«رکوئیم آلمانی» اپوس ۴۵ اثر یوهانس برامس در این ضبط با آواز سوپرانو الیزابت نوربرگ-شولتس، باریتون ولفگانگ هولتسمایر، گروه کر و ارکستر سمفونیک سانفرانسیسکو به رهبری هربرت بلومستت اجرا شده است. این اثر در سپتامبر ۱۹۹۳ در تالار Davies Symphony Hall سانفرانسیسکو ضبط و با لیبل Decca منتشر شد. این آلبوم که در سال ۱۹۹۴ منتشر شده، شامل هر هفت موومان «رکوئیم آلمانی» است و حدود ۷۰ دقیقه زمان دارد. بخش سوپرانو در موومان پنجم، «Ihr habt nun Traurigkeit»، با اجرای الیزابت نوربرگ-شولتس شنیده میشود؛ در بخشهای مربوط به باریتون نیز ولفگانگ هولتسمایر حضور دارد. این ضبط در رپرتوار موسیقی کلاسیک و آثار کرال قرار میگیرد و یکی از ضبطهای «رکوئیم آلمانی» برامس با رهبری هربرت بلومستت است.
 (1994)-150x150.jpg)
Brahms: Ein deutsches Requiem, Op. 45 - 1. "Selig sind, die da Leid tragen"
San Francisco Symphony Chorus & Herbert Blomstedt
 (1994)-150x150.jpg)
Brahms: Ein deutsches Requiem, Op. 45 - 2. "Denn alles Fleisch, es ist wie Gras"
San Francisco Symphony Chorus & Herbert Blomstedt
 (1994)-150x150.jpg)
Brahms: Ein deutsches Requiem, Op. 45 - 3. "Herr, lehre doch mich"
Wolfgang Holzmair, San Francisco Symphony Chorus & Herbert Blomstedt
 (1994)-150x150.jpg)
Brahms: Ein deutsches Requiem, Op. 45 - 4. "Wie lieblich sind deine Wohnungen, Herr Zebaoth!"
San Francisco Symphony Chorus & Herbert Blomstedt
 (1994)-150x150.jpg)
Brahms: Ein deutsches Requiem, Op. 45 - 5. "Ihr habt nun Traurigkeit"
Elizabeth Norberg-Schulz, San Francisco Symphony Chorus & Herbert Blomstedt
 (1994)-150x150.jpg)
Brahms: Ein deutsches Requiem, Op. 45 - 6. "Denn wir haben hie keine bleibende Statt"
Wolfgang Holzmair, San Francisco Symphony Chorus & Herbert Blomstedt
 (1994)-150x150.jpg)
Brahms: Ein deutsches Requiem, Op. 45 - 7. "Selig sind die Toten, die in dem Herrn sterben"
San Francisco Symphony Chorus & Herbert Blomstedt
دیدگاهها و نظرات شما درباره این آلبوم
یوهانس برامس هنگامی که دست به آفرینش یک رکوئیم آلمانی زد شاید آنچنان به این موضوع فکر نمی کرد که دست به ساخت و پرورش چه اثر عظیم و شگفت انگیزی زده است زیرا زمانی این رکوئیم را تصنیف کرد که جوانی بیش نبود و گویا اخلاص خود در ایمان به خدا و مسیحیت را می خواست به همگان نشان دهد.این ساخته ی برامس در دهه ای از قرن نوزدهم آهنگسازی شده که دهه ای پرهیاهو می توان آن را نامید یعنی دهه ی 1860 که واگنر در آلمان پرچم دار هنر اپرانویسی اسمی شناخته شده در تمامی محافل است و جنبش ناسیونالیسم در موسیقی از روسیه چند دهه ای است با کارهای گلینکا آغاز شده و در دیگر نقاط اروپا هم جریان یافته و در نیمه ی قرن مزبور این آهنگسازان ملی گرا هستند که به حمایت از برامس می پردازند و با تاثیر و تغذیه ی حداکثری از موسیقی وی او را ادامه دهنده ی سبک و سیاق آهنگسازی بتهوون می دانند.
البته متاسفانه در ایران به دلیل درک نادرست اکثر متخصصین از موسیقی کلاسیک و علی الخصوص موسیقی غرب در قرن نوزده به طور کلی با یک طبقه بندی سبکسرانه آهنگسازان دوره ی رومانتیک را در دو گروه برامسی ها و واگنری ها قرار می دهند و چنان به توصیف هر یک از این گروه ها می پردازند که گویی هر کدام از آهنگسازان این دو گروه اشاره شده نابودگر و یا محوکننده ی موسیقی و جهان بینی گروه دیگر هستند که این کاملا اشتباه است.شما نمی توانی به عنوان یک جوان و هم دوره ای با فردی که هموطن توست و هر کدام از موسیقی هایش سر و صدا به پا می کند (منظور من ریشارد واگنر است.) حداقل یک اثر از وی را بررسی نکنی و به این سوال که چرا مردمان آلمان و اروپا در نیمه ی دوم قرن نوزدهم توجه شدیدتری از قبل حتی به موسیقی برنامه ای و قالب های بیانی آن چون اپرا - پوئم سمفونیک - باله یا...دارند پاسخ ندهی و به عنوان یک هنرمند که آینده نگر هستی هنوز در خلال چنین رویکردهایی به موسیقی محض و اهمیت آن بپردازی.پس حتما گروه برامسی ها حتی بسیار اندک و ناچیز تاثیر می پذیرند از اصول و قواعد موسیقی کروماتیسم واگنری و این در ارتباط با واگنری ها هم دیده می شود اما ناملموس تر و کمتر از برامسی ها!
تمامی این نکات را بیان کردم تا به یک تشریح جامعی از این اثر شنیدنی و جاودانه ی یوهانس برامس بپردازم و مثلا با اشاره به همان شروع رکوئیم به شنونده گوشزد کنم که موسیقی برامس در این دقایق به موسیقی گروه واگنری چقدر شباهت دارد اما آنچه که آهنگسازانی چون واگنر - بروکنر - ولف و حتی لیست از طریق یکسری پیوندهای به ظاهر عجیب و غریب و پیچیده مواد و مصالح موسیقایی انجام می دادند برامس با آلتره کردن های گسترده موفق می شود و هر دو در نتیجه می خواهند به صدادهی های جدید و جذاب برای مخاطب قرن نوزدهمی برسند.
موومان دوم این رکوئیم لرزه بر تن آدمی می آورد و تا به حال قطعه ای اینچنین معنوی و مذهبی که جنبه ی متفکرانه ای فراخ داشته باشد نشنیده ام.تمی که قبل از ورود گروه کر در یک حالت دو قسمتی به شنونده بیان می شود و گویا حکم یک ریتورنلو (بازگشت) را در کل این قسمت از ساخته ی آهنگساز دارد و به تنهایی خود یک درس آهنگسازی جذاب برای چگونگی رسیدن به توالی آکوردهای نو و دلپذیر است.پس از عرضه ی تم مزبور سه بخش از گروه کر یعنی باس (صدای بم آقایان) - تنور (صدای زیر آقایان) و آلتو (صدای بم خانمها) دوباره با همراهی کلام بر بطن و روح تم می نشیند و گویا برامس با مراجعه به زبور 126 از کتاب مقدس چنین سخنی را که برگردان انگلیسی و ترجمه ی فارسی اش را در زیر مشاهده می کنید انتخاب کرده است:
Behold all flesh
is as the grass and
all the goodliness of man
is as the flower of grass
تمامی گوش خود (وجودت) را در بربگیر
همچون علف است و
همه ی خوبی های انسان مثل
گل علف می ماند.
این کلام مرتبط به بخش الف تم ماست و در آغاز بخش ب سپرانوها (یعنی صدای زیر خانمها) با چنین سخن تکمیل کننده ای که گویا وعده دهنده است موسیقی را ادامه می دهند:
For lo the grass and
the flower there of de cry
زیرا اینک علف و گل فریاد در آنجاست
به اندازه ای ستودنی و در کمال مهارت استادانه و بدیع به هر کدام از کلمات این سرود ستایش گونه در ترکیب با موسیقی ای خیره کننده و تا حدی تراژیک و درون گرا روح داده که تنها با شنیدن آن می توان به تمامی ابعاد زیبایی آن پی برد.هنگامی که بخش الف تم در ترکیب با کلام اشاره شده در دینامیک فورته (قوی) و با تمامی اعضای گروه کر خوانده می شود و ارکستر به چه بزرگی ای در نقش همراهی کننده ظاهر می شود واقعا لرزه بر آدمی وارد می شود و در اخلاص و بندگی انسان حتی مدرن شک و شبهه ایجاد می کند.
در قسمت بعدی رکوئیم خواننده ی باریتون (حد وسط صدای آقایان) با ملودی ای که به اجرا می گذارد موسیقی شمال اروپا را در ذهن یک شنونده ی دقیق بخاطر می اندازد و استواری و انرژی ای که در این بخش وجود دارد منتهی می شود به چهارمین موومان اثر که چه دلپذیر است سرای تو نام دارد.جالب است بدانید که برامس دست نویس این بخش از رکوئیمش را برای کلارا شومان فرستاده بود و او در پاسخ نوشت:
از قسمت همسرایی بسیار لذت می برم.فکر کنم در اجرا زیبا از کار دربیاید.
آهنگساز ما در اینجا به زبور شماره ی 84 مراجعه کرده و ترکیبی استادانه از کلام و موسیق4ی در قالبی مذهبی و اطمینان بخش ایجاد نموده است.در این موومان یک ترجیع بند به شکل زیر شنیده می شود:
چه دلپذیر است سرای تو ای سالار میزبانان
و پس از چندین بار تکرار این بخش در ابتدای آهنگ به کلام زیر می رسیم:
روح من مشتاق و رنجور است برای سراپرده های خداوند.
جسم و روحم به وجد می آید در خداوند حی.
و در اواسط قطعه به چنین سخنی برمی خوریم:
خوشا آنان که در خانه ی تو سکنا گزیده اند که تا ابد تو را می ستایند.
هر کدام از موومان های بعدی هم جذابیت و جلوه ی بدیع و خاص خود را دارد و امیدوارم که با توضیحات داده شده بتوانید با موسیقی برامس و یک رکوئیم آلمانی وی ارتباط بیشتری برقرار کنید و در پایان از اجرای خوب آن می توان سخن راند که کاملا هدف آهنگساز را از مفاهیم و مضامین ادبی و موسیقایی برآورده می سازد.