
دیدگاهها و نظرات شما درباره این آلبوم
هزاران درود بر کادر محترم والا موزیک
سمفونی های لندن یا سالامون اوج نبوغ هایدن در خلق سمفونی با ابداعاتی گوناگون در حالت هایی مختلف را نشان می دهد.هایدن در این سمفونی ها تمرکز زیادی بر استفاده از نغمات و رقص های فولک داشته که این مسئله را می توان بسیار چشمگیر در منوئه ها و موومان های خاتمه سمفونی های 94 و 104 مشاهده نمود.معتقدند که در موومان پایانی سمفونی لندن آخرین سمفونی آهنگساز از لحنی مشترک میان فرهنگ های چک و کروات استفاده شده و تاثیر رقص های لیندلر در منوئه همین سمفونی و دیگر سمفونی ها قابل مشاهده است.
تاثیر عناصر موتسارتی در این آثار به چشم می خورد.برای نمونه:آلگرو آواز خوان سمفونی 104 که بنظرم از تم هاله لویا هندل در مسیحا بهره برده و مقدمه سنگین و مرموز آن که به صورت فرم سه قسمتی مینیاتورواری جلوه می کند تاثیر ملموسی بر حسین علیزاده در خلق نی نوا در بخش چهارمش یعنی نهفت و فرود گزارده.
بسیار بسیار می توان درباره همین 12 سمفونی که بخش کوچکی از آثار هایدن را می دهد صحبت کرد زیرا که نکات و حرف های زیادی برای گفتن دارد اما چه اجرایی برای گوش دادن این آثار پر رمز و راز مناسب است؟
در میان سمفونی های لندن سه سمفونی:94 (غافلگیری) - 101 (ساعت) و 104 (لندن) شاهکارهایی در فرم سمفونی هستند.بنظرم هربرت فون کارایان با همراهی ارکستر فیلارمونیک برلین به درک خوبی از سمفونی های لندن بخصوص همین سه سمفونی مشخص شده که نماینده تمامی سمفونی های هایدن و همین 12 سمفونی هستند نرسیده اند.آلگرو پر هیجان و شاداب (موومان اول) سمفونی لندن زیر دست کارایان پژمرده و بی احساس رهبری شده و مثلا سمفونی های 94 و 101 تجسم بخشی ملموسی ندارند.
اگر می خواهید با یک ارکستر که از نظر تعداد نوازنده با ارکستر زمان هایدن برابری می کند سمفونی های لندن را بشنوید بهترین پیشنهاد اجرای سر نویل مارینر و آکادمی سن مارتین فیلد است.هم اجراها رضایت بخش است و هم از تکنیک ضبط خوبی برخوردار هستند.این اجراهای ارزشمند از لیبل دکا منتشر شده اند.اما اجراهایی با یک ارکستر بزرگ.
اجرا آنتال دوراتی از این سمفونی ها را بشدت توصیه می کنم زیرا که کمتر کسی چون دوراتی کل سمفونی های هایدن را اجرا کرده و اجراها اکثرا از میزان رضایت بخشی مناسبی برخوردار هستند.تکنیک ضبط در این اجراها بی آنکه فوق العاده باشد خوب جلوه می کند.اهالی فن اجراهای بیچام را شنیدنی قلمداد کرده اند اما من به دنبال اجرایی بودم که از شور و احساسی بیشتر برخوردار باشد و تک تک نوازندگان و حتی خود رهبر ارکستر به درک عمیقی از این آثار رسیده باشند و هر کدام در کنار شادابی و سرزندگی تجسم پذیری بالایی داشته باشند.
بهترین اجرا از سمفونی های لندن آن چیزی است که زیر دست برنشتاین افسانه ای رهبری شده.در کنار آنکه برنشتاین ریز و بمی پارتیسیون را با یک ضبط شگفت انگیز و آموزنده منعکس می کند از احساس و هیجان آثار نمی کاهد.تک تک نوازندگان ارکستر فیلارمونیک نیویورک بخصوص نوازندگان زهی در اوج تکنیک و شکوفایی خود هستند و اجراهایی از خود باقی می گذارند که از نظر من بی نقض جلوه می کند چه از نظر تکنیکی و چه از نظر شور و احساس.
وقتی که به موومان های دوم این سمفونی ها با اجرای برنشتاین گوش می دهیم کنترل ضربان و ریتم قطعه را توسط رهبر ارکستر کاملا حس می کنیم که این مسئله در اجرا سمفونی های 39 و 41 موتسارت هم قابل مشاهده است.برنشتاین در اجرا منوئه ها بیشتر بر جنبه درباری بودن تاکید کرده مثلا:منوئه سمفونی 94 مقداری آرام اجرا شده ولی با همین تمپو نسبتا متعادل اجرا بسی باشکوه و ارزشمند است.
بسیار بسیار از سایت والا والاموزیک ممنونم که این مجموعه ارزشمند و باشکوه را در سایت نفیس تان قرار دادید.