
دیدگاهها و نظرات شما درباره این آلبوم
هزاران درود بر شما و کادر محترم والاموزیک
پارتیسیون آثار ارکسترال برامس گستره وسیعی از تکنیک و خلاقیت را شامل می شود و به همین دلیل اجرای صحیح آنها نیازمند یک رهبر و یک ارکستر توانمند می باشد اما با این وجود سالیان سال است که در نقاط مختلفی از جهان هرساله رهبرانی اعم از پیر و جوان شجاعت به خرج می دهند و چوب رهبری را در راستای انتقال برداشت خود از موسیقی برامس به شنونده جرکت می دهند.
در طول این سالها اجراهایی بر روی صفحه - کاست و دیسک از آثار ارکسترال برامس توسط رهبران بزرگی چون:توسکانینی - فورت ونگلر - کلمپرر - یخوم - کارایان - برنشتاین - بوم - کرتژ - آبادو و رتل عرضه شده که هرکدام رنگ و بویی دارد و از شنیدن آنها بهره ای عظیم از موسیقی برامس خواهیم برد.افرادی مانند:کارایان چندین دوره سمفونی های برامس را اجرا کرده اند(بنظرم اجرای کارایان در دهه1970 از سمفونی های برامس از همه خوشتر می نماید.)و افرادی مانند آبادو در کنار سمفونی ها سرنادها را هم به رپرتوار اجرایی شان اضافه کرده اند.
رهبرانی وسواس مانند:کارلوس کلایبر یک سمفونی از برامس را انتخاب کردند اما به قدری در درونمایه اثر غوطه ور شدند که اجرایی بسیار باظرافت - پروضوح و درکمال استادی و توام محبت انجام دادند که تبدیل به سندی معتبر برای گوش دادن به این اثر شد.(سمفونی شماره 4برامس در مجموعه اورجینال(ضبطهای افسانه ای)با اجرای همین رهبر ارکستر قرارگرفته است.)
امروزه حتی اهالی هنر با پیشرفت تکنیک ضبط علاقه ای به گوش دادن ضبطهای مونوفونیک توسکانینی - فورت ونگلر و یخوم و ضبطهای غیرقابل تحمل مثل اکثر ضبطهای برنشتاین ندارند و بسیاری هم معتقد هستند که ضبطهای جدید از آثار کلاسیک بی روح هستند و آن شور و هیجان ضبطهای قدیمی را ندارند.با این نگاه موشکافانه به قضیه اجرایی از آثارکلاسیک بهترین پیشنهاد برای داشتن یک مجموعه کامل از سمفونی ها - سرنادها و اورتورهای برامس کدام است؟
کارایان هیچ وقت سرنادهای برامس را اجرا نکرد.بوم هم همینطور.برنشتاین فقط در کنار سمفونی های برامس سرناد شماره 2 را اجرا کرده است که در حد خود جذابیتی دارد.کرتژ - آبادو و چایلی هرکدام به نوبه خود برداشتی ارزشمند از این آثار ارائه دادند.کرتژ با شور و هیجانی وصف ناپذیر این آثار را اجرا می کند.آبادو و چایلی هم با سنگینی و صلابت بیشتر از کرتژ این آثار را رهبری می کنند.اما من همیشه معتقد بودم و هستم که رهبران ارکستر اهل چک و ارکستر فیلارمونیک چک با یک نگاه و رویکردی متفاوت به اثر نگاه می کنند و عشق و محبتی که هم رهبر ارکستر و هم نوازندگان در اجرای هر اثری اضافه می کنند به شور و هیجانی جان فرسا تبدیل می شود.با این گفته شکی نیست که بهترین انتخاب برای شنیدن سمفونی ها بخصوص سرنادها و اورتورهای برامس اجرای یری بلووالک و ارکستر فیلارمونیک چک باشد.
هرمیزان از قطعه که زیردست بلووالک رهبری و نوازندگان اجرا می شود شور و هیجانی بی بدیل دارد و رهبرارکستر در اجرا این آثار بیشتر بر جنبه عاشقانه تاکید کرده که می بینیم لطافت اجرا از سطح بالایی برخوردار است.تکنیک ضبط به حدکافی سرشار از وضوح و شفافیت است و واقعا یک استریو شنیدنی است.من می توانم بگویم که اجرای سرناد شماره یک برامس می تواند در کنار سه اجرا (بونگارتز - آبادو و کرتژ)قرار گیرد و بنظرم حتی در اجرای هاینز بونگارتز که بازهم اجرا موردعلاقه من است نتوانسته اسکرتسو اول را به اندازه بلووالک درک کند.
حتما به مجموعه بالا گوش سپارید.با شنیدن آثار برامس دروازه جدیدی از موسیقی به رویتان باز می شود و وقتی وارد آن شوید وارد دنیایی پر از تکاپو - مهر - افسون - رنج و خوشبختی خواهید شد.
بسیار بسیار از سایت بزرگ والاموزیک که در راستای فرهنگ و هنر گام می بردارد متشکرم.من خیلی علاقه مند بودم که این مجموعه را داشته باشم که شما برایم مهیا کردید.