 (2026).jpg)
پخش آنلاین، دانلود و اطلاعات تکمیلی
 (2026)-150x150.jpg)
Changes
Charlie Puth
 (2026)-150x150.jpg)
Beat Yourself Up
Charlie Puth
 (2026)-150x150.jpg)
Cry (feat. Kenny G)
Charlie Puth
 (2026)-150x150.jpg)
Washed Up
Charlie Puth
 (2026)-150x150.jpg)
New Jersey (feat. Ravyn Lenae)
Charlie Puth
 (2026)-150x150.jpg)
Don’t Meet Your Heroes
Charlie Puth
 (2026)-150x150.jpg)
Home (feat. Hikaru Utada)
Charlie Puth
 (2026)-150x150.jpg)
Hey Brother
Charlie Puth
 (2026)-150x150.jpg)
Sideways (feat. Coco Jones)
Charlie Puth
 (2026)-150x150.jpg)
Love In Exile (feat. Michael McDonald & Kenny Loggins)
Charlie Puth
 (2026)-150x150.jpg)
Until It Happens To You (feat. Jeff Goldblum & The Mildred Snitzer Orchestra)
Charlie Puth
 (2026)-150x150.jpg)
I Used To Be Cringe
Charlie Puth
 (2026)-150x150.jpg)
Reply To This
Charlie Puth
دیدگاهها و نظرات شما درباره این آلبوم
ترانه ی ششم با نام قهرمانانت را ملاقات نکن به خوبی ترکیب موسیقی سول و بلوز را با موسیقی پاپ البته با امضای کاری چارلی پوث نشان می دهد.مضمون ترانه در ارتباط با آگاه سازی دوستی است که به هر کسی و از روی ظاهر اعتماد نکند و شاید مهم ترین این نکته این ترانه چند صدایی خوانی اواخر آن باشد که یک پلی فونی مطبوع و ساده مطابق با سلیقه ی نسل جدید ایجاد نموده.(البته شنوندگان متعصب موسیقی کلاسیک با یک مقایسه ی مع الفارق این پلی فونی را با پلی فونی مثلا دوران باروک یا باخ قیاس نکنند که پلی فونی بسته به زمانه و نیاز شنوندگان تغییر و تکامل می یابد و در این روزگار که کمتر کسی به طور جدی به آثار فاخر موسیقی کلاسیک می پردازد پلی فونی طبیعتا باید ساده تر و جذاب تر باشد.) همین جا متوجه می شویم که خواننده ی این ترانه به خوبی با مسئله ی پلی فونی و چگونه سازمان دادن آن در قطعه ی خود آشناست.
ترانه ی هفتم با نام خانه با الهام از همسرش چارلی پوث آن را ساخته و به احتمال زیاد این ترانه به او تقدیم شده است.این ترانه چون با همراهی هیکارو اوتادا خوانده شده در زمره ی موسیقی پاپ ژاپنی قرار می گیرد اما علاوه بر داشتن عناصری از آن موسیقی از سبک هایی چون نیوایج و هاوس تاثیر پذیرفته.
در زیر ورس ابتدایی این ترانه را مشاهده می کنید:
Through the rose-colored lenses (lenses)
And the white picket fences (fences)
No matter how good this is, it could never satisfy (satisfy)
When it's you that I'm missin' (missin')
Now I sit in the kitchen (kitchen)
Through the window pane, I watch the day turn to night (night)
از میان لنزهای صورتی
و نرده های سفید
مهم نیست چقدر خوب باشد هرگز نمی تواند راضی کند
وقتی این تویی که دلتنگم
حالا در آشپزخانه نشسته ام
از میان شیشه ی پنجره تماشا می کنم که روز به شب تبدیل می شود
به خوبی از همین ورس ابتدایی می توان پی برد که پوث علاقه ای خود به همسرش را با شیوه ی ترانه سرایی شاعرانه اش نشان داده و این ابراز عاطفه بسیار جذاب و خوشایند نموده.البته انتخاب گام درست برای ترانه ای با چنین فضایی بی تاثیر نخواهد بود.تنالیته ی می بمل ماژور که درباره ی جنبه های شخصیتی اش در متن های گذشته حرف زدم و در نهایت این خوانش گرم و دلنشین چارلی پوث است که پیونددهنده ی عناصر موسیقایی با قلب تپنده ی شنوندگان است.
قبل از رسیدن به کورس با پری کورسی نسبتا کوتاه مواجه ایم که به شرح زیر است:
It ain't a mystery
That every time you leave
That's when I feel the most alone, oh
این یک راز نیست که هر وقت می روی آن موقع است که بیشترین احساس تنهایی را می کنم.
در این قسمت ابراز عشق خواننده به همسرش درجه ای بالاتر می رود و تا حدی شنونده بی صبرانه منتظر می ماند که قرار است با چه اوجی در کورس روبرو شود:
Ooh, don't you know
That you're the one who makes this house a home? (House a home?)
And so, when you go (when you go)
It feels so cold without the soul
You're the one who makes this house a home
آه تو نمی دانی
که تو کسی هستی که این خانه را به خانه تبدیل می کند؟
و بنابراین زمانی که می روی
بدون روح هوا خیلی سرد است
تو کسی هستی که این خانه را به خانه تبدیل می کند
هشتمین ترانه ی این آلبوم با نام هی برادر با شروع کلاسیک گونه خود نشان از تاثیر از موسیقی های پاپ کلاسیک و بلوز می دهد.شاید مهم ترین قسمت موسیقایی این ترانه در پری کورس آن پنهان باشد.وقتی که از تنالیته ی اصلی کم کاربرد و بکر سل بمل ماژور در پری کورس موقتا وارد می بمل مینور می شویم یعنی مینور نسبی آن که در آنجا توالی آکوردهای تونیک (می بمل مینور) - دومینانت / شکل مینور (سی بمل مینور) - ناپولیتن (فا بمل ماژور) و دو بمل ماژور یعنی درجه ی ششم می بمل مینور.در دروس علم هارمونی معمولا وصل آکورد ناپولیتن را چون جایگزینی برای آکورد زیرنمایان است به نمایان یا همان دومینانت یا مستقیما تونیک می دانند که در اینجا این عمل به طور عکس تکرار شده و حل آن به درجه ی ششم می بمل مینور صورت گرفته.این عمل بسیار انگشت شمار و نادر در چنین موسیقی هایی اتفاق می افتد و نشان می دهد به چه میزان بالایی چارلی پوث به اعماق اصول و قواعد آهنگساز کلاسیک سفر کرده و با استخراج نکات و سنت شکنی هایی نام خود را در تاریخ موسیقی جهان به ثبت می رساند.برای خود من به عنوان کسی که در آهنگسازی قدم می گذارد این کار یک حرکت جدید - جالب و بس آموزنده بود و پس از دو بمل ماژور دوباره به سل بمل ماژور یعنی تنالیته ی اصلی ترانه برمی گردیم.یکی از دیگر ویژگی های موسیقی چارلی پوث که در اینجا می خواهم اشاره کنم استفاده زیاد از روابط چهارم بین درجات در هارمونیزه کردن ملودی هاست که البته کمی و بیش در موسیقی پاپ کاربرد داشته و دارد اما او به وفور و آشکارا از این تکنیک بهره می جوید که نمونه اش را در تک تک ترانه های این آلبوم می توانید مشاهده کنید.
پری کورس ترانه ای که توضیح داده شد:
You can always keep it in the family
'Cause blood is thicker than water
همیشه می توانی او را در خانواده نگه داری
زیرا خون از آب غلیظ تر است
آخرین ترانه ای که از این آلبوم شاهکار و به یاد ماندنی بررسی می شود ترک 12 به نام من قبلا خیلی خجالتی بودم است.ترانه ای در ارتباط با بحران های شخصی ای که برای هر فردی می تواند رخ دهد.از نظر فضاسازی و بسط و گسترش هارمونیک و حتی پرداختن ملودی کاری سنتی و محافظه کار می تواند تلقی شود اما با خوانش گرم و پراحساس پوث رنگ و لعابی دیگر به خود می گیرد و بس شنیدنی می شود.گام این قطعه فاماژور است.گامی چند وجهی که شخصیتی بشاش - سرزنده و تا حدی کاریزماتیک دارد و علاوه بر اینها می تواند عاشق یا مهربان باشد که بتهوون در سمفونی شماره ی 6 (پاستورال) خود به خوبی جنبه های شخصیتی مختلف آن را به شنونده نشان می دهد.
در پایان باید گفت که دیگر ترانه های این آلبوم هر کدام زیبایی خاص خودشان را ندارد.مثلا ترانه ی آخر که خوانشی بیانگرا و جذاب در ترکیب با شعر کار دارد یا سومین ترانه ی آلبوم که با طنین ساکسیفون کنی جی بزرگ آغشته شده است.خداوند هنرمندانی چون چارلی پوث را برای جهانیان سالها حفظ کند که هنرمندانه با آثار خود صلح - دوستی - عشق و آزادی را برای همگان خواستارند و فرهنگ سازی می کنند.
تشکر از والا موزیک کبیر بابت نشر این آلبوم که بتوانیم با آن آشنا شویم و از کارهای جدید بازار موسیقی جهان یاد بگیریم.
ترانه ی شماره ی 4 به نام تمام شده
از نظر فضاسازی شبیه به ترانه های پاپی است که اندی ویلیامز در دهه ی 1970 می خواند (بازگشت به پاپ کلاسیک) و شعر آن کاملا تطابق با نام ترانه و موسیقی آن دارد و از عشقی که صورتی نسبتا شاعرانه به خود گرفته سخن به عمل می آورد.تنالیته ی اصلی ترانه دو ماژور است که در ارتباط با شخصیت آن در متن های قبلی صحبت کردم و از نظر فرم با ترتیب ورس - پری کورس (قبل از کورس) و کورس روبرو هستیم با پست کورس (بعد از کورس) که بعد از شنیده شدن کورس دوم همزمان با مدولاسیون ناگهانی با آن روبرو می شویم.
در ورس ابتدایی این ترانه با چنین شعری مواجه هستیم:
You couldn't count the grains of sand
No one could ever have the time
It's been so long since you've seen land
Can't even see it in your mind
تو نمی توانستی دانه های شن را شمارش کنی
هیچ کس هرگز نمی توانست وقت داشته باشد
مدت زیادی است که خشکی را ندیده ای
حتی نمی توانی آن را در ذهنت متصور شوی
به حسن تعلیل های این ترانه که یکی اش در همین بالا دیده می شود توجه کنید که چقدر زیرکانه و هنرمندانه در خلال متن شعر چیده شده اند و بر تاثیرگذاری شعر می افزایند.از نظر موسیقایی نکته ی مهم آن است که به ازای هر مصراعی که پوث می خواند با رنگ های هارمونیک جدیدی روبرو می شویم.در مصراع اول به خوبی توالی آکورد تونیک (دو ماژور) - سی بمل ماژور (به طور طبیعی در دو ماژور وجود ندارد.پس یا تنالیته ی دو ماژور را به صورت ترکیبی با میکسولیدین دو استفاده کرده یا این آکورد را به عنوان آکورد درجه چهارم (زیرنمایان) برای فاماژور انتخاب کرده که در این صورت نگاه ما به تونیک سازی می رسد.) و فاماژور و در مصراع دوم با آکورد هفتم نیم کاسته ای که بر روی درجه ی دوم دو ماژور ساخته شده و سپس به آکورد تونیک وصل می شود مواجه می شویم که توضیحات داده شده در ترکیب با مضمون ترانه هماهنگی جالبی دارد.
بعد از ورس نوبت پری کورس می رسد با شعر زیر:
Sailing the ocean, I always stay looking for you
And when you surface, I know what to do
در اقیانوس سفر می کنم / من همیشه به دنبال تو می مانم
و وقتی به سطح آب می آیی می دانم چه کار کنم
در مصراع اول توالی آکوردهای لابمل (هفتم ماژور) - سی بمل ماژور (تریاد) و آکورد تنیکی را داریم که مینور گشته و وقتی به این نقطه می رسید پوث با کمال هنرمندی شما را در انتظار به اوج رسیدن در بخش کورس می گذارد و برایتان این قسمت کمی متفاوت با قسمت قبل است.این به دلیل نحوه ی بسط و گسترش هارمونیک بس استادانه ی وی در ترکیب با متن ترانه است و در مصراع دوم خاتمه ی این توالی با مصراع قبل متفاوت است و همین نوع پایان بندی است که ما را دوباره به دو ماژور برمی گرداند و این تغییر به دلیل استفاده از آکورد هفتم نمایان است.تمامی توضیحات درباره ی عناصری است که از صدها سال قبل در موسیقی کلاسیک کاربرد داشته اند اما چگونگی کاربردشان و چگونگی ترکیب شان با دیگر عناصر موسیقایی و شعر است که تعیین می کند فردی با تعقل و سواد کافی این کار را کرده یا نه.باز هم تکرار می کنم که چارلی پوث با موسیقی کلاسیک به خوبی آشناست.
کورس این اثر:
Even when you're washed up on the lowest tide
You never ask for help even when it's time
If you're washed up on a lonely night
I'll be the first one there until you say you're alright
حتی وقتی در پایین ترین جزر به آب می افتی
حتی وقتی که وقتش رسیده باشد هرگز درخواست کمک نمی کنی
اگر در یک شب تنهایی به آب می آیی
من اولین کسی خواهم بود که آنجاست تا وقتی که بگویی حالت خوب است
در این قسمت همان توالی هارمونیک ورس را برای ایجاد وحدت و تعادل در قطعه و سازمان دهی درست عناصر موسیقایی می شنویم و بعد دوباره ورس دوم - پری کورس و کورس می شنویم و اما بخش آخری که از این ترانه تحلیل می شود پست کورس اواخر این اثر است.
به شعر آن توجه کنید:
And no matter where the current goes
And you can't see through the fog at all
I'll still hear you cursin' out to the sky
Why, why, why?
و مهم نیست جریان آب به کجا می رود
و تو اصلا نمی توانی از میان مه چیزی را ببینی
من هنوز صدای فحش دادنت را به آسمان می شنوم
چرا؟ چرا؟ چرا؟
در این قسمت باز هم نکته ی جالب و اثرگذار هارمونیکی در ترانه شنیده می شود.آخرین آکورد کورس دوم همان آکورد هفتم نیم کاسته ای است که بر روی درجه ی دوم ساخته شده بود و طبیعتا این آکورد می طلبد که تونیک یا نمایان متصل شود اما با یک مدگردانی ناگهانی که انتظارش را نداریم ما را به می بمل ماژور می برد (ماژور نسبی مینوری که بر روی نت ساخته می شود.) و بعد با شنیده شدن آخرین کورس تعلیق و تنش موسیقی فروکش کرده و جای خود را به صلح و دوستی می دهد.
گوستاو مالر آهنگساز بزرگ پسا رمانتی سیسم در توصیف چگونگی ساخت یک سمفونی گفته است:
سمفونی باید همچون جهان باشد.باید همه چیز را در بر بگیرد.
حال اگر امروز مالر در میان ما بود و به شنیدن این آلبوم می پرداخت چه می گفت؟
این اثر فاخر و شگفت انگیز چارلی پوث مثل یک سمفونی رنگارنگ است که جهانی را با سلایق و نگاه های متفاوت توصیف می کند و بیانگر واقعه هایی است که در زندگی شخصی یا اجتماعی هر کس می تواند رخ دهد.تک تک ترانه ها زیبا - شنیدنی و قابل بررسی هستند و هر کدام حس و حال مخصوص به خود را دارند که این باعث می شود شنوندگانی از سبک های مختلف به گوش دادن این آلبوم بپردازند.پوث سعی می کند به خوبی نیازهای شنیداری هر طیف از شنوندگان را ارضا کند و به خوبی در این کار هم موفق می شود.او را می توان هایدن زمانه ی خود نامید زیرا همچون هایدن آهنگساز بزرگ دوره ی کلاسیک با استفاده از ساده ترین مواد و مصالح موسیقایی در قالب هایی قابل فهم برای همگان پیام های خود را از طریق زبانی موسیقایی به شنوندگانش انتقال می دهد و اهدافی را که در نظر دارد به تحقق می رساند.
اگر بخواهیم در یک نگاه کلی این آلبوم چارلی پوث را بررسی کنیم بازگشت او به سنت های کلاسیک آهنگسازی در پاپ را می بینیم (چون صدای قوی ضربات ساز درامز که پیکربندی ریتمیک سنگینی را در اثر ایجاد کرده یا چگونگی ترکیب شعر و موسیقی با یکدیگر که از طریق مقایسه ی این اثر وی با آثاری از مایکل جکسون یا مدونا می توانید به نکات اشاره شده پی ببرید.) اما او تنها به اینجا بسنده نمی کند.پوث با بهره گیری از عناصر موسیقایی سبک های مختلفی از موسیقی چون: سول - بلوز - جز - راک - کانتری و زیرشاخه های موسیقی الکترونیک چون نیوایج و هاوس با شنوندگانی از هر سلیقه ارتباط ساده تری برقرار کرده و اینگونه از نیازهای مخاطبان نسل جدیدش غافل نمی ماند.بسط و گسترش های هارمونیک او نشان از سواد - درک و توان بالای وی از موسیقی های کلاسیک - جز و بلوز است و ملودی های ساده و خوشایند ترانه هایش در ترکیب با اشعاری که ذوق و فن تحسین شدنی او را در ترانه سرایی نشان می دهد همه نتایجی بس مطلوب و عالی می سازد.موسیقی او چون بسیاری از آثاری که تولید می شوند سطحی نیست.به همین سبب است که شنونده با فرو رفتن در لایه های عمیق آثار او بارها و بارها به ترانه هایش گوش داده و از شنیدن آنها سیر نمی شود.یادآوری این نکته را لازم می دانم که هنر فراموش نمی شود زیرا هنر مضاف بر لایه ی بیرونی یا سطحی ای که دارد دارای بطنی است که آن را ماندگار می سازد.پس اگر با اثری مواجه می شویم که عمیق نیست آن را هنر ننامید چون این اثر یک یا چند بار مصرف خواهد بود و پس از مدتی از یاد خواهد رفت.خیلی از خوانندگان این متن شاید این فکر را با خود بکنند که آثار عمیق به اندازه ی آثار سطحی لذت بخش نیستند و هر کسی نمی تواند مخاطب آنها باشد.در بسیاری از موارد برداشت شما صحیح است اما بسیاری موارد دیگر هم وجود دارد که نیاز به داشتن یک علم تخصصی یا آکادمیک برای درک و دریافت لایه های درونی یک اثر هنری نیست.به عنوان مثال در همین موسیقی شما با خیلی ترانه ها و تم ها خاطره دارید و آنها در ذهن شما نقش بسته اند که بخش اعظمی از آنها بخاطر وجود یک عمق و بطنی است که دارند و ماندگار شده اند و سرتاسر جهان از شنیدن آنها لذت ببرند اما
سخن را به درازا نکشانیم و بپردازیم به بررسی و واکاوی ترانه های شماره ی 4 - 6 - 7 - 8 و 12