
دیدگاهها و نظرات شما درباره این آلبوم
پرونده ی بررسی آثار شوستاکوویچ را موقتا با آنالیز آخرین سمفونی اش به پایان می رسانیم و بزودی در ارتباط با کنسرتوها - موسیقی مجلسی و فیلم او صحبت خواهم کرد و در آخر هم به نکاتی از اپراها و باله های او اشاره می کنم.
سمفونی شماره ی 15 شوستاکوویچ:
این اثر در تابستان سال 1971 ساخته و در کنسرواتوار مسکو به رهبری فرزندش در ژانویه ی سال بعد اجرا شد.از نظر استاندارهایی که خودش برای آثار ارکسترال درنظر می گرفت این سمفونی از ارکستری نسبتا کوچک بهره می برد و کتابتی روشن و شفاف دارد.لحن آهنگساز در این سمفونی بسیار انتزاعی و معماگونه است و این خاصیت معماگونه از طریق اشاره به تکه های تم های فراموش نشدنی تاریخ موسیقی غرب ایجاد شده است.تم هایی که حاکی از وجود قهرمانی دوست داشتنی هستند اما بیان متفاوت شوستاکوویچ از آنها بیانگر این مهم است که روزگار ما دیگر دوره ی قهرمانان نیست که موسیقی قالبی برای تجسم آنها باشد زیرا هنرمند در هنر و زندگی خود ناتوان مانده و همین برایش دغدغه ای طاقت فرسا شده و همین مسائل دید بدبینانه ای نسبت به زندگی به او می دهد.اما شوستاکوویچ در برابر تلاطم های روزگار مقاوم است و موسیقی اش همیشه امیدبخش و راه گشا بوده و هنر را ابزاری مفید برای بیان احساسات پاک انسانی می داند.
موومان اول:
موومانی به فرم سونات همچون اولین سمفونی اش اما با بیانی انتزاعی و پیچیده تر.تم اول از زبان فلوت بیان می شود و موتیف آغازین آن در خود این ساختار به شیوه هی متفاوتی بسط و گسترش می یابد.تمی که گوشه دار است و بر فواصل گسسته تکیه می می کند که این خاصیت چالاکی و در عین حال مضطرب گونه ای را به آن می دهد.ادامه ی تم را با طنین فاگوت می شنویم.موسیقی در سراسر موومان سراسیمه و دست پاچه است و ناپایداری عجیبی در آن دیده می شود.از تم اول گرفته که خصوصیت ناپایداری با پیتزیکاتوی زهی های بم افزایش می یابد تا فریاد و اعتراض بادی های برنجی در شروع کودای موومان.تم دوم زمانی که ترومپت موتیف آغازین تم اصلی اورتور ویلیام تل روسینی را اجرا می کند شروع می شود.(وفاداری به تنالیته ی اصلی قطعه یعنی می ماژور و ارتباط بین تونیک و دومینانت تم های اول و دوم در فرم سونات مشاهده می شود.)قسمت بسط و گسترش موومان زمانی که طبل فنردار به عرصه ی نمایش می آید آغاز می شود.تکه هایی از هر دو تم به شیوه های استادانه ای بسط و گسترش می یابند.در همین قسمت صحنه ای بدیع وجود دارد.وقتی که ترومپت موتیف آغازین تم دوم را مطرح کرده و ویولن سولو جوابی نسبتا طولانی به آن می دهد.در قسمت بازگشت بر طبق قواعد فرم سونات دوباره دو تم را با تغییراتی می شنویم و در آخر هم با کودایی که می خواهد عظیم جلوه کند ولی برای اینکار استرسی عجیب دارد مواجه ایم که تاثیر لحظات آغازین موومان دوم کوارتت زهی شماره ی 8 شوستاکوویچ (مهم ترین کوارتت آهنگساز که درباره اش صحبت خواهم کرد.) در آن مشهود است.
موومان دوم
با یک فانفار متفکرانه و اندوهگین آغاز می شود این موومان.با سه سولو در این قسمت از سمفونی مواجه ایم.سولوی ویولنسل در دو مرتبه (که تم را از محدوده ی بم خود یعنی سیم دو تا محدوده ی زیر یعنی سیم لا بیان می داردو تمی به شدت گوشه دار است که نسبت نتهای مبنا در هر بار شنیدن عوض می شود.) و توالی فانفار و این سولو کنتراستی شنیدنی و آرامشبخش ایجاد می کند.سولوی فلوت که با پیتزیکاتوی زهی ها تزئین می شود و به سولوی عجیب ترومبون می رسد.گویی این سولوها در لایه های درونی اثر به هم ارتباطی مهم دارند.زبان انتزاعی پخته ای را که شوستاکوویچ از جوانی به دنبال آن بود در همین سمفونی علی الخصوص موومان دوم مشاهده می کنیم.
موومان سوم
تاثیر تم اول موومان اول در این قسمت مشهود است.گفتن اینکه یک اسکرتسو است این موومان آن هم از نظر ترتیب قرارگیری فرم ها در حالت کلاسیک در یک سمفونی (که در دوره ی رمانتیک رایج است حتی تا اوایل قرن بیست که موومان سوم یا کمتر دوم اسکرتسو باشد.) واقعا سخت است ولی این موومان مصالح و مواد موسیقایی خود را از دو موومان قبل به عاریت می گیرد.
و می رسیم به موومان فرجامین.جایی که تاثیر موسیقی واگنر (حلقه ی نیبلونگ) مشاهده می شود ولی بسیار نامحسوس و در بیانی انتزاعی.در خلال روند سمفونی جاهایی موسیقی حالت فولکلوریک به خود می گیرد.جایی به فضای موسیقی پسا رمانتیک آلمان وفادار است و دیگر جا زبانی شخصی می گیرد اما اینکه می گویند شوستاکوویچ توجه ویژه و برجسته ای در این سمفونی به کوبه ای ها کرده در همین موومان است.در لحظات پایانی موومان دوباره تم اول موومان آغازین را می شنویم در پس زمینه ای بس خلاقانه و استادانه که نبوغ آهنگساز را در ارکستراسیون نشان می دهد.تجلی های صداهای زنگ - افتادن قطره های آب و... همه فضایی انتزاعی و در عین پویا با ضربان یکنواخت مثلث ایجاد می کند و سمفونی با پایانی دارای علامت سوال به پایان می رسد.در واقع شوستاکوویچ با این پایان بندی به مفهوم مهمی اشاره می کند:
مردی که سالها زندگی کرد - تلاطم روزگار را دید - موسیقی نوشت - معروف شد - تاثیر گذاشت اما هنر با او به پایان نمی رسد.این علامت سوال را برای آیندگان کسانی که بعد از مرگ من به این سمفونی گوش خواهند داد می گذارم.هنر و موسیقی تا زمانی که انسان در زمین زندگی می کند ادامه خواهد داشت و منتظر شنیدن آثاری از نوابغ فردا از دنیایی دیگر هستم.
دمیتری شوستاکوویچ - یک انسان و هنرمند.
درود و عرض ادب بر شما گفته بودید که آلبوم های درخواستی را در این بخش بیان کنم که امیدوارم در صورت مقدور بودن حتما آنها را در سایتتان قرار دهید چون آلبوم هایی به شدت ضروری برای سایت نفیس شما هستند و غالبشون اجراهایی جدید هستند که معروف و معتبر شناخته شده اند.
https://amazon.co.uk/music/player/albums/B085P2HYJB?marketplaceId=A1F83G8C2ARO7P&musicTerritory=GB&ref=dm_sh_EJfogEQgEKKAzlmXnENAOXVF8
سمفونی های 1 و 5 شوستاکوویچ
https://www.amazon.com/Shostakovich-Symphony-No-Gianandrea-Noseda/dp/B09M7BM4BW
سمفونی 7 آهنگساز
https://www.amazon.com/Shostakovich-London-Orchestra-Gianandrea-Noseda/dp/B07WLBSKWP
سمفونی 4
https://www.amazon.com/Shostakovich-Symphonies-London-Symphony-Orchestra/dp/B0BZ2SZF2S
سمفونی های 6 و 15
https://www.amazon.com/Tchaikovsky-Symphony-Mussorgsky-Pictures-Exhibition/dp/B07KM37FVM
سمفونی 4 چایکوفسکی و تصاویر نمایشگاه موسورگسکی به رهبری نوسدا
https://www.amazon.co.uk/Tchaikovsky-Symphony-Rimsky-Korsakov-Kitezh-Suite/dp/B0B9VLRHGN
سمفونی 5 چایکوفسکی
https://www.amazon.com/Mendelssohn-Symphonies-London-Symphony-Orchestra/dp/B01HSFG6A2
سمفونی های 1 و 4 مندلسون به رهبری گاردینر
https://www.amazon.com/Mendelssohn-Sir-John-Eliot-Gardiner/dp/B073LYTYXG
سمفونی 2 مندلسون (گاردینر)
https://amazon.com/music/player/albums/B0BBSPM64J?marketplaceId=ATVPDKIKX0DER&musicTerritory=US&ref=dm_sh_YKgNLqhEHPCJQa5NI4guEYPNe
سمفونی های شومان به رهبری بارنبویم
https://amazon.co.uk/music/player/albums/B0041VELJ0?marketplaceId=A1F83G8C2ARO7P&musicTerritory=GB&ref=dm_sh_Y9koHQK8DU7mMC0ei5Cj8f7hC
سمفونی های پروکوفیف به رهبری والتر ولر
https://amazon.com/music/player/albums/B08KJG2FZG?marketplaceId=ATVPDKIKX0DER&musicTerritory=US&ref=dm_sh_cGCMn8R5Y74J2GnlmmZ8OQ48r
والری گرگیف - باله ی رومئو ژولیت پروکوفیف
https://amazon.com/music/player/albums/B0D94RBY7F?marketplaceId=ATVPDKIKX0DER&musicTerritory=US&ref=dm_sh_tOrD2JKjdrzmlGnIEupt4Urs2
نسخه ی جدید از همکاری کالین دیویس با ارکستر سمفونی لندن - سمفونی های 6 - 7 - 8 و 9 دورژاک - سینفونیتای یاناچک و وطن من اسمتانا
من هرچه سعی کردم در بخش درخواست برایم خطا یا اروری می آمد که ناچار شدم اینجا بفرستم.
موومان اول سمفونی شماره ی ده شوستاکوویچ:
خیلی ها معتقدند که فرم این موومان سونات است اما با توجه به سمفونی شماره ی 5 به بعد او آثاری که به ظاهر در این فرم می سازد هم از نظر آنالیز و بررسی از دید آنکه در سونات نوشته شدند چالش برانگیز و حتی گیج کننده خواهند بود و به سونات های درهم ریخته و تغییریافته ای می مانند و هم از نظر آنکه شنونده چه اهل فن و چه عام بتواند با آن ارتباط برقرار کند کاری سخت و طاقت فرسا خواهد داشت و همین باعث می شود که درکی از موسیقی شوستاکوویچ نبرد و پرونده ی شنیدن آثار او را جز یک والس تمیز و شیک و موومانی از سمفونی شماره ی 5 او ببندد.اما من چنین تحلیلی را از این موومان ارائه می دهم:
موومان صحنه ی بسط و گسترش دو تم است.یکی از طریق ویولنسل ها و کنترباس ها در قالب دو حرکت ایمیتاسیونی (تقلیدی) نیم جمله ای بیان می شود (تم اول) که در واقع تم را هم می توان یک جمله یا از نظر بنیادی یک نیم جمله درنظر گرفت که در هر صورت کوتاه محسوب می شود (این اتفاق در چند میزان ابتدایی موومان رخ می دهد.) و دومین تم تمی که فلوت در محدوده ی بم خود به حالتی نیمه پاستورال و البته طویل اجرا می کند و این دو تم که در تقابل همدیگر قرار می گیرند با آرایه های سازی و رنگ آمیزی های هارمونیک متفاوت بسط و گسترش می یابند.نقطه ای این تم مضحک و خنده دار می رسد و جایی دیگر دیگر تم به گوش مرموز و ترسناک شاید برسد اما در هرحال تقریبا نزدیک نیم ساعت (از نظر مدت زمانی به اندازه ی یک سمفونی کامل دوران کلاسیک یا حتی رمانتیک اولیه) این کار تکرار می شود تا اینکه به اواخر موومان می رسیم.در لحظات پایانی موومان با دونوازی پیکولو مواجه ایم (که همین نشان از ارکستر بزرگی که شوستاکوویچ برای این اثر انتخاب کرده دارد.) که در ترکیب با پس زمینه ی آرامش بخش زهی ها به سولوی پیکولو مبدل می شود.گویی که می خواهد به شنونده خبری را برساند.خبری مهم در راه است.تمام توجه ها به این ساز جلب شده.چه اتفاقی قرار است رخ بدهد؟
موومان دوم
این موومان با سهمگینی هر چه تمام آغاز می شود.گویی یک اسکرتسوی بسیار پرخاشگرانه که با سرعتی نفس گیر اجرا می شود.عده ای آن را تصویری از یکی از رژه های نظامی استالین دانسته اند اما این تعبیر تا چه حد قابل اعتماد است؟بسیار قابل اعتماد است.با نوای پیکولو در لحظات فرجامین موومان نخستین گویی همه در خانه های خود مشغول کار و استراحت هستند و این نوای پیکولو را در لا به لای کوچه ها و خیابان ها می شنوند.از آن به عنوان ابزاری آرامش بخش استفاده می کنند اما کمی مردد و مشکوک هستند.ناگهان رعب و وحشت همه جا را فرا می گیرد.سربازان استالین در همه جا پخش شده اند.مثل اینکه خبر مهمی در راه است.خود استالین در میان سربازان دیده می شود.می خواهد خطابه ای بکند.وعده و وعیدهای همیشگی او در گوش مردم طنین انداز می شود.با اینکه مردم بیچاره خواهان تغییر چنین سیستمی هستند ولی توان مقابله با قدرت نظامی استالین را ندارند.سربازان او هر مخالفتی را سرکوب می کنند و موومان با شکوهمندی به پایان می رسد.کمتر اثر یا قسمتی از سمفونی مثل این موومان از انرژی و تکاپو و اضطراب و ترس برخوردار است و شوستاکوویچ یکی از بی بدیل ترین صحنه های تاریخ موسیقی را ساخته است.
موومان سوم
مسئله ی اینکه شوستاکوویچ نام خود را به نتهای موسیقی درآورده است چیز جدیدی نیست.کاری است که باخ سالیان قبل تر از او در خلال آثارش انجام داده است و احتمال می رود آهنگسازان قبل تر از او هم این کار را انجام داده باشند اما نحوه ی بیان و روش هایی که برای بسط و گسترش آن درنظر می گیرد آهنگساز پخته ی ما بدیع و رمزگونه و جذاب است.او اختصار اسم و فامیلی خود را در زبان آلمانی چهار حرف دید: D - S - C - H که D همان نت ر / S همان می بمل (چون می بمل در آلمانی به صورت Es نوشته می شود.) / C همان نت دو و در آخر H هم که نمایانگر سی می باشد.روش های مختلفی را همچون معکوس سازی و برهم زدن ترتیب یا ترتیب فواصل آن و... برای بسط و گسترش این چهار نت در نظر گرفت (برای ملموس شدن این نکته حتما موومان نخستین کوارتت زهی معروف شوستاکوویچ یعنی شماره ی هشتش را گوش دهید که اگر همین موتیف چهار نتی را تشخیص داد و شنیدید که چگونه بسط و گسترش می یابد در این اثر هم خوب نکات گفته شده را پیاده خواهید کرد.) واقعا درس آهنگسازی می باشد و به شخصه برای من که جذاب و تازه است.در اواسط این موومان صحنه ی بس دل انگیزی برای کرآنگله وجود دارد که برگرفته از تم آغازین است و شوستاکوویچ در این موومان و موومان فرجامین سمفونی نقاط مهمی را برای خودنمایی این ساز درنظر گرفته است.
موومان چهارم
پس از مقدمه ای نسبتا طویل (آندانته) که بادی های چوبی در آن نقش اصلی در بیان تم و گسترش های آن دارند تمی بازیگوشی و فانتزی می شنویم ابتدا از زبان زهی ها و بار دوم با آوای بادی چوبی ها (فلوتها و پیکولو) که اینبار این سازها بسط و گسترشی متفاوت را ارائه می دهند.در این موومان هم نقش موتیف نمادین نام و فامیلی آهنگساز برجسته است.در اواسط موومان شمایلی از رژه ی نظامی استالین در موومان دوم به گوش می رسد اما در ادامه آنچه که انتظار داشتیم متفاوت جلوه می کند و در پایان با خاتمه ای شکوهنمد و پیروزمندانه مواجه خواهیم بود.
در پایان عرض کنم که خیلی از نکات در ارتباط با این سمفونی گفته نشد بخاطر محدودیت بیان در قالب نوشتار و من سعی کردم به اختصار - سادگی هرچه بیش تر مهم ترین نکات را در ارتباط با این شاهکار شوستاکوویچ بیان دارم.دو اجرایی که خیلی با آن ارتباط برقرار کردم (بر اساس سه پارامتر یک اجرای خوب که در متن های گذشته ام می توانید پیدا کنید.) یکی همین اجرای نلسونس بود که متعادل - آکادمیک و تاحدی محافظه کارانه بود اما اجرای نوسدا که در همین سایت هم وجود دارد بی نظیر است.چه از نظر شور و احساس - چه از نظر ضبط و چه از نظر وفاداری به پارتیسیون اثر و اجرای تصویری کامل آن هم فکر می کنم در یوتیوب موجود باشد که علاقه مندان می توانند لذتی وافر ببرند.شور و هیجانی که در تصویر هم می توان از این رهبر ارکستر در مواجهه با اثر این آهنگساز روس دید وصف نشدنی است.نوسدا در این سال های اخیر نبوغ و خلاقیت زیادی از خود چه در اجرای آثار بتههون - چه در اجرای آثار شوستاکوویج و دیگر آهنگسازان مثل لیست نشان داده و درحال یکی از بزرگترین رهبران ارکستر جهان به حساب می آید.امیدوارم که همیشه سلامت باشد تا اجراهایی اینقدر سالم و تمیز و ماندگار از وی بشنویم.
در ابتدا از دوستان عزیزم جناب پویان - کبریت و شاینینگ بخاطر لطف و بزرگواری ای که نسبت به من نشان دادند ابراز تشکر می کنم و از سایت نفیس والا موزیک برای فراهم نمودن چنین مجموعه های ارزشمند و ایجاد بسترهای مناسبی برای گفتگو و نوشتن متن هایی که حداقل کمک را برای خوانندگان محترم در درک و لذت موسیقی می کند سپاسگزارم
اما برسیم به سمفونی شماره ی 10 شوستاکوویچ:
پس از سمفونی شماره ی 9 او که در سال 1945 تکمیل شد هشت سال وقفه برای پدیدار آمدن سمفونی شماره ی دهمش پدید آمد.این سمفونی در مدت کوتاهی در خود سال 1953 (شروع از بهار همان سال و پایان در اواخر تابستان همان سال) ساخته شد و دوست صمیمی آهنگساز مراوینسکی در اواخر همان سال یعنی 17 دسامبر سال 1953 در لنینگراد آن را به صحنه برد.
یک سال بعد باز هم در اواخر سال یعنی 14 دسامبر 1954 اولین اجرای آمریکایی توسط دیمیتری میتروپولوس و همکاری ارکستر فیلارمونیک نیویورک فراهم آمد که البته جایزه انجمن منتقدان نیویورک را از آن خود کرد.خود آهنگساز اثرش را چنین شرح داده:تفکر و اندیشه ی معاصران ما خاصه ی اندیشه برای صلح.همانطور که دیده می شود این سمفونی هیچ برنامه ای به ظاهر ندارد اما با توجه به لایه های درونی آن می توانی به نتایجی مطلوب رسید.قبل از بیان آنها عرض کنم که در سال 1953 دو اتفاق مهم در خود شوروی رخ می دهد.یکی مرگ استالین و دیگری مرگ پروکوفیف که هر دو در یک روز یعنی 5 مارس 1953 به وقوع می پیوندد و از آنجا استالین جایگاه سیاسی اجتماعی مهمتری در شوروی داشت در تمامی اخبارها خبر مرگ او را بر سر زبان ها می رانند و اندک زمانی پس از این موضوع متوجه می شوند که آهنگساز نامی شوروی پروکوفیف درگذشته است.
این هم از سرنوشت تراژیک آهنگساز شوروی و طبیعتا شوستاکوویچ که از دوستان پروکوفیف بود این دو حادثه بر اندیشه - موسیقی و حالات روحی اش تاثیری شگرف گذاشت.از طرفی در وقفه ی هشت ساله ای که بین دو سمفونی شوستاکوویچ بوجود آمد یک پختگی و تازگی ای در موسیقی آهنگساز موردبحثمان می بینیم و او که در همین حین با دنیای موسیقی فیلم هم آشنا شده این موضوع در موسیقی او از هر نظر تاثیر فزاینده ای گذاشته است.(او در طول همین وقفه ی هشت ساله اولین کنسرتو ویولن خود را نوشت که نسبت به آثار قبلی خود از پیچیدگی ها و انسجام های درونی بیشتری برخوردار است و از مهم ترین کنسرتو ویولن های تاریخ موسیقی به شمار می آید.)
حال برسیم به بررسی تخصصی تر این سمفونی.