قرن بیستم متصور شود.تم در قالب دوتایی برگشت دار مطرح می شود اما شکلی کم کاربرد و نسبتا غیرکلاسیک آن که در آن رابطه ی بخش ها از طریق تغییر مدالیته (حرکت از مینور به ماژور و در نهایت بازگشت به مینور) دیده می شود.دو قسمت نخستین و فرجامین تم از زبان زهی ها مطرح می شود و بخش میانی با نوای بادی چوبی ها تضادی آشکارا و استادانه با دیگر قسمت های تم برقرار می سازد اما این تنها بخش کوچکی از یک ماجرای پر فراز و نشیب است و در متن بعدی با من برای تحلیل واریاسیون های این اثر همراه باشید.
در آخر بگویم که برای درک و دریافت و لذت بیشتر از فرم تم و واریاسیون تنها به بسط و گسترش های بعد ملودیک توجه نکنید بلکه مسائل هارمونیک تم را هم در نظر بگیرید که به عنوان ایجاد وحدت و تعادلی ثمربخش آنها نگه داشته می شوند و با تغییراتی اندک پذیرای ملودی های جدید خواهند بود.
بخش اول
روزی دیگر و زادروزی دیگر در تاریخ موسیقی غرب.به راستی امروز زادروز کدام یک از آهنگسازان موسیقی کلاسیک است؟
امروز تولد ادوارد الگار است آهنگساز انگلیسی که بعد از 200 سال با ظهور خود موسیقی آن خطه را از خفا نجات داد.او که پس از این دوره ی فطرت نخستین آهنگساز انگلیسی بود که شهرتی جهانی پیدا کرد با تاثیر از موسیقی برامس و واگنر خود را در دفتر تاریخ به ثبت رسانید.چون رویکرد ناسیونالیسم در انگلستان قرن 19 کم رنگ و مورد توجه نبود در آثار وی با تارنه های عامیانه یا فولک انگلیس روبرو نخواهیم شد اما به خوبی دو سبک آهنگسازی و طرز تفکر موسیقایی برامس و واگنر را در آثارش آشتی داده.
قطعات او سهمگین - با متانت و برای غالبا سلیقه ی اشراف است منتها لا به لای قطعاتش مضامینی چون درد و رنج طبقه ی کارگر به گوش می رسد.بسط و گسترش ملودیک از طریق پرش ها یا پاساژهایی که معمولا پیش بینی نمی شوند و ارکستراسیون گاه بغرنج و پرطمطراق از دیگر خصوصیات موسیقی اوست.به مناسبت تولد این آهنگساز بزرگ می پردازیم به بررسی مهم ترین و معروف ترین آهنگ وی که کم و بیش بسیاری از شنوندگان با آن خاطره دارند یعنی واریاسیون هایی روی تمی انیگما (چیستان یا معماگونه) اما قبل از آنالیز بخش های مختلف این اثر نگاهی اجمالی به تعدادی از ساخته های وی خواهیم انداخت.
اورتور کوکن
الگار این کلمه را از روی اصطلاح کاکنی ساخت.در انگلستان کاکنی به کسی گویند که اهل لندن است.به همین سبب این اثر در برگیرنده ی مجموعه ای از ترانه های کوچه باغی است که در این شهر می خواندند.
اوراتوریوی رویای گرونتیوس
این اثر مبتنی است بر شعری از کاردینال نیومن در سال 1861 که مرگ یک پیرمرد و سفرش برای تولد دوباره در دنیایی دیگر را به تصویر می کشد.از آنجا که آهنگساز موردبحث ما تحصیلات آکادمیک نداشت و آهنگسازی خودآموخته به شمار می رفت عناصر سبکی مختلفی را در کارهایش مخروج می کرد.به عنوان نمونه در همین ساخته اش که نوعی کروماتیسم غیرمنتظره اما بدیع در ترکیب با لایت موتیف های واگنری یافت می شود.(به سولوهای اپراگونه و کرهای با صلابتی که شیاطین و فرشتگان را ترسیم می کنند هم توجه کنید.)
سمفونی شماره ی 2 در می بمل ماژور
این قطعه ی او محصول سال 1911 است که به یاد ادوارد هفتم پادشاه انگلستان ساخته شده است که تضادهایی مثال زدنی در موومان های خود بین آرامش و تنش و شکوه و فروتنی و...برقرار می سازد و شیوه ی بسط و گسترش وی را در کارهای متاخرش نمایان می سازد.
مضاف بر اینها خلق مارش های با شکوهی که نشان از بافت های مجلل و ادواردی آن روزگار انگلیس می دهد یا سرناد برای سازهای زهی که عواطف درونی آهنگساز ما را منعکس می سازند از دیگر نقاط مثبت کارنامه هنری الگار به شمار می روند.در کنار آثار اشاره شده به دو کنسرتوی معروف او یعنی کنسرتو برای ویولنسل و کنسرتو برای ویولن اشاره نمود که دومی چون نخستین به مقبولیت بالایی نرسید بخاطر بسط و گسترش ها و رابط های گزافی که دارد و ابهاماتی که در مسائل فرمیک موسیقی برای شنونده ایجاد می کند و نبود ملودی ای شنیدنی و جذاب که کار مخاطب را در درک و لذت بردن از کنسرتویی به مدت تقریبا یک ساعت مشکل می سازد.
در پایان باید اشاره نمود که موسیقی ادوارد الگار از معدود موسیقی هایی است که علاوه بر محافظه کاری و درون گرایی طیف وسیعی از احساسات عمیق انسانی را با بیان بکر و درست ارائه می دهد.