
پخش آنلاین، دانلود و اطلاعات تکمیلی
دیدگاهها و نظرات شما درباره این آلبوم
هزاران درود بر کادر محترم والا موزیک
یکی از مجموعه هایی که خیلی به شنیدنش علاقه مندم پیانو کنسرتوهای بتهوون می باشد که بنظرم تنها آهنگسازی در تاریخ موسیقی است که تمامی پیانو کنسرتوهایش ارزشی والا چه از نظر فرمال و چه از نظر تکنیکی دارد.به همین دلیل مشتاقانه به دنبال اجراهای متعدد می گردم که برداشت های مختلف از این آثار بسیار دلنشین را بشنوم و از آنها لذتی وافر ببرم.
در انتخاب یک اجرا واحد با یک ارکستر واحد از یک مجموعه حال می خواهد یک مجموعه از سمفونی یا کنسرتو باشد اگر رهبر ارکستر یا رهبر و سولیست به همراه ارکستر توانستند از اجرای اکثریت آثار مجموعه بر بیایند آن مجموعه انتخاب مناسبی است چون همیشه می بینیم که بنا به شرایط جوی و حال و حس رهبر یا سولیست یا نوازندگان یک اثر از آن مجموعه یا تعدادی خوب از آب در نمی آیند و این یک چیز عادی و منطقی است و بنظرم ایرادی هم نمی توان از آن گرفت.برای نمونه:بهترین انتخاب برای شنیدن سمفونی های بتهوون با اجرای یک رهبر و یک ارکستر واحد همانی است که به همت کارایان و ارکستر فیلارمونیک برلین در دهه 1960 فراهم آمده.بدلیل آنکه فون کارایان تازه به سمت رهبری این ارکستر منصوب شده بود با شور و حرارتی جان فرسا این آثار را اجرا کرده و از هر نظر ارکستر فیلارمونیک برلین دوران طلایی خود را طی می کرده است.ولی می بینیم که کارایان در اجرای سمفونی پاستورال شتابزده است و نتوانسته درونمایه سمفونی شماره 7 را به خوبی انتقال دهد.
حال این مسئله در زمینه انتخاب پیانو کنسرتوهای بتهوون چگونه صدق می کند؟
قدیمی ترین انتخاب من اجرای ویلهلم کمپف و فردیناند لیتنر به همراهی ارکستر فیلارمونیک برلین در اوایل دهه 1960 است.در اجرای تمامی پیانو کنسرتوها هم سولیست و هم رهبر ارکستر هر آنچه که توانشان هست را به شنونده انتقال می دهند و هم رضایت شنونده را از نظر شور و احساس و هم از نظر تکنیکی جلب می کنند.لازم به ذکر است که ضبط بی نظیری از این مجموعه شده که جز عالیترین ضبطهای تاریخ موسیقی کلاسیک به شمار می آید.گر چه که تمپو قطعات در اکثر بخش ها مقداری پایین در نظر گرفته شده تا از دقت اثر کاهیده نشود ولی همچنان لطمه ای به زیباشناسی اثر نمی زند.
برنارد هایتینک به همراهی دو تن از بزرگان پیانو نیمه دوم قرن بیستم تمامی پیانو کنسرتوهای بتهوون را ضبط کرده است.یکی با همراهی آلفرد برندل و دیگری به همراهی موری پرایا که در هر دو اجرا ارکستر سمفونی لندن اجرا کننده است.من بشخصه با اجرای برندل ارتباطی برقرار نمی کنم ولی اجرای پرایا و هایتینک بسیار نفیس و ارزشمند است.پرایا بدون آنکه تمپو قطعات را پایین بیاورد بی نقض از عهده مسائل تکنیکی بر می آید و این نکته ای است که از اجرای کمپف پیشی می گیرد.رهبر ارکستر بر جنبه طراوت و شادمانی و امیدواری آثار تاکید داشته و به همین دلیل اجراها بسیار سرزنده است اما از نظر احساسی اجرای کمپف را که در نظرم به تحقق رساندن اهداف اصلی بتهوون است برتر می شمارم.ارکستر سمفونی لندن کمال همکاری را با این دو غول موسیقی انجام داده و در نتیجه اجرایی پر صلابت و باشکوه ارائه می دهد.
پولینی به همراهی کارل بوم با ارکستر فیلارمونیک وین این 5 کنسرتو بتهوون را اجرا کرده اند اما هم از نظر احساسی و هم تا حدودی از نظر تکنیکی قابل نقد می باشد و شنونده امروزی ارتباطی چندان با این اجرا پیدا نمی کند.
همکاری الکسیس وایزنبرگ با فون کارایان قابل تامل است از مجموعه پیانو کنسرتوهای بتهوون زیرا که از نظر دینامیک نوازی وایزنبرگ از همه پیانیست ها فراتر رفته ولی رهبری فون کارایان در نقاطی به مشکل بر می خورد که قابل بخشش است.من واقعا از شنیدن این مجموعه لذتی بسیار بردم و بنظرم حالت های مختلف آثار به خوبی به نمایش گزارده شده.
اما مجموعه بالا...
از نظر تکنیکی باز هم پولینی قابل نقد است به عنوان مثال در پاساژهای پیانو کنسرتو شماره 1 چه در موومان نخستین و چه در موومان فرجامین پولینی شتابزده است و این شتابزدگی ناشی از ترسی است که پولینی در اجرا مسائل تکنیکی بتهوون دارد و این ترس بنظرم کمبود تکنیک نیست زیرا به عنوان مثال آثار شوپن را پولینی بسیار شیرین و رسا اجرا کرده یا حتی آثار پیانویی مدرن اما هنوز مانده ام که چرا این اشکالات در این اجرا هم با همکاری آبادو و همراهی ارکستر فیلارمونیک برلین دیده می شود؟البته آنچه که معلوم است آبادو لذتی بیشتر از موسیقی بتهوون دارد می برد و چند درجه از پولینی چه از نظر بیان احساس و چه از نظر مسائل تکنیکی بالاتر است و به بهترین وجه زیر و بمی بخش ارکستر را به شنونده انتقال می دهد.در کل نه می توانم این مجموعه را رد بکنم و نه بسیار تایید.به نظرم هر کدام از پیانو کنسرتوهای بتهوون را بهتر است با اجراهای منتخب به ترتیب زیر بشنویم:
پیانو کنسرتو شماره 1 در دو ماژور
(الکسیس وایزنبرگ و هربرت فون کارایان به همراهی ارکستر فیلارمونیک برلین)
پیانو کنسرتو شماره 2 در سی بمل ماژور
(موری پرایا و برنارد هایتینک به همراهی ارکستر سمفونی لندن)
پیانو کنسرتو شماره 3 در دو مینور
(ولادیمیر اشکنازی و سر گئورگ شولتی به همراهی ارکستر سمفونی شیکاگو)
پیانو کنسرتو شماره 4 در سل ماژور
(ویلهلم کمپف و فردیناند لیتنر به همراهی ارکستر فیلارمونیک برلین)
پیانو کنسرتو شماره 5 در می بمل ماژور
(ویلهلم کمپف و فردیناند لیتنر به همراهی ارکستر فیلارمونیک برلین و
رودلف سرکین و لئونارد برنشتاین به همراهی ارکستر فیلارمونیک نیویورک)
همه مجموعه های بالا و اجراهای منتخب بالا از تکنیک ضبط خارق العاده برخوردارند و مجموعه مورد نظر بالا گرچه که ولوم صدا مقداری به دلیل ضبط اجرای زنده پایین است ولی جذابیت خودش را دارد.
از انتشار این مجموعه ارزشمند بسیار سپاسگزارم والا موزیک دوست داشتنی.