
پخش آنلاین، دانلود و اطلاعات تکمیلی

Long Time Blues
Andy Williams

It's Over
Andy Williams

Sweet Memories
Andy Williams

Raindrops Keep Fallin' on My Head
Andy Williams

Bridge Over Troubled Water
Andy Williams

Medley: Little Boy / If Wishes Were Horses
Andy Williams

Today Medley
Andy Williams

Reason To Believe
Andy Williams

Simple Thing as Love
Andy Williams

Both Sides Now
Andy Williams
دیدگاهها و نظرات شما درباره این آلبوم
یکی دیگر از آثار شنیدنی اندی ویلیامز بزرگ همین آلبوم است با نام قطرات باران مداوم بر سرم می بارند (نام ترانه ای معروف از فیلم بوچ کسیدی و ساندنس کید) که هر کدام از ترانه های آن قابل بررسی و تحلیل است منتها برای پرهیز از درازای سخن تمرکز خود را بر آنالیز چند ترانه از این شاهکار ویلیامز اختصاص می دهیم.
ابتدا از دومین ترانه ی این آلبوم یعنی تمام شد شروع می کنم.اثری که بین دو ماژور و میکسولیدین دو چرخش می کند و شنونده را در تعلیقی بکر و نامحسوس می گذارد.در اینتروی ترانه (مقدمه ی سازی قبل از شروع نخستین ورس) چرخه آکوردی اصلی ترانه یعنی چکیده ی اثر شنیده می شود و پس از آن در ترکیب با شعر بسط و گسترش ملودیک می یابد.کمی سخت است بپذیریم که این ترانه به صورت آشکارا از فرم معمول و رایج ورس و کورس در موسیقی های پاپ و راک پیروی می کند بلکه شامل چند بند است که با انتقال و تکرار تغییر یافتن بسط و گسترش پیدا کرده و به خاتمه می رسد.نکته ی مهم هارمونیک این اثر (در شنیدن این ترانه و مقایسه ی با آن دیگر ترانه های این خواننده و اصلا خواننده های دیگر یک ناهمخوانی سطحی و جزئی اما نه به صورت آزاردهنده احساس می کنید که دلیل آن بخاطر همین نکته ی هارمونیک است.) این است که از نمایانی استفاده نموده که فضایی معلق میان آنکه شنونده تشخیص دهد تنالیته ی موردنظر دو ماژور یا میکسولیدین دو است ایجاد نموده که نتیجه می گیریم شکل مینور شده ی این درجه مدنظر آهنگساز بوده و البته در قسمت های بعدی ای که ارکستر میزان هایی را بی کلام اجرا می کنند نمایان در حالت ماژور استفاده گردیده و این یکی از ویژگی های اصلی موسیقی های اندی ویلیامز است که بین دو یا چند نوع مد که بر مبنای یک نت واحد ساخته می شوند فضاسازی می کند.متاسفانه متن ترانه در دسترس من نبود و به همین خاطر نمی توانم در مورد شعر آن زیاد نظر بدهم اما به خوانش های عمیق و احساسی ویلیامز در بیان کلیدواژه هایی از این ترانه توجه کنید مثل اصطلاح Its Over که بیانگری و اثرگذاری قطعه را چندین برابر افزایش داده است.
آهنگ بعدی ای که مورد بررسی قرار خواهد گرفت چهارمین ترانه از آلبوم به نام قطرات باران مداوم بر سرم بارش می کنند است.گام آن می ماژور است که شخصیتی دارای آرزوها - نوستالژیک و تا حدی عاشق دارد.به بخشی از نخستین ورس کار توجه کنید:
Raindrops keep falling on my head
And just like the guy whose feet are too big for his bed
Nothin' seems to fit
Those raindrops keep falling on my head, they keep falling
قطرات باران پشت سر هم بر سرم می بارند
و درست مثل مردی که پاهایش برای تختش بسیار بزرگ است
به نظر نمی آید هیچ چیزی اندازه ام باشد
آن قطرات باران پشت سر هم بر سرم می بارند / پشت سر هم می بارند
همانگونه که پیش بینی می شود متن ترانه با جاه طلبی های دو شخصیت بوچ کسیدی و ساندنس کید کاملا هماهنگی دارد و در ترکیب با موسیقی با مزه و سرزنده ی آن خود را از قبل هم شنیدنی تر و رضایت بخش تر می کند.
با آنکه از نظر فرمال ترانه های شماره ی 2 و 4 از یک قالب پیروی می کنند اما می توان حالتی از ورس و کورس برای این قطعه در نظر گرفت.پس در این صورت کورس کار به شکل زیر خواهد بود:
But there's one thing I know
The blues they send to meet me, won't defeat me
It won't be long till happiness steps up to greet me
اما یک چیز را می دانم
آبی هایی که به سراغم می فرستند نمی توانند مرا شکست دهند
طولی نخواهد کشید که شادی به استقبالم خواهد آمد
این آهنگ در آن زمان انقلابی بنیادین در صنعت ترانه سرایی ایجاد کرد.بر خلاف بسیاری از ترانه های سبک های مختلف موسیقی که فروتنی - سر خم کردن در برابر معشوق و تمجید و ستایش از طرف مقابل را ترویج می دهند (که این موضوع ریشه در لیدها - آریاهای اپراها و در نگاهی وسیع تر موسیقی آوازی غرب دارد.) این قطعه خودستایی و تعریف از جاه طلبی های شخصی و کوچک شمردن انسان های ضعیف را مطرح می کند که در این راه موفق هم می شود و هنوز هم پس از سالیان سال اثری شنیدنی - فاخر - تاثیرگذار و به یاد ماندنی است.
در پایان بد نیست اشاره ای به سه ترانه ی پایانی آلبوم بکنم که به هم چسبیده اند و یک سوئیت آوازی پاپ کوچک شکل می دهند و هر کدام رنگ و لعاب خاص خود را دارند.به خصوص باید در ارتباط با اولین از آنها صحبت کنم که شروعی بس معماگونه و استادانه از نظر فن آهنگسازی دارد.یک جمله که ابتدا در لا مینور توسط زهی های بم معرفی می شود در تکرار بعدی نیم پرده به عقب مدگردانی می کند و خود را با نوای ویولن ها در لابمل مینور مطرح می سازد و پس از معلق ماندن بین فضاهای سل بمل ماژور و سل ماژور به تنالیته ی اصلی کار یعنی ر ماژور فرود می کند.در واقع هدف آهنگساز رسیدن از درجه ی پنجم گام موردبحث به تونیک بود منتها از راهی پرپیچ و خم و جذاب و در نهایت با صدای اندی ویلیامز گرما و احساسی ویژه به خود می گیرد.
اینها تنها بخشی از نکاتی است که در خلال شنیدن این آثار یافت می شود.پس بی علت نیست که نام افرادی چون اندی ویلیامز در تالار مشاهیر موسیقی پاپ یا تاریخ موسیقی غرب با بزرگی هرچه تمام دیده شود زیرا هر کدام از کارهایشان دریچه ای است برای سفر به جهانی پر از زیبایی - عشق - صلح و آزادی و درس هایی زیادی برای آموختن فنون آهنگسازی دارد.جالب است بدانید که شباهت هایی بین سبک موسیقایی و آثار فرانک سیناترا و اندی ویلیامز وجود دارد.من سیناترا را از نظر تکنیک خوانندگی ارجح تر بر ویلیامز می دانم اما کمتر کسی است که از نظر شور و احساس و درک ترانه و چگونگی ترکیب آن با موسیقی علی الخصوص در موسیقی پاپ به گردپای این بزرگ مرد برسد.