آلبوم «Chausson: Poème, Op. 25 & Concert, Op. 21» از ویولنیست برجسته فرانسوی رنو کاپوسون به موسیقی ارنست شوسون، آهنگساز فرانسوی دوره رمانتیک، اختصاص دارد. این اثر دو قطعه مهم از شوسون را در بر میگیرد: «کنسرت برای ویولن، پیانو و کوارتت زهی، اپوس ۲۱» با همراهی کوارتت اِبِن و پیانیست نیکلاس آنژلیش، و «پوئم، اپوس ۲۵» برای ویولن و ارکستر با همراهی ارکستر فیلارمونیک بروکسل به رهبری استفان دُنو. این آلبوم در سبک موسیقی کلاسیک و رمانتیک فرانسوی منتشر شده و نگاهی جامع به جهان موسیقایی شوسون دارد؛ از بیان شاعرانه و احساسی «پوئم» تا ساختار پیچیده و گفتوگوی میان سازها در «کنسرت اپوس ۲۱». این ضبط همچنین یادآور همکاری هنرمندان برجسته فرانسوی، از جمله نیکلاس آنژلیش، و ادای احترامی به میراث هنری اوست.
-150x150.jpg)
Concert for Violin, Piano and String Quartet, Op. 21: I. Décidé
Renaud Capucon, Nicholas Angelich & Quatuor Ébène
-150x150.jpg)
Concert for Violin, Piano and String Quartet, Op. 21: II. Sicilienne
Renaud Capucon, Nicholas Angelich & Quatuor Ébène
-150x150.jpg)
Concert for Violin, Piano and String Quartet, Op. 21: III. Grave
Renaud Capucon, Nicholas Angelich & Quatuor Ébène
-150x150.jpg)
Concert for Violin, Piano and String Quartet, Op. 21: IV. Très animé
Renaud Capucon, Nicholas Angelich & Quatuor Ébène
-150x150.jpg)
Poème, Op. 25
Renaud Capucon, Stephane Deneve & Brussels Philharmonic
دیدگاهها و نظرات شما درباره این آلبوم
سخت است بعضی از هنرمندان را در طول تاریخ در یک مکتب یا دوره ی هنری محدود کردن زیرا آثار هنری آنها از منابعی مختلف تغذیه می کند.در موسیقی شاید شوسون نمونه ی خوبی باشد برای درک این مسئله.او که به همراه گابریل فوره - کلود دبوسی و اریک ساتی از نمایندگان موسیقی نو و مدرن در فرانسه در دو دهه ی پایانی قرن 19 می باشد (البته در همین زمان ما آهنگسازانی چون ماسنه و سن سانس را داریم که از سنت های موسیقی رومانتیک نیمه ی اول قرن 19 بهره می جویند.) موسیقی اش چیزی است شبیه پرتره ها یا تابلوهای هراس انگیز - پرتنش و حساس که نگاه او در ترکیب دو جهان بینی امپرسیونیستی و اکسپرسیونیستی را نشان می دهد.حال سوالی که به وجود می آید این است که شوسون چگونه این کار را انجام می دهد؟
آن بی جهتی هارمونیکی که گابریل فوره در فرانسه شروع کرد با بعضی از ویژگی های موسیقی گروه واگنری (اصول و قواعد کروماتیسم) مثل مدگردانی های ناگهانی و پیچیده و دور در موسیقی ارنست شوسون به اوج خود می رسند اما حساسیت وی نسبت به رنگ های صوتی متفاوت آن بخش وجودی او را که پر از اضطراب و تشویش است به نمایش می گذارد و با خلاقیت استادانه ی خود در سازبندی و رنگ آمیزی موسیقایی صورت های امپرسیونیستی به کارهای خود می دهد.در واقع اگر از من بپرسند چه لقب هماهنگی با شخصیت موسیقایی این آهنگساز درنظر می گیری؟ می گویم او یک اکسپرسیونیست فرانسوی است.
دو سبک اشاره شده در موومان اول کنسرت برای ویولن - پیانو و یک کوارتت زهی (که تشکیل یک سکستت می دهند.) به غایتی هنرمندانه با یکدیگر ترکیب شده و آشتی می یابند اما موومان دوم کاملا از یک جریان ازاد - سبک و شاعرانه که نشان دهنده ی درک والای شوسون از زیبایی شناسی امپرسیونیسم است پشتیبانی می کند و تداعی کننده ی کوارتت زهی کلود دبوسی است.موومان بعدی که گویا مرثیه ای انتزاعی برای یک دوست یا...است بس متفکرانه است و در نهایت با موومان فرجامین که تمامی جنبه های فنی و خلاق آهنگسازی ارنست شوسون به شنونده انتقال می یابد اثر به خاتمه می رسد.مثلا همان دو دقیقه ی ابتدایی این موومان که چگونه دو مد دورین و مینور را با یکدیگر در اولین تم ترکیبی استادانه کرده و با رجعت به فا مینور گامی بلندپروازانه برمی دارد.واقعا این قسمت از اثر آهنگساز به تنهایی خود یک درس گسترده ی آهنگسازی است.
پوئم شوسون
اثر با مقدمه ای مرموز و سوال برانگیز آغاز می شود و حالت انتقالی آن بر مبنای یک جمله وفاداری آهنگساز به سنت های قدیمی را نشان می دهد اما این توالی آکوردهاست که فضایی مالیخولیایی در ابتدای قطعه می سازد.شوسون از تکوین فرجام شناختی که آهنگسازان نامی ای همچون سیبلیوس یا فرانک بهره جستند استفاده می کند برای رسیدن به بیان کاملتری از تم اول که با سولوی ویولن عرضه می شود.شباهت این تم به یک لالایی فرانسوی یا شانسون که میراثی از موسیقی رنسانس است چشمگیر بوده و پس از تکنوازی ویولن بخش زهی های ارکستر با رنگ های مختلف هارمونیکی حالتی معنوی و نیایش گونه به آن می دهند.سپس با یک پل بالارونده و پاساژهایی که تکنیک نوازنده ی سولو را به نمایش بگذارد قرار است به تم بعدی رجوع کنیم.در شروع پنجمین دقیقه دومین تم به طرزی آشکارا و مجذوب کننده به گوش خواهید رسید.دقیقه ی ششم صحنه ی عرضه ی آخرین تم یعنی تم سوم است که حالت فرانسوی و شاعرانه بودن آن بیشتر از دیگر تم هاست و همین مصالح موسیقایی هستند که در نیمه ی دوم پوئم بسط و گسترش می یابند.
اجرای کاپوسون از دو اثر مهم شوسون خیره کننده و قابل تامل است و درک بالا و ارزشمند وی را از ادبیات موسیقی فرانسه نشان می دهد.به شخصه بسیار از اجرای کاپوسون و همراهی دیگر نوازندگان و ارکستر فیلارمونیک بروکسل لذت تمام عیاری بردم و شنیدن آن را پیشنهاد می کنم.امیدوارم که با توضیحات ارائه شده بتوانید با موسیقی اواخر قرن نوزدهم در فرانسه ارتباط بیشتری برقرار کنید.