

Ellen's Song III, D. 839 "Ave Maria"
Wiener Sängerknaben

Ständchen, D. 889
Fritz Wunderlich

Erlkönig, D. 328
Christian Elsner

Tantum ergo in E-Flat Major, D. 962
Dietrich Knothe

An die Musik, D.547
Felicity Lott

4 Gesänge, D. 983: IV. Die Nacht "Wie schön bist du"
Männerchor des Rundfunkchores Berlin

Deutsche Messe, D. 872: Sanctus. "Heilig, heilig ist der Herr"
Jorg-Peter Weigle

Heideröslein, D. 257 (arr. for Guitar & Voice)
Peter Schreier

Ständchen, D. 920 "Zögernd leise"
Dietrich Knothe

Winterreise, D. 911: No. 1. Gute Nacht
Rudolf Knoll

Winterreise, D. 911: No. 5. Der Lindenbaum
Rudolf Knoll

Winterreise, D. 911: No. 11. Frühlingstraum
Rudolf Knoll

Winterreise, D. 911: XIII. Die Post
Rudolf Knoll

Winterreise, D. 911: No. 24. Der Leiermann
Rudolf Knoll

Die schöne Müllerin, D. 795: No. 9, Des Müllers Blumen
Josef Protschka

Mass No. 1 in F Major, D. 105: I. Kyrie
Spandau Kantorei

Nachtgesang im Walde, D. 913
Männerchor des Rundfunkchores Berlin

Im Abendrot, D. 799 "O wie schön ist deine Welt"
Männerchor des Leipziger Rundfunks

Rosamunde, Fürstin von Cypern, D. 797: V. Romance
Philharmonia Hungarica

Rosamunde, Fürstin von Cypern, incidental music, D. 797: VI. Chorus of Spirits
Philharmonia Hungarica

Rosamunde, Fürstin von Cypern, incidental music, D. 797: IX. Chorus of Shepherds
Philharmonia Hungarica

Rosamunde, Fürstin von Cypern, D. 797: X. Chorus of Huntsmen
Philharmonia Hungarica

Rastlose Liebe, D.138
Friederike Sailer

Die schöne Müllerin, D.795: 7. Ungeduld
Fritz Wunderlich

Der Musensohn, D.764
Andrew Wicks

Leise, leise lasst uns singen, D.635
The Vicars Choral Of Wells Cathedral

Der Geistertanz, D.494
The Vicars Choral Of Wells Cathedral

Mass No. 4 in C Major, D. 452: III. Credo
Spandau Kantorei

Das Dörfchen, D. 598
Dietrich Knothe

Mass No. 3 in B-Flat Major, D. 324: II. Gloria
Spandau Kantorei

Gesang der Geister über den Wassern, D. 714
Dietrich Knothe

Mass No. 5 in A-Flat Major, D. 678: I. Kyrie
Spandau Kantorei

Intende voci orationis meae in B Major, D. 963
Rundfunk Sinfonieorchester Berlin

Nachthelle, D. 892
Ekkehard Wagner

Mass No. 6 in E-Flat Major, D. 950: I. Kyrie
Spandau Kantorei
دیدگاهها و نظرات شما درباره این آلبوم
لید بعد از شوبرت توسط آهنگسازانی که در اولین متن به آنها اشاره شد بسط و گسترش می یابد و تاثیر خود را در دیگر گونه های موسیقی غرب هم می گذارد.به عنوان مثال در اپراهای مخصوصا نیمه ی اول قرن نوزدهم آریاها از فرم های لید بهره می جویند که استاد این کار جوزپه وردی بود و با مراجعه به دو اپرای معروف یعنی لا تراویاتا و ریگولتو به وسعت اثرگذاری لید آلمانی پی خواهید برد منتها با شکوفایی اپراهای واگنر و ایجاد تداوم و سیالیت بین کل اثر و موسیقی و نمایش آرام آرام روش های دیگری برای ساخت آریاها درنظر گرفته شد.مثلا در خود ایتالیا پوچینی دیگر سبک گذشتگان خود چون وردی - روسینی و بلینی را ادامه داد و با تاثیر از موسیقی واگنر ابتدا آریاهایش را با حالتی چون رسیتاتیف آغاز کرده و سپس شنونده را با مهارت هرچه تمام به اوج موسیقی و ملودی آن آریا می رساند.در خود آلمان و اتریش هم شکل های مختلف دیگری از لید پا به عرصه ی وجو نهادند که با مراجعه به آثار ریشارد اشتراوس و گوستاو مالر به خوبی می توان آن را درک نمود.ظهور مکتب دوم وین که از دل آن موسیقی آتونال و سریالیسم متولد می شود در اوایل قرن بیستم ساز و کارهای جدیدی را برای تصنیف یک لید جدید و مدرن تعریف نمود و در نهایت با رسیدن به نیمه ی دوم قرن بیستم و بررسی شانسون های فرانسوی - ترانه های راک انگلیسی و قطعات ساخته شده در موسیقی پاپ و پایه گذاری فرم ورس و کورس ریشه های این فرم نوظهور یافته را در شکل های مختلف لید خواهیم دید.
در واقع به طور استاندارد و کلاسیک ورس های مختلف یک ترانه از یک موسیقی و کورس های آن از یک موسیقی واحد پیروی می کنند که این در حقیقت ترکیب دوگونه ی اصلی لید یعنی استروفیک و دورک کومپونیرت است.یعنی برای بندهای مختلف یک قسمت اثر (ورس یا کورس فرقی ندارد.) یک موسیقی واحد تنظیم شود (به تاثیر از ساختار استروفیک) اما چون دو گونه قسمت یعنی ورس و کورس که هر کدام تعریف به خصوص و ویژگی های متفاوتی را دارا هستند در این نوع موسیقی وجود دارد حالتی از دورک کومپونیرت تداعی می شود که البته فرم ورس و کورس با بخش های دیگری چون پری کورس - پست کورس و پل تزئین و بسط و گسترش کاملتری می یابد.منتها وقتی این فرم در شکل اصلی و سنتی خودش ارائه نشود و تغییراتی در آن صورت پذیرد موازنه ی بین تاثیرپذیری از استروفیک یا آن شکل دیگر لید به هم می خورد.مثلا ترانه هایی که از آلبوم قطرات باران مداوم بر سرم می بارند اندی ویلیامز به تازگی بررسی کردم بیشتر گویا وامدار حالت تک آهنگ لید هستند تا نوع همپا با کلام آن.
البته لید در ترانه های شاخه ی سویینگ جز کمترین تاثیر خود را گذاشت.به این دلیل که این ترانه ها معمولا از نوعی فرم دوبخشی پیروی می کنند و ساختارشان با آنچه که غالبا در موسیقی های پاپ و راک با آن مواجه ایم کاملا فرق دارد.با گوش فرا دادن به دو اثر معروف فرانک سیناترا چون دنیایی که می شناختیم یا بیگانگانی در شب و مقایسه ی آن با دو ترانه ی آهنگ تو و برای اوقات مناسب اندی ویلیامز کاملا به خوبی به این موضوع پی خواهید برد.
امیدوارم که این توضیحات بتواند راهگشا برای درک و دریافتی بهتر و جدیدتر از موسیقی کلاسیک و دیگر موسیقی ها باشد و بزودی برای تاثیرگذاری بیشتر این سه متن در ارتباط با لیدهایی از دیگر آهنگسازان مکتب رومانتی سیسم و چگونگی مواجهه ی آنها با این فرم و اصلا دیگر فرم های ساده و مطبوع آوازی در نقاط دیگر اروپا به جز آلمان صحبت خواهم کرد.
لید که شکلی هنری از آواز آلمانی است با همراهی پیانو خود را جلوه گر می سازد و پیانو علاوه بر پشتیبانی خط ملودی (یعنی تکمیل بخش های همراهی کننده) بر ظرافت های تصویرسازی این فرم تاکید می ورزد و جزئیاتی از داستان شعر مربوطه را تجسم می بخشد که همه ی اینها بیانگری و روایتگری لید را افزایش می دهد.با آنکه یک لید می تواند در فرم سه قسمتی یا دو قسمتی برگشت دار یا بارات (گونه ای فرم دو قسمتی به شکل الف / الف / ب) باشد یا حتی جدا از این فرم ها آزادانه به بیان مفاهیمی بپردازد دو فرم اصلی آن که آهنگسازان رومانتیک بسیار از آن بهره می جستند به شکل زیر است:
فرم استروفیک (بندابندی یا تک آهنگ) که یک موسیقی واحد در تمامی بندها شنیده می شود و در نتیجه یادآوری و به ذهن سپردن اثر را بس آسان می کند.
فرم دورک کومپونیرت (تمام تصنیف شده یا همپا با کلام) که هر بند شعر موسیقی مخصوص خود را دارد و در نتیجه خاصیت تصویرسازی از آن از فرم قبلی بیشتر و هماهنگی آن هم با کلمات در مقوله ی روایتگری بیشتر است.
منتها در اوایل ظهور رومانتی سیسم با اقدامات شوبرت و شومان شکلی دیگر از فرم استروفیک پایه گذاری شد به نام استروفیک تعدیل یافته یا مرکب که موسیقی واحدی در چند بند (معمولا دو بند) شنیده می شود ولی در ادامه تغییر یافته و در پایان با شنیدن دوباره ی موسیقی اول لید خاتمه می یابد.این شکل از استروفیک در دوره ی رمانتیک از شکل ساده اش کاربرد بیشتری داشته و می توان به خوبی آن را در مجموعه ی آوازی سفر زمستانی شوبرت مشاهده نمود.
در ارتباط با مجموعه ی آوازی هم بد نیست نکاتی را بیان کنم.این مفهوم را بتهوون با قطعه ی دلبری دور دست تبیین کرد و به این معناست که چندین قطعه ی آوازی که به یک ایده ی مشترک مربوط می شوند و داستانی را قرار است به سرانجام برسانند پشت سر هم قرار گرفته و برای شنونده اجرا می شوند.
حال که در ارتباط با لید و انواع آن صحبت کردم برسیم به تحلیل تعدادی از لیدهای شوبرت.ابتدا از فرم های فرعی ای که برای ساخت یک لید مورد کار آهنگسازان قرار می گیرند شروع می کنم.اگر می خواهید با چگونگی مواجهه ی شوبرت با این فرم ها آشنا شوید پیشنهاد من گوش فرا دادن به آخرین مجموعه ی آوازی ساخته شده ی وی به نام آواز قو است.(او در طول عمر کم خود با تصنیف بیش از 600 لید و 3 مجموعه ی آوازی به نام های دختر خوب روی آسیابان - سفر زمستانی و آواز قو تنها با بخشی از آثارش خود را به یکی از مراجع بزرگ رومانتیک های بعدی رساند.) علی الخصوص دو لید از آن به نام های سرناد (یکی از معروف ترین تم های ساخته شده توسط این آهنگساز که به شکل های مختلف در طی سالیان سال تنظیم و اجرا شده در همین لید نهفته است.) که از فرم بارات پیروی می کند و یا در اطلس که از ساختار الف / ب / الف بهره جسته.منتها در این لید آخری یکی از ویژگی های اصلی آثار شوبرت و اصلا رومانتی سیست ها نهفته شده است.او با استفاده از خاصیت مدیانتی (روابط بین درجات یک گام به میزان فاصله ی سوم) که ابتدا در آثار متاخر پیانویی بتهوون ظاهر گشت مدگردانی های نسبتا پیچیده و متفاوت کرده و سرانجام دوباره به تنالیته ی اصلی قطعه می رسد که این ویژگی در سمفونی بزرگ او در دو ماژور هم به خوبی نمایان است اما اولین انتخاب من برای آشنایی با لیدی از این آهنگساز که به فرم استروفیک نوشته شده برای شما کدام است؟
پیشنهاد می کنم به نخستین قطعه از مجموعه ی آوازی دختر خوب روی آسیابان با نام سرگردانی گوش فرا دهید که اثری شاد و پر انرژی است اما دیگر فرم ها چه؟
برای قالب استروفیک تعدیل یافته درخت لیمو ترش (پنجمین ترانه ی مجموعه آوازی سفر زمستانی) که لیدی نسبتا طولانی با احساسی گویا شاعرانه است آشنایی اولیه ی خوبی ایجاد می کنم تا بعد بتوانیم از لید معروف شوبرت به اسم قزل آلا لذتی وافر ببریم.لید آخری که از معروف ترین آثار این آهنگساز به شمار می آید موضوعی بکر دارد و تقابل بین یک صیاد ماهی و ماهی ای را به طرزی زیبا - آغشته به خوشمزگی و در نهایت توام با یک حس تراژیک فانتزی نشان می دهد.به خصوص توجه شود به آرپژهای مقدمه ی کوتاه این لید که تحرکات ماهی در آب را به خوبی برای شنونده تجسم می کند و در بندهای بعد به اینترلود و در نهایت به یک پستلود تبدیل می شود.این لید سه بند را شامل می شود.
برای روبرویی با دورک کومپونیرت به صورت دقیق و استاندارد یکی دیگر از لیدهای شوبرت را با نام شاه دیو بشنوید که انقلابی در صنعت موسیقی و ساختن لید ایجاد کرد.داستان این لید که کاملا تراژیک است پدری را که کودک بیمارش را در آغوش دارد در شبی توفانی به نمایش می گذارد که سوار بر اسب به دنبال نجات فرزندش است اما فرزندش که هذیان زده است در خیال خود شاه دیو که در افسانه های اروپایی نماد مرگ است را می بیند.ظاهر داستان نسبتا ایجاد انقلابی بنیادین در موسیقی غرب نخواهد کرد اما این چگونگی ترکیب موسیقی و شعر به صورت استادانه و نحوه ی بیان هنرمندانه و خلاقانه ی شوبرت با زبان موسیقایی است که ارزشمند است و هنوز که هنوز است این اثر را به یکی از موثرترین شکل های موسیقایی مکتب رومانتی سیسم مبدل کرده است.
شوبرت برای پیش بردن کار خود یک خواننده ی مرد (تنور) را به چهار وجه متفاوت تقسیم می کند.این یعنی تنها یک خواننده آن هم فقط با همراهی سازی به نام پیانو باید چهار نقش راوی / شاه دیو / پدر و پسر را با مهارت آوازی خود به نمایش بگذارد.محدوده ی زیر صدایی خواننده مربوط به شخصیت پسر است که گاه با حالتی توام با اضطراب و پریشانی و گاه با ترس و فریاد بیان می شود و در تقابل با آن محدوده ی بم خواننده تجلی شخصیت پدر است که تنها در فکر فرزندش است و با امید دادن به او نمی خواهد وی را از دست بدهد.شاه دیو خود را با حالتی خندان و وعده دهنده در منطقه ی میانی و آن هم با ورود در تنالیته ی ماژور (تنالیته ی اصلی این اثر سل مینور است که با توجه به شخصیت آن شاید در بیان تعلیق یا هیجانی توام با استرس گامی مناسب نباشد اما چنین کیفیتی را شوبرت با بخش پیانویی مضطرب آن ایجاد کرده و آن از طریق یکسری نت های تکراری که با ریتمی سریع که از کشش های کوتاه شکل یافته اند پشت سر هم قرار دارند.) که خاصیت شیطان گونه ای این موجود را به خوبی توصیف می کند و وقتی راوی به میان می آید موسیقی حالتی گفتارگونه و چون رسیتاتیف به خود می گیرد.بعدها این کار شوبرت نه تنها در خلق لید بلکه دیگر فرم های آوازی چون اپرا دستمایه ی تکامل و تغییر قرار گرفت.
در آخر هم بایدبه نخستین لید مهم این آهنگساز یعنی گریختن پشت چرخ نخ ریسی اشاره نمود که تقریبا می توان گفت از نوعی روندو پیروی می کند و در ر مینور بوده و حالت چرخش دستگاه از طریق نتهای دست راست پیانو (که تلاطمی از حرکات بالارونده و پایین رونده می سازند.) و نتهای پدال گونه ی دست چپ پدال خود این دستگاه را تصویرسازی می کنند.
لید چیست؟ دانستن چیستی لید چه کمکی به ما می کند؟ وسعت تاثیرگذاری لید چقدر است؟ آهنگسازان مهم در ساخت لید کدام اند؟ اهمیت شوبرت در تاریخ تصنیف لید در غرب به چه سبب است؟
اینها تنها بخشی از سوالاتی است که شاید در مواجهه با این فرم مهم تاریخ موسیقی غرب در ذهنتان پدید آمده است.قرار است اینبار سفری متفاوت به تاریخ موسیقی غرب داشته باشیم و از دریچه ای نو فرم لید را واکاوی کرده و با بررسی تعداد از ساخته های آوازی شوبرت چگونگی این فرم و دستاوردهای این آهنگساز بزرگ را شرح دهیم و در نهایت با رسیدن به موسیقی پاپ و راک در قرن بیستم اثرگذاری این فرم قدیمی را جویا شویم.پس با من همراه باشید و این فرصت طلایی را در درک و لذت بردن بهتر و عمیق تر از موسیقی از دست ندهید.
لید کلمه ای آلمانی به معنای آواز است و جمع آن به صورت لیدر خواهد بود که از دوران رنسانس در مقوله ی موسیقی غیرمذهبی آن دوره ی آلمان ظهور پیدا کرد اما با لید رمانتیک بسیار متفاوت است.با ورود به دوران باروک و توجه به مونودی و فرم های موسیقی آوازی مذهبی و نبود یک آهنگساز بزرگ آلمانی در تصنیف آثار آوازی غیر مذهبی (هندل اپراهایش کاملا به سبک ایتالیایی و از مکتب اپرایی ناپل پیروی می کند.) لید به فراموشی سپرده شد و پس از آن در دوره ی کلاسیک توجه چندانی به آن نمی شد.در اواخر قرن 18 میلادی و ابداع بالاد آلمانی به تاثیر از بالادهای انگلیسی و اسکاتلندی راه برای به وجود آمدن نوعی آواز غیرمذهبی و هنری در قالب رومانتی سیسم گشوده شد که با رسیدن به اوایل قرن 19 لید زایش پیدا می کند و توسط آهنگسازانی چون شوبرت - شومان - برامس و در مراحل متاخر خود با ولف و اشتراوس تکوین و تکامل پیدا می کند.
مضاف بر اینکه قبل از پیدایش رومانتی سیسم در موسیقی این کلمه در نقاشی و ادبیات کاربرد داشت و با توجه به پیشرفت ها و تغییراتی که در نگاه و مواجهه ی انسان با محیط پیرامون خود و اصلا با خود هنر صورت گرفت به تاثیر از ادبیات (توجه به اشعار غنایی و عاشقانه و داستان هایی با مضامین ناآشنا - مرموز و عجیب که در آنها بزرگی وحشتناک طبیعت همراه با عناصر متافیزیکی در برابر انسان قرار گرفته است.) و نقاشی (بیان و غلبه ی احساسات از طریق منظره پردازی مکتب رومانتی سیسم انگلستان - انتقال سکوت و عمق طبیعت از طریق رومانتی سیسم فردریش نقاش آلمانی و ترسیم وقایع مهم روزگار و احساساتی که انعکاس رخدادهای پیرامون یک هنرمند هستند چون آثار دلاکروا نقاش فرانسوی) در موسیقی هم باید فرمی متولد می شد تا همه ی این نکات و دیگر اصول زیبایی شناسی رومانتی سیسم را در خود به شکلی ساده و شیوا جا دهد.لید آلمانی بهترین انتخاب بود.
اشعاری که مورد پردازش آهنگسازان رومانتیک برای ساخت لید قرار می گرفتند مواجهه ی انسان در برابر عظمت طبیعت و گروه های اجتماعی را نشان می دادند که با وجود تمامی سختی ها و آسیب پذیری انسان در نهایت این انسان است که پیروز بر آنها و سرنوشت می گردد.در کنار این مضامین موضوعات عاشقانه یا حتی فانتزی توام با طنز یا تلخی ای مورد توجه قرار می گرفتند و در تمامی اینها به عناصر رازآلود و متافیزیکی طبیعت دقت می شد.طبیعتا واکنش یک آهنگساز رومانتیک چون کلاسیک که میان فرم (نمود منطق در موسیقی) و احساسات تعادل و توازن برقرار می کند نیست.او بیان احساسات را ارجح تر می داند و به همین خاطر با دستکاری و آزادی عمل در فرم به بیانگری بالا در ترسیم صحنه های درخشان شاعرانه می رسد.
حال که مدخلی برای ورود به چیستی لید ایجاد کردیم و تاریخچه ای مفید از چرایی و چگونگی رسیدن به لید را برای عزیزان به بیان رساندیم درباره ی لید در متن بعد صحبت خواهد شد و به انواع فرم هایی که می توان یک لید را در آن نوشت سخن به عمل خواهم آورد.
سلام کسرا جان، مدتیست پس از خاموشی های اینترنت بین الملل به سایت والا موزیک پناه آورده ام و کاربری که نظرم را به خودش جلب کرده شما هستی. نقد های شما یکی از سرگرمی های روزانه من بوده و هربار که سایت را چک میکنم در مرحله اول به بخش دیدگاه ها سر میزنم و با ذهنی هرچند آشفته برای مدتی از خواندن نقد و بررسی های شما لذت میبرم. فرای تشکر بابت وقت و به اشتراک گذاشتن اطلاعات مفیدتان بنده در حال نوشتن مقاله ای سه بخشی هستم که بخش اولش در مورد ارتباط هنر و طبیعت با جنبش رمانتیک موسیقی کلاسیک غرب در قرن نوزدهم است.
مقاله آنچنان تخصصی نیست زیرا جامعه هدف عموم مردم است بنابراین تمرکز بخش دوم و بدنه ی مقاله بر روی موضوع جذاب تقابل دیدگاه های موسیقی برنامه ای و محض آن دوران است که سعی بر بیان و توضیح ساده اش را دارم. در ادامه کمی به کتاب انتقادی ادوارد هانسلیک و دلایل برتری نهادن موسیقی محض از طرف او پرداخته میشود.
اما بخشی که دوست داشتم راجبش با شما صحبت کنم بخش سوم و پایانی مقاله در مورد دلایل کمرنگ شدن نگرش محض به موسیقی و فراگیری نگرش موسیقی برنامه ای در زمان حال است. پس از خواندن چند دیدگاه شما راجب ارتباط موسیقی کلاسیک و آهنگ های چارلی پوث به دید باز شما پی بردم، این دید شما را احتمالا عموم مردم دلایل و لایه های درونی ارتباطشان را درک نکنند اما بنده به واسطه همان معدود آهنگ هایی که از ایشان گوش کردم با شما هم نظرم و فکر میکنم آقای پوث مثال بسیار مناسبی برای این بخش از مقاله میباشد و از آنجایی که شما بنظر طرفدار ایشان هستید و فرای آن راجب دوران کلاسیک و حال حاضر اطلاعات دارید مطمئن هستم به نوشتن این بخش مقاله ام کمک بسزایی خواهید کرد. خوشحال میشوم برای گفتگویی کوتاه راه ارتباطی ای در اختیارم قرار دهید.
و خطاب به آقای زارع عزیز، در راستای مطالعه موسیقی قرن ۲۱ به پیشنهاد دوستانم درخواست آلبوم های سه آرتیست را کرده بودم اما هیچکدام قرار نگرفت. برای بررسی ژانرهای
indie rock, palm desert scene, postpunk-shoegaze
بند های به ترتیب
Car seat headrest, queens of the stone age, have a nice life
اگر قرار داده شود متشکر میشوم، آرتیست های موردنظر برخی دیگر از ژانر های منتخبم را داشتید اما این آرتیست ها جایشان در آرشیو ارزشمندتان خالیست.