
پخش آنلاین، دانلود و اطلاعات تکمیلی
دیدگاهها و نظرات شما درباره این آلبوم
امروز زادروز ایگور استراوینسکی افسانه ای است.آهنگسازی که به خوبی زبان شخصی موسیقایی خود را در پی تنش و بی قراری موسیقی دانان قرن بیستم برای رسیدن به رویکردی جدیدی در این هنر پیدا کرد و بی شک تاثیر خود را علی الخصوص بر نسل بعدی و آوانگارد و معاصر موسیقی دانان شوروی گذاشت.استراوینسکی از حد اقتباس از موسیقی فولک و ادغام آن با موسیقی مدرن به تبع رویکرد ناسیونالیسم قرن نوزده فراتر رفت و به جلوه هایی بدیع در چینش الگوهای ریتمیک یک قطعه و هنر ارکستراسیون دست پیدا کرد.تا قبل از وی توجه آهنگسازان در تصنیف یک اثر ارکستری بر بخش زهی های ارکستر بود و این بخش از ارکستر پرچم دار اجرای یک قطعه ی موسیقی غالبا بود.به این صورت که آهنگساز طرحی را به صورت هماهنگی با شخصیت این سازها می نوشت و سپس دیگر بخش های ارکستر چون بادی های چوبی - برنجی و کوبه ای ها را در غنا دادن به رنگ ارکستری آنها و همراهی کردن پارت سازهای مزبور وارد می کرد.این آهنگساز نابغه ی ما تمامی این پارامترها را تغییر داد.در بسیاری از صحنه های موسیقایی ساخته شده توسط این آهنگساز عهده دار اجرای موسیقی بخش بادی های چوبی و در مرحله ی بعد بادی های برنجی هستند و زهی ها اینبار در این مقطع تاریخی به همراهی و تکمیل بخش های آنان می پردازند.گویا استراوینسکی می خواهد انتقام خونین و کهنه ی سازهای بادی و کوبه ای را پس از سالیان سال از سازهای زهی بگیرد!!!
مضاف بر این ملودی های او از نظر ریتم پردازی بسیار قابل بررسی و واکاوی هستند.او از الگوهای ریتمیک پیچیده - جدید و گاه حتی ناهماهنگ با شخصیت یک ملودی استفاده می کند و از طریق عنصر ریتم به موسیقی خود بعد و پرسپکتیوی جانانه می بخشد.ویژگی های آثار این آهنگساز اینجا محدود نمی شود.قرن بیستم قرنی بسترساز برای تحولات هارمونیک است و اگر موسیقی دانی در تصنیف یک قطعه از این تحولات عقب بماند او را محافظه کار و سنتی و حتی عقب افتاده می نامند.ایگور استراوینسکی از معدود هنرمندانی است که خود را محدود به یک چارچوب و سبک نمی کند و از سبک ها و مکاتب مختلفی تاثیر می پذیرد.مثلا او تانگو می نویسد و یا از موسیقی رگتایم تاثیر گرفته و به خلق یک رگ با امضای شخصی خودش می پردازد و در آثار معروف خود حدی بین تنال آزاد و رهایی از قید و بندهای سنتی موسیقی تنال برقرار می کند.او فردی است که هیچ وقت از سیستم آتونال شوئنبرگ تاثیر نپذیرفت و گویا در نظر او موسیقی وی تنها شامل نویزهایی است که بی هدف به دنبال یکدیگر می آیند اما شاید رگه های تاثیر این نوع موسیقی را در آثار متاخرترش آن هم با اندکی بررسی تخصصی پیدا کنیم.
این آلبوم که معرف دو اثر و باله ی معروف و مهم وی یعنی تقدیس بهار و پرنده ی آتشین است فرصت مناسبی به علاقه مندان می دهد تا بر اساس توضیحات جامعی که داده شد با آثار وی مواجه شوند و درک و لذت خود را از قطعات این آهنگساز بزرگ افزایش دهند.مثلا به همان دو قسمت اول تقدیس بهار توجه کنید.ابتدا با سلوی فاگوت در زیرترین منطقه ی صوتی اش مواجه خواهید شد که با استفاده از این محدوده ی صوتی ساز مزبور می خواهد رنگ و اصوات سازهای فولک سرزمین خودش را در قالبی بس سمبولیسم جلوه گر سازد.سپس هارمونی های دیسونانس به گوش می خورد که در این قسمت در بخش همراهی کننده آکوردهای کوارتال به خوبی به چشم می خورند و با ضربات چکشین - خشن و ترسناک سازهای زهی که در واقع یک ساختار آکوردی دو وجهی یعنی پلی آکورد در قسمت دوم یک تضاد آشکارا با آرامش و صفای بخش قبلی برقرار می شود.برهم زدن تاکیدات ریتمیک که کار خلاقانه ی آهنگساز است بسیار در اینجا ملموس و شنیدنی است و بعد بازیگوشی سازهای بادی علی الخصوص بادی چوبی در پس زمینه ی زهی ها بسیار قابل تامل و آموزنده است یا مثلا
در باله ی پرنده ی آتشین که با یک رقص دوزخی روبرو خواهیم شد.در اینجا اوج هنر استراوینسکی در ترکیب سازها با هم و استفاده از الگوهای ریتمیک منحصر به فرد برای بیان یک هیجان و تنشی که از احساسات عمیق انسانی سرچشمه می گیرد را خواهید دید.علاوه بر آنکه تونیک سازی های متوالی که در موسیقی راخمانینف هم به خوبی شنیده می شود و خاصیت نسبتا ناگهانی دارد ملموس و رضایت بخش است.این باله در نهایت به فیناله ای منتهی می گردد که کاملا حس و حال تنال که نمادی از روشنایی و عشق رسیدنی و امیدوارکننده است از آن پیداست و پس از این همه نابسامانی به سرانجامی پیروزمند مبدل می گردد.این فرجام را با شروع مرموز و تیره و تا حدی رازآلود همین باله مقایسه کنید.
در کنار این دو باله گوش فرا دادن به باله ی پتروشکا - سمفونی دو ماژور - سوئیت پولچینلا و تانگوی محبوب او خالی از لطف نبوده و افق های جدیدی از موسیقی این آهنگساز برای شما می گشاید.البته من تفسیرهای لئونارد برنشتاین را بهترین پیشنهاد برای مواجه ی آغازین شما با موسیقی استراوینسکی می دانم لیکن تفسیرهای گرگیف از باله ی پتروشکا - هربرت فون کارایان از سمفونی دو ماژور و ضبطهای خیره کننده و قابل تامل ریکاردو چایلی از بسیاری از آثار ارکسترال ایگور استراوینسکی جا دارد شنیده شود تا به خوبی با لایه های درونی فکری هنری و موسیقایی این هنرمند بزرگ و تاثیرگذار آشنا شویم.