مجموعه آثار شوستاکوویچ : سمفونیها، کنسرتوها و اپرای لیدی مکبث منطقه متسنسک مجموعه ۱۹ دیسک با اجرای ارکستر سمفونیک بوستون و آندریس نلسونس نوازندگان و خوانندگان: یوجا وانگ (پیانو) بایبا اسکریده (ویولن) یو-یو ما (ویولنسل) ارکستر سمفونیک بوستون گروه کر جشنواره تنگلوود گروه کر سمفونیک کنسرواتوار نیوانگلند آندریس نلسونس (رهبر ارکستر) درباره مجموعه: ارکستر سمفونیک بوستون به رهبری آندریس نلسونس، مجموعهای بینظیر از آثار دمیتری شوستاکوویچ، آهنگساز برجسته قرن بیستم، را به مناسبت پنجاهمین سالگرد درگذشت او در سال ۱۹۷۵ منتشر کرده است. این مجموعه شامل سمفونیهای کامل، کنسرتوها و اپرای «لیدی مکبث منطقه متسنسک» است که با اجرای هنرمندانی برجسته مانند یوجا وانگ، بایبا اسکریده، یو-یو ما و کریستین اوپولایس ضبط شده است. شوستاکوویچ یکی از بزرگترین آهنگسازان قرن بیستم است که آثارش همچنان تأثیر عمیقی بر مخاطبان دارد. رابطه پیچیده او با رژیم شوروی، پرسشهایی درباره وفاداری یا نارضایتی پنهان او ایجاد کرده است. اما نلسونس، که خود در لتونی تحت نظام شوروی بزرگ شده و سالها آثار شوستاکوویچ را مطالعه و اجرا کرده، معتقد است: «عظمت موسیقی او فراتر از سیاست است و با هر مخاطبی، صرفنظر از شناخت تاریخی، ارتباط برقرار میکند.» این مجموعه برنده جایزه گرمی، شامل اجراهای جدیدی از کنسرتوهای پیانو، ویولن و ویولنسل با حضور نوازندگان برجسته و اپرای «لیدی مکبث» با بازی کریستین اوپولایس، برندن گانل، پیتر هوآر و گونتر گروسبوک است. قطعهای پیشنمایش از اپرا، شامل «میانپرده پرانرژی و مهیج» از پرده سوم، صحنه هفتم، هماکنون در دسترس است. مشخصات مجموعه: تاریخ انتشار: ۲۸ مارس ۲۰۲۵ ناشر: دویچه گراموفون مدت زمان: ۱۹ ساعت و ۲۶ دقیقه ژانرها: کنسرتوهای ویولنسل، سمفونیهای مجلسی، اوورتورها، موسیقیهای نمایشی، اپرا، کنسرتوهای پیانو، سمفونیها، کنسرتوهای ویولن محتویات مجموعه: این مجموعه شامل ۱۵ سمفونی شوستاکوویچ، از سمفونی شماره ۱ در فا مینور تا سمفونی شماره ۱۵ در لا ماژور است که بین سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۴ در تالار سمفونی بوستون ضبط شدهاند. همچنین شامل: کنسرتوهای پیانو شماره ۱ و ۲ با اجرای یوجا وانگ کنسرتوهای ویولن شماره ۱ و ۲ با اجرای بایبا اسکریده کنسرتوهای ویولنسل شماره ۱ و ۲ با اجرای یو-یو ما اپرای لیدی مکبث منطقه متسنسک با مدت زمان ۲ ساعت و ۵۵ دقیقه موسیقیهای نمایشی مانند سوئیت کنسرت هملت و شاه لیر اوورتور جشن و سمفونی مجلسی در دو مینور ویژگیهای برجسته: کیفیت ضبط بینظیر در تالار سمفونی بوستون اجرای هنرمندانی در سطح جهانی بازتابی عمیق از موسیقی شوستاکوویچ، فراتر از زمینههای سیاسی مناسب برای علاقهمندان به موسیقی کلاسیک و آثار شوستاکوویچ برای تجربهای عمیق از شاهکارهای شوستاکوویچ، این مجموعه را از دست ندهید. Dmitri Shostakovich - Symphonies, Concertos, Lady Macbeth of Mtsensk District - Andris Nelsons - Box Set 19CDs
پرونده ی بررسی آثار شوستاکوویچ را موقتا با آنالیز آخرین سمفونی اش به پایان می رسانیم و بزودی در ارتباط با کنسرتوها - موسیقی مجلسی و فیلم او صحبت خواهم کرد و در آخر هم به نکاتی از اپراها و باله های او اشاره می کنم.
سمفونی شماره ی 15 شوستاکوویچ:
این اثر در تابستان سال 1971 ساخته و در کنسرواتوار مسکو به رهبری فرزندش در ژانویه ی سال بعد اجرا شد.از نظر استاندارهایی که خودش برای آثار ارکسترال درنظر می گرفت این سمفونی از ارکستری نسبتا کوچک بهره می برد و کتابتی روشن و شفاف دارد.لحن آهنگساز در این سمفونی بسیار انتزاعی و معماگونه است و این خاصیت معماگونه از طریق اشاره به تکه های تم های فراموش نشدنی تاریخ موسیقی غرب ایجاد شده است.تم هایی که حاکی از وجود قهرمانی دوست داشتنی هستند اما بیان متفاوت شوستاکوویچ از آنها بیانگر این مهم است که روزگار ما دیگر دوره ی قهرمانان نیست که موسیقی قالبی برای تجسم آنها باشد زیرا هنرمند در هنر و زندگی خود ناتوان مانده و همین برایش دغدغه ای طاقت فرسا شده و همین مسائل دید بدبینانه ای نسبت به زندگی به او می دهد.اما شوستاکوویچ در برابر تلاطم های روزگار مقاوم است و موسیقی اش همیشه امیدبخش و راه گشا بوده و هنر را ابزاری مفید برای بیان احساسات پاک انسانی می داند.
موومان اول:
موومانی به فرم سونات همچون اولین سمفونی اش اما با بیانی انتزاعی و پیچیده تر.تم اول از زبان فلوت بیان می شود و موتیف آغازین آن در خود این ساختار به شیوه هی متفاوتی بسط و گسترش می یابد.تمی که گوشه دار است و بر فواصل گسسته تکیه می می کند که این خاصیت چالاکی و در عین حال مضطرب گونه ای را به آن می دهد.ادامه ی تم را با طنین فاگوت می شنویم.موسیقی در سراسر موومان سراسیمه و دست پاچه است و ناپایداری عجیبی در آن دیده می شود.از تم اول گرفته که خصوصیت ناپایداری با پیتزیکاتوی زهی های بم افزایش می یابد تا فریاد و اعتراض بادی های برنجی در شروع کودای موومان.تم دوم زمانی که ترومپت موتیف آغازین تم اصلی اورتور ویلیام تل روسینی را اجرا می کند شروع می شود.(وفاداری به تنالیته ی اصلی قطعه یعنی می ماژور و ارتباط بین تونیک و دومینانت تم های اول و دوم در فرم سونات مشاهده می شود.)قسمت بسط و گسترش موومان زمانی که طبل فنردار به عرصه ی نمایش می آید آغاز می شود.تکه هایی از هر دو تم به شیوه های استادانه ای بسط و گسترش می یابند.در همین قسمت صحنه ای بدیع وجود دارد.وقتی که ترومپت موتیف آغازین تم دوم را مطرح کرده و ویولن سولو جوابی نسبتا طولانی به آن می دهد.در قسمت بازگشت بر طبق قواعد فرم سونات دوباره دو تم را با تغییراتی می شنویم و در آخر هم با کودایی که می خواهد عظیم جلوه کند ولی برای اینکار استرسی عجیب دارد مواجه ایم که تاثیر لحظات آغازین موومان دوم کوارتت زهی شماره ی 8 شوستاکوویچ (مهم ترین کوارتت آهنگساز که درباره اش صحبت خواهم کرد.) در آن مشهود است.
موومان دوم
با یک فانفار متفکرانه و اندوهگین آغاز می شود این موومان.با سه سولو در این قسمت از سمفونی مواجه ایم.سولوی ویولنسل در دو مرتبه (که تم را از محدوده ی بم خود یعنی سیم دو تا محدوده ی زیر یعنی سیم لا بیان می داردو تمی به شدت گوشه دار است که نسبت نتهای مبنا در هر بار شنیدن عوض می شود.) و توالی فانفار و این سولو کنتراستی شنیدنی و آرامشبخش ایجاد می کند.سولوی فلوت که با پیتزیکاتوی زهی ها تزئین می شود و به سولوی عجیب ترومبون می رسد.گویی این سولوها در لایه های درونی اثر به هم ارتباطی مهم دارند.زبان انتزاعی پخته ای را که شوستاکوویچ از جوانی به دنبال آن بود در همین سمفونی علی الخصوص موومان دوم مشاهده می کنیم.
موومان سوم
تاثیر تم اول موومان اول در این قسمت مشهود است.گفتن اینکه یک اسکرتسو است این موومان آن هم از نظر ترتیب قرارگیری فرم ها در حالت کلاسیک در یک سمفونی (که در دوره ی رمانتیک رایج است حتی تا اوایل قرن بیست که موومان سوم یا کمتر دوم اسکرتسو باشد.) واقعا سخت است ولی این موومان مصالح و مواد موسیقایی خود را از دو موومان قبل به عاریت می گیرد.
و می رسیم به موومان فرجامین.جایی که تاثیر موسیقی واگنر (حلقه ی نیبلونگ) مشاهده می شود ولی بسیار نامحسوس و در بیانی انتزاعی.در خلال روند سمفونی جاهایی موسیقی حالت فولکلوریک به خود می گیرد.جایی به فضای موسیقی پسا رمانتیک آلمان وفادار است و دیگر جا زبانی شخصی می گیرد اما اینکه می گویند شوستاکوویچ توجه ویژه و برجسته ای در این سمفونی به کوبه ای ها کرده در همین موومان است.در لحظات پایانی موومان دوباره تم اول موومان آغازین را می شنویم در پس زمینه ای بس خلاقانه و استادانه که نبوغ آهنگساز را در ارکستراسیون نشان می دهد.تجلی های صداهای زنگ - افتادن قطره های آب و... همه فضایی انتزاعی و در عین پویا با ضربان یکنواخت مثلث ایجاد می کند و سمفونی با پایانی دارای علامت سوال به پایان می رسد.در واقع شوستاکوویچ با این پایان بندی به مفهوم مهمی اشاره می کند:
مردی که سالها زندگی کرد - تلاطم روزگار را دید - موسیقی نوشت - معروف شد - تاثیر گذاشت اما هنر با او به پایان نمی رسد.این علامت سوال را برای آیندگان کسانی که بعد از مرگ من به این سمفونی گوش خواهند داد می گذارم.هنر و موسیقی تا زمانی که انسان در زمین زندگی می کند ادامه خواهد داشت و منتظر شنیدن آثاری از نوابغ فردا از دنیایی دیگر هستم.
دمیتری شوستاکوویچ - یک انسان و هنرمند.
درود و عرض ادب بر شما گفته بودید که آلبوم های درخواستی را در این بخش بیان کنم که امیدوارم در صورت مقدور بودن حتما آنها را در سایتتان قرار دهید چون آلبوم هایی به شدت ضروری برای سایت نفیس شما هستند و غالبشون اجراهایی جدید هستند که معروف و معتبر شناخته شده اند.
https://amazon.co.uk/music/player/albums/B085P2HYJB?marketplaceId=A1F83G8C2ARO7P&musicTerritory=GB&ref=dm_sh_EJfogEQgEKKAzlmXnENAOXVF8
سمفونی های 1 و 5 شوستاکوویچ
https://www.amazon.com/Shostakovich-Symphony-No-Gianandrea-Noseda/dp/B09M7BM4BW
سمفونی 7 آهنگساز
https://www.amazon.com/Shostakovich-London-Orchestra-Gianandrea-Noseda/dp/B07WLBSKWP
سمفونی 4
https://www.amazon.com/Shostakovich-Symphonies-London-Symphony-Orchestra/dp/B0BZ2SZF2S
سمفونی های 6 و 15
https://www.amazon.com/Tchaikovsky-Symphony-Mussorgsky-Pictures-Exhibition/dp/B07KM37FVM
سمفونی 4 چایکوفسکی و تصاویر نمایشگاه موسورگسکی به رهبری نوسدا
https://www.amazon.co.uk/Tchaikovsky-Symphony-Rimsky-Korsakov-Kitezh-Suite/dp/B0B9VLRHGN
سمفونی 5 چایکوفسکی
https://www.amazon.com/Mendelssohn-Symphonies-London-Symphony-Orchestra/dp/B01HSFG6A2
سمفونی های 1 و 4 مندلسون به رهبری گاردینر
https://www.amazon.com/Mendelssohn-Sir-John-Eliot-Gardiner/dp/B073LYTYXG
سمفونی 2 مندلسون (گاردینر)
https://amazon.com/music/player/albums/B0BBSPM64J?marketplaceId=ATVPDKIKX0DER&musicTerritory=US&ref=dm_sh_YKgNLqhEHPCJQa5NI4guEYPNe
سمفونی های شومان به رهبری بارنبویم
https://amazon.co.uk/music/player/albums/B0041VELJ0?marketplaceId=A1F83G8C2ARO7P&musicTerritory=GB&ref=dm_sh_Y9koHQK8DU7mMC0ei5Cj8f7hC
سمفونی های پروکوفیف به رهبری والتر ولر
https://amazon.com/music/player/albums/B08KJG2FZG?marketplaceId=ATVPDKIKX0DER&musicTerritory=US&ref=dm_sh_cGCMn8R5Y74J2GnlmmZ8OQ48r
والری گرگیف - باله ی رومئو ژولیت پروکوفیف
https://amazon.com/music/player/albums/B0D94RBY7F?marketplaceId=ATVPDKIKX0DER&musicTerritory=US&ref=dm_sh_tOrD2JKjdrzmlGnIEupt4Urs2
نسخه ی جدید از همکاری کالین دیویس با ارکستر سمفونی لندن - سمفونی های 6 - 7 - 8 و 9 دورژاک - سینفونیتای یاناچک و وطن من اسمتانا
من هرچه سعی کردم در بخش درخواست برایم خطا یا اروری می آمد که ناچار شدم اینجا بفرستم.
موومان اول سمفونی شماره ی ده شوستاکوویچ:
خیلی ها معتقدند که فرم این موومان سونات است اما با توجه به سمفونی شماره ی 5 به بعد او آثاری که به ظاهر در این فرم می سازد هم از نظر آنالیز و بررسی از دید آنکه در سونات نوشته شدند چالش برانگیز و حتی گیج کننده خواهند بود و به سونات های درهم ریخته و تغییریافته ای می مانند و هم از نظر آنکه شنونده چه اهل فن و چه عام بتواند با آن ارتباط برقرار کند کاری سخت و طاقت فرسا خواهد داشت و همین باعث می شود که درکی از موسیقی شوستاکوویچ نبرد و پرونده ی شنیدن آثار او را جز یک والس تمیز و شیک و موومانی از سمفونی شماره ی 5 او ببندد.اما من چنین تحلیلی را از این موومان ارائه می دهم:
موومان صحنه ی بسط و گسترش دو تم است.یکی از طریق ویولنسل ها و کنترباس ها در قالب دو حرکت ایمیتاسیونی (تقلیدی) نیم جمله ای بیان می شود (تم اول) که در واقع تم را هم می توان یک جمله یا از نظر بنیادی یک نیم جمله درنظر گرفت که در هر صورت کوتاه محسوب می شود (این اتفاق در چند میزان ابتدایی موومان رخ می دهد.) و دومین تم تمی که فلوت در محدوده ی بم خود به حالتی نیمه پاستورال و البته طویل اجرا می کند و این دو تم که در تقابل همدیگر قرار می گیرند با آرایه های سازی و رنگ آمیزی های هارمونیک متفاوت بسط و گسترش می یابند.نقطه ای این تم مضحک و خنده دار می رسد و جایی دیگر دیگر تم به گوش مرموز و ترسناک شاید برسد اما در هرحال تقریبا نزدیک نیم ساعت (از نظر مدت زمانی به اندازه ی یک سمفونی کامل دوران کلاسیک یا حتی رمانتیک اولیه) این کار تکرار می شود تا اینکه به اواخر موومان می رسیم.در لحظات پایانی موومان با دونوازی پیکولو مواجه ایم (که همین نشان از ارکستر بزرگی که شوستاکوویچ برای این اثر انتخاب کرده دارد.) که در ترکیب با پس زمینه ی آرامش بخش زهی ها به سولوی پیکولو مبدل می شود.گویی که می خواهد به شنونده خبری را برساند.خبری مهم در راه است.تمام توجه ها به این ساز جلب شده.چه اتفاقی قرار است رخ بدهد؟
موومان دوم
این موومان با سهمگینی هر چه تمام آغاز می شود.گویی یک اسکرتسوی بسیار پرخاشگرانه که با سرعتی نفس گیر اجرا می شود.عده ای آن را تصویری از یکی از رژه های نظامی استالین دانسته اند اما این تعبیر تا چه حد قابل اعتماد است؟بسیار قابل اعتماد است.با نوای پیکولو در لحظات فرجامین موومان نخستین گویی همه در خانه های خود مشغول کار و استراحت هستند و این نوای پیکولو را در لا به لای کوچه ها و خیابان ها می شنوند.از آن به عنوان ابزاری آرامش بخش استفاده می کنند اما کمی مردد و مشکوک هستند.ناگهان رعب و وحشت همه جا را فرا می گیرد.سربازان استالین در همه جا پخش شده اند.مثل اینکه خبر مهمی در راه است.خود استالین در میان سربازان دیده می شود.می خواهد خطابه ای بکند.وعده و وعیدهای همیشگی او در گوش مردم طنین انداز می شود.با اینکه مردم بیچاره خواهان تغییر چنین سیستمی هستند ولی توان مقابله با قدرت نظامی استالین را ندارند.سربازان او هر مخالفتی را سرکوب می کنند و موومان با شکوهمندی به پایان می رسد.کمتر اثر یا قسمتی از سمفونی مثل این موومان از انرژی و تکاپو و اضطراب و ترس برخوردار است و شوستاکوویچ یکی از بی بدیل ترین صحنه های تاریخ موسیقی را ساخته است.
موومان سوم
مسئله ی اینکه شوستاکوویچ نام خود را به نتهای موسیقی درآورده است چیز جدیدی نیست.کاری است که باخ سالیان قبل تر از او در خلال آثارش انجام داده است و احتمال می رود آهنگسازان قبل تر از او هم این کار را انجام داده باشند اما نحوه ی بیان و روش هایی که برای بسط و گسترش آن درنظر می گیرد آهنگساز پخته ی ما بدیع و رمزگونه و جذاب است.او اختصار اسم و فامیلی خود را در زبان آلمانی چهار حرف دید: D - S - C - H که D همان نت ر / S همان می بمل (چون می بمل در آلمانی به صورت Es نوشته می شود.) / C همان نت دو و در آخر H هم که نمایانگر سی می باشد.روش های مختلفی را همچون معکوس سازی و برهم زدن ترتیب یا ترتیب فواصل آن و... برای بسط و گسترش این چهار نت در نظر گرفت (برای ملموس شدن این نکته حتما موومان نخستین کوارتت زهی معروف شوستاکوویچ یعنی شماره ی هشتش را گوش دهید که اگر همین موتیف چهار نتی را تشخیص داد و شنیدید که چگونه بسط و گسترش می یابد در این اثر هم خوب نکات گفته شده را پیاده خواهید کرد.) واقعا درس آهنگسازی می باشد و به شخصه برای من که جذاب و تازه است.در اواسط این موومان صحنه ی بس دل انگیزی برای کرآنگله وجود دارد که برگرفته از تم آغازین است و شوستاکوویچ در این موومان و موومان فرجامین سمفونی نقاط مهمی را برای خودنمایی این ساز درنظر گرفته است.
موومان چهارم
پس از مقدمه ای نسبتا طویل (آندانته) که بادی های چوبی در آن نقش اصلی در بیان تم و گسترش های آن دارند تمی بازیگوشی و فانتزی می شنویم ابتدا از زبان زهی ها و بار دوم با آوای بادی چوبی ها (فلوتها و پیکولو) که اینبار این سازها بسط و گسترشی متفاوت را ارائه می دهند.در این موومان هم نقش موتیف نمادین نام و فامیلی آهنگساز برجسته است.در اواسط موومان شمایلی از رژه ی نظامی استالین در موومان دوم به گوش می رسد اما در ادامه آنچه که انتظار داشتیم متفاوت جلوه می کند و در پایان با خاتمه ای شکوهنمد و پیروزمندانه مواجه خواهیم بود.
در پایان عرض کنم که خیلی از نکات در ارتباط با این سمفونی گفته نشد بخاطر محدودیت بیان در قالب نوشتار و من سعی کردم به اختصار - سادگی هرچه بیش تر مهم ترین نکات را در ارتباط با این شاهکار شوستاکوویچ بیان دارم.دو اجرایی که خیلی با آن ارتباط برقرار کردم (بر اساس سه پارامتر یک اجرای خوب که در متن های گذشته ام می توانید پیدا کنید.) یکی همین اجرای نلسونس بود که متعادل - آکادمیک و تاحدی محافظه کارانه بود اما اجرای نوسدا که در همین سایت هم وجود دارد بی نظیر است.چه از نظر شور و احساس - چه از نظر ضبط و چه از نظر وفاداری به پارتیسیون اثر و اجرای تصویری کامل آن هم فکر می کنم در یوتیوب موجود باشد که علاقه مندان می توانند لذتی وافر ببرند.شور و هیجانی که در تصویر هم می توان از این رهبر ارکستر در مواجهه با اثر این آهنگساز روس دید وصف نشدنی است.نوسدا در این سال های اخیر نبوغ و خلاقیت زیادی از خود چه در اجرای آثار بتههون - چه در اجرای آثار شوستاکوویج و دیگر آهنگسازان مثل لیست نشان داده و درحال یکی از بزرگترین رهبران ارکستر جهان به حساب می آید.امیدوارم که همیشه سلامت باشد تا اجراهایی اینقدر سالم و تمیز و ماندگار از وی بشنویم.
در ابتدا از دوستان عزیزم جناب پویان - کبریت و شاینینگ بخاطر لطف و بزرگواری ای که نسبت به من نشان دادند ابراز تشکر می کنم و از سایت نفیس والا موزیک برای فراهم نمودن چنین مجموعه های ارزشمند و ایجاد بسترهای مناسبی برای گفتگو و نوشتن متن هایی که حداقل کمک را برای خوانندگان محترم در درک و لذت موسیقی می کند سپاسگزارم
اما برسیم به سمفونی شماره ی 10 شوستاکوویچ:
پس از سمفونی شماره ی 9 او که در سال 1945 تکمیل شد هشت سال وقفه برای پدیدار آمدن سمفونی شماره ی دهمش پدید آمد.این سمفونی در مدت کوتاهی در خود سال 1953 (شروع از بهار همان سال و پایان در اواخر تابستان همان سال) ساخته شد و دوست صمیمی آهنگساز مراوینسکی در اواخر همان سال یعنی 17 دسامبر سال 1953 در لنینگراد آن را به صحنه برد.
یک سال بعد باز هم در اواخر سال یعنی 14 دسامبر 1954 اولین اجرای آمریکایی توسط دیمیتری میتروپولوس و همکاری ارکستر فیلارمونیک نیویورک فراهم آمد که البته جایزه انجمن منتقدان نیویورک را از آن خود کرد.خود آهنگساز اثرش را چنین شرح داده:تفکر و اندیشه ی معاصران ما خاصه ی اندیشه برای صلح.همانطور که دیده می شود این سمفونی هیچ برنامه ای به ظاهر ندارد اما با توجه به لایه های درونی آن می توانی به نتایجی مطلوب رسید.قبل از بیان آنها عرض کنم که در سال 1953 دو اتفاق مهم در خود شوروی رخ می دهد.یکی مرگ استالین و دیگری مرگ پروکوفیف که هر دو در یک روز یعنی 5 مارس 1953 به وقوع می پیوندد و از آنجا استالین جایگاه سیاسی اجتماعی مهمتری در شوروی داشت در تمامی اخبارها خبر مرگ او را بر سر زبان ها می رانند و اندک زمانی پس از این موضوع متوجه می شوند که آهنگساز نامی شوروی پروکوفیف درگذشته است.
این هم از سرنوشت تراژیک آهنگساز شوروی و طبیعتا شوستاکوویچ که از دوستان پروکوفیف بود این دو حادثه بر اندیشه - موسیقی و حالات روحی اش تاثیری شگرف گذاشت.از طرفی در وقفه ی هشت ساله ای که بین دو سمفونی شوستاکوویچ بوجود آمد یک پختگی و تازگی ای در موسیقی آهنگساز موردبحثمان می بینیم و او که در همین حین با دنیای موسیقی فیلم هم آشنا شده این موضوع در موسیقی او از هر نظر تاثیر فزاینده ای گذاشته است.(او در طول همین وقفه ی هشت ساله اولین کنسرتو ویولن خود را نوشت که نسبت به آثار قبلی خود از پیچیدگی ها و انسجام های درونی بیشتری برخوردار است و از مهم ترین کنسرتو ویولن های تاریخ موسیقی به شمار می آید.)
حال برسیم به بررسی تخصصی تر این سمفونی.
موومان سوم:
دوباره با یک حرکت مدگرانی نیم پرده ای مواجه ایم.از دودیز مینور به ر ماژور یعنی از مینور نسبی گام خویشاوند ر ماژور به خود ر ماژور مدولاسیون می کند.(بجای اینکه از لاماژور به ر ماژور برویم که یک حرکت کلاسیک و استفاده شده است.)جالب است سمفونی در دو ماژور درنظر گرفته شده.تقریبا نصف موومان اول به فضای دوماژور وفادار است و تم سوم (یا بخش دوم) موومان دوم هم در همین گام است و در ادامه هم خواهیم دید که آیا قسمت های برجسته ای در این گام نوشته شده یا نه؟اما در شروع موومان دوم ما یک حرکت نیم پرده ای از دو را به سی شروع کردیم.از نت سی گامی مینور ساختیم و بخش اول موومان را در سی مینور درنظر گرفتیم.برای رسیدن به بخش دوم به دوماژور مدگردانی کردیم و دوباره از یک حرکت نیم پرده ای استفاده کردیم.
در شروع موومان سوم بجای آنکه یک حرکت نیم پرده ای از دو به سمت عقب (ترتیب نت ها به صورت دو ر می فا سل لا سی هستش و هرچه جلوتر می رویم صداها زیرتر و به سمت کلاویه های سمت راست پیانو حرکت می کنیم و این ترتیب را برعکس بخوانیم به سمت صداهای بم و کلاویه های سمت چپ پیانو حرکت خواهیم کرد.) یعنی نت سی داشته باشیم یک نیم پرده جلو رفته ایم یعنی به نت دو دیز رسیده ایم.دوباره گامی مینور ساخته و مقدمه را در دودیز مینور ساخته ایم و برای رسیدن به تم اول که توسط زهی ها بیان می شود دوباره نیم پرده به جلو رفته ایم و به ر ماژور رسیده ایم.
تم اول در ر ماژور یک عشق و شور وصف نشدنی ای دارد و بسیار خلاقانه به زهی ها سپرده شده است.دوباره مقدمه ی موومان شنیده می شود.تم اول به صورت تغییریافته (یعنی با بسط و گسترشی متفاوت) در می مینور شنیده می شود.از شادابی تم کاهش می یابد ولی هنوز کورسوی امیدی در آن وجود دارد.پس از چندی ضربان خسته ی هارپ در بم و ادامه ی تم نوای فاگوت در محدوده ی زیر تداعی کننده ی مقدمه است و با پس زمینه ی شوم آن گویی تجسم ناله و فغان یک بی نواست.نوبت به تم دوم می رسد که در می ماژور از زبان فلوت در محدوده ی زیر اجرا می شود.شاید از نظر ما اینهمه پشت سرهم آمدن تم و طویل کردن موسیقی الکی و گزافه باشد ولی به این نکته توجه کنید که در آن روزگار جنگ و کسانی که برای اولین بار به این اثر گوش می دادند این یک جذابیتی و گرمی خاصی برایشان داشت و با این قسمت حتی به خوابی ناز فرو می رفتند و فارغ از هیاهوی روزگار دستان همدیگر را می فشردند و با نوای خیال انگیز موسیقی شوستاکوویچ به آرامشی ابدی می رسیدند.
این موومان از زیباترین - خیال انگیزترین - امیدوارانه ترین و آرامش برانگیزترین ساخته های شوستاکوویچ است.اما نه.موسیقی در همین حین هیجانی غیرقابل پیش بینی می گیرد.شوستاکوویچ شنونده را بیدار و آگاه می کند.برای هر چیزی آماده باشید.هر لحظه حمله ممکن است به واقعیت بیانجامد.در حالیکه شما به این موسیقی خیال انگیز گوش می دهید چه کسانی بیرون جان سپرده اند و چه کسانی در همین بیرون از سالن کنسرت برای محافظت از اراضی کشور چه جان فشانی هایی که انجام نمی دهد؟موسیقی به سرایه ای نظامی تبدیل می شود و در ستایش سربازان شوروی هیچ از خود کم نمی گذارد.دوباره آرامش فضا را در برمی گیرد.این موومان به مثابه ی موومان قبل می تواند در یک طرح سه قسمتی طویل و پیچیده جای بگیرد.(حتی معتقدم بجای آنکه موومان اول را در فرم سونات بنامیم برای آن هم یک طرح سه قسمتی درنظر گرفته که مقدمه و کودای نسبتا طولانی ای دارد.)موومان سوم به چهارم متصل می شود.
موومان چهارم
این موومان مقدمه ای مرموز و رمزآلود دارد.پس از این مقدمه تم اول در دو مینور در بافتی پلی فونیک توسط زهی ها بیان می شود.بار دوم این تم توسط بادی های چوبی و ادامه ی دوباره زهی ها شنیده می شود و ترومپت در پس زمینه الگوهای ریتمیک تاثیرگذاری اجرا می کند.(البته کمی جلوتر آکوردهای شکسته ای که به اجرا می گذارد واقعا سخت و مشکل در این تمپو هستند.)جالب است برخلاف گذشتگان که اگر موسیقی ای در تنالیته ای مینور شروع می شد برای القای حس پیروزمندی غالبا موسیقی را در همان تنالیته اما نوع ماژورش به اتمام می رسانند ولی اینجا خلاف موضوع ثابت می شود.موسیقی در سراسر موومان سراسیمه و مضطرب است.بخصوص صحنه ای در دقیقه ی پنج (بر اساس اجرای نیمه یروی صحبت می کنم.) وجود دارد که فکر می کنم از پیتزیکاتوی با ناخن که آن را بارتوک ابداع کرده بود استفاده ی بس جالب و تاثیرگذاری کرده است.
می رسیم به پایان که باز در دوماژور هستیم اما بازی ای که شوستاکوویچ با هارمونی می کند ما را در ابهام می گذارد.اینجاست که از طریق بادی های برنجی دوباره تم مقدمه ی موومان آغازین اثر را می شنویم.سمفونی با طنین کامل ارکستر به سرانجامی امیدبخش - خوشایند و اثرگذار می رسد.
پیشنهاد می کنم این شاهکار شوستاکوویچ را با اجرای نیمه یروی گوش دهید که تاثیری عمیق بر شما خواهد گذاشت.
موومان دوم سمفونی شماره ی 7 شوستاکوویچ:
تمی در سی مینور گویی توسط زهی ها بیان می شود.مرموز و در عین امیدبخش و روان.بار دوم در اکتاو زیرتری بیان می شود.بسط و گسترشی که از این تم آهنگساز جوان به ما ارائه می دهد شنونده را به دومین تم که از زبان ابوا در محدوده ی زیر اجرا می شود می رساند.این تم دوم بس شنیدنی و در عین حال نوستالژیک است و تاثیر موسیقی فولک روس در آن مشاهده می شود.شوستاکوویچ استاد این کار است که با تغییرات هارمونی ابهامات و فضاگذاری های زیادی را برای شنونده طرح کند و همین هم در ادامه تم شنیده می شود و البته سازآرایی هم در فراینده کردن تاثیر شنوایی آن بی تاثیر نیست.دوباره تم اول با پیتزیکاتو زهی ها شنیده می شود.حالت قطعه با ورود کلارینت در محدوده ی زیر که جیغ وار موسیقی را به شنونده انتقال می دهد عوض می شود.
این نکته حائز اهمیت است که دو تم از نظر زنجیره آکوردی یکی هستند.با یک مدولاسیون نیم پرده ای به دوماژور یک سرایه ی نظامی بی بدیل و بس جذاب و هیجانی و در عین حال پرتکاپو از زبان بادی های برنجی با پس زمینه ی طبل فنردار مطرح می شود که از صحنه های فراموش نشدنی این موومان است.در ادامه دوباره دو تم نخستین را می شنویم.اینبار با این تفاوت که تم دوم با سنگینی و طنز زننده ی نوای کلارینت باس در ترکیب با فلوتهایی که به زبان زدن شنیدنی می پردازند و هارپ به گوش می رسد.اگر فرمی برای این موومان بخواهیم درنظر بگیریم (برای موومان اثر بعضی سوناتی درهم ریخته را در نظر می گیرند اما آنچه که معلوم است جدا از فرم شوستاکوویچ به تصویرگری و بیان یک داستان تاثیرگذار از قبل از شروع جنگ تا بعد از آن وفادار بوده و از این جهت حتی فرم را فدای بیان احساسات خود و آنچه که می خواسته بیان کند کرده.
از این روی سخت است برای هر یک از موومان ها یک فرم مشخصی درنظر بگیریم آن هم با توجه به پیچیدگی های موسیقی شوستاکوویچ و بسط و گسترش های بدیعی که ارائه می دهد.) کمی کار را چالش برانگیز می کند.عده ای معتقدند تم دومی که بنده بیان کردم همان تغییرشکلی از تم اول است ولی این تغییرشکل که آنها آن را تکراری تغییریافته از تم اول می نامند باید به گوش شنونده هم برسد.درست که زنجیره های آکوردی یکسان دو تم را به هم بسیار شبیه کرده و وحدتی مثال زدنی ایجاد کرده اند اما اگر با توجه توضیحات من جلو برویم ما در این موومان با فرم سه قسمتی طویل و دارای کودا مواجه ایم که تم اول آن به دو شکل (یا دو تم) بیان می شود و این از قسمت اول.قسمت دوم همان تم سوم یا بهتر است بگویم سرایه ی نظامی است که توجه را به خود جلب می کند و دوباره قسمت اول که با تغییر سازآرایی - هارمونی و بسط و گسترش ها تغییر می یابد.در پایان هم کودای اثربخش زهی ها به گوش می رسد و این از فرم این موومان.
موومان اول سمفونی شماره ی 7 شوستاکوویچ:
بخش اول تم آغازین که از زبان زهی ها بیان می شود در بافت اونیسون ده میزان ادامه می یابد و بعد با ضربات تیمپانی و ترومپت به حالت هوموفون درمی آید.بار دوم تم را بادی های چوبی در بافتی پلی فون (به همزمانی اجرای تم توسط بادی های چوبی و بسط و گسترش ویولنها بر اساس موتیفی از خود تم) اجرا می کنند که هورن هم در پس زمینه برای تکمیل بخش های هارمونی وارد شده است.این بار تم به صورت دیگری ادامه می یابد.ادامه بازهم در بافت پلی فون از زبان ویولنها بیان می شود (گویی شوستاکوویچ از شروع سمفونی خود ابراز می دارد که شنونده با صحنه های زیادی از این بافت در این اثر مواجه خواهد شد.) بخش دوم تم را بادی چوبی ها به صورت سوال و جواب با زهی ها مطرح می کنندو دوباره بخش اول تم شنیده می شود و با ورود بادی چوبی ها آرامش به فضای قطعه حاکی می شود.این تم به طور سنتی با زندگی عادی و شادی مردم شوروی مرتبط است.
دومین تم در بافتی هوموفون توسط ویولنهای اول به اجرا گذاشته می شود که تداعی کننده ی تم اول است و یک الگوی ملودیک اوستیناتو در پس زمینه با توجه به تغییرات هارمونی شنیده می شود.ادامه ی این تم با طنین ابوا بسط و گسترش می یابد.دوباره بخش اول این تم توسط زهی های بم در ترکیب با اوستانیتویی که قبلا شنیده شد و اینبار بر عهده ی ویولنهای اول است اجرای آن به گوش می رسد و پس از آن بسط و گسترشی متفاوت از تم که فضا را از حالت آرامش و درخشش کمی مرموز و مبهم می کند و به دوباره به فضای قبلی برمی گردیم.گویی تم اول نشان از شادی مردم شوروی قبل از شروع جنگ و حمله ی آلمان نازی به آنان است و این تم بیانگر فضایی است که قبل از جنگ وجود دارد و ابهاماتی که از طریق تغییرات هارمونی به شنونده انتقال می یابد نشانه ی تصمیمات در پس پرده ی رهبرانی است که به ظاهر به دنبال بهتر شدن جهان هستند اما جهان و مردمانش را در خاک و خون فرو می برند.
نوبت به شروع تم اصلی این موومان می رسد که در ماژور نسبی مینور همپایه ی گام موردنظر ما دو ماژور است.(می بمل ماژور) پس از چهار میزان صدای طبل فنردار که ریتم پایه ای خود را بیان می دارد و به عنوان الگویی ریتمیک و اوستانیتو در ادامه شنیده خواهد شد پیتزیکاتوی زهی در دینامیک پایین (شدت ضعیف صدایی) برای بار اول این تم را بیان می دارند که جز چند میزان آخر که یک رنگ هارمونیک در آن شنیده می شود در بافت اونیسون است.می گویند این تم با بخشی از سرود ملی آلمان (که بنده بررسی کردم و شباهت بین این دو دیدم و وجود این ارتباط هوش و خلاقیت آهنگساز را می رساند چون این تم را به عنوان تم جنگ می شناسند و خوب است که نشانی از حضور دشمن شوروی یعنی آلمان در تم شنیده شود.) و یکی از دیگر ترانه هایی که در کشورش محبوب بوده در ارتباط است.
البته خود آهنگساز می گوید که نمی خواست به طور ناتورالیستی (طبیعت گرایانه) جنگ را به تصویر بکشد و تنها و تنها اقتباس از این تم ها برای ملموس شدن جنگ و جبهه ها و ارتباط برقرار کردن بیشتر شنونده با اثر است.تم بار دیگر از زبان فلوت در محدوده ی بم و میانی که آرامشی را بیان می دارد (آرامش قبل از طوفان!) ابراز می شود.بار سوم تم را با صدای پیکولو و دوبلی که در محدوده ی بم فلوت انجام شده است می شنویم (البته این دوبل می خواهد مستقل عمل کند و به این نکته باید توجه کرد.)چهارمین بار که کرآنگله تم را به صورت سوال و جواب با فاگوت کش می دهد و طول آن را دوبرابر می کند در پس زمینه توسط کنترباس ها و دست چپ پیانو موتیفی شنیده می شود که در ادامه برجسته می یابد.وقتی که ترومپت این تم را به اجرا می گذارد (به صورت خفه) دو ترومبون به صورت دوبل با دینامیک بسیار پایین همان دوبلی را که فلوت در ترکیب با پیکولو اجرا می کرد و ما حس می کنیم که می خواهد به عنوان تمی مستقل عمل کندو بافت پلی فونیکی شکل دهد اجرا می کنند اما اینبار هر دو تم به طرز شگفت آوری از هم متمایز می شوند و این بافت چندصدایی بسیار خوب درک می شود.
موتیفی هم که درباره ی آن توضیح داده شد و از طرف صداهای باس پشتیبانی می شد در همین دفعه (بار پنجم) نسبت به قبل برجستگی بیشتری یافته.بار ششم تم از زبان کلارینت جاری می شود و یک کانن با کرآنگله شکل می دهد.بار هفتم زهی های خروشان ورود پیدا می کنند و صحنه ای بس دلچسب و شنیدنی ایجاد می شود و اگر موتیف تکرارشونده ی پیانو را به عنوان الگویی اوستانیتو و ملودیک درنظر بگیریم اینبار بافت ما هوموفون است.بار دیگر تم از زبان زهی ها بیان می شود و با اضافه شدن بادی چوبی ها به عنوان دوبل که به صدا رنگ و لعابی دیگر ببخشند.موتیف تکراری اینبار توسط دو ساز پیکولو و زایلوفون در صحنه ی ارکستر بسیار مشهود و ملموس می شود و همزمان با تکرار آن هورنها به طور اونیسون به اجرای تم می پردازند.پس از این نقطه موتیفی توسط ویولنها و هورنها معرفی می شود که تجسمی از حمله ی رعدآسای هواپیماهای دشمن به شهر لنینگراد و دیگر مناطق شوروی است و صدای آژیرهایی که خطر را گوشزد می کنند.این بار البته فراموش نشود که تم را ترومپت ها بیان می دارند.موسیقی پیچیده تر از قبل می شود.
ترس و لرز فراگرفته بر کل اروپا علی الخصوص بر شوروی که ناشی از این جنگ احمقانه است در این صحنه ها به خوبی مشاهده می شوند.دایره ی زنگی از اینجا وارد موسیقی می شود و بخش ریتم ارکستر را برجسته می کند.موسیقی هربار که جلوتر می رود حالتی شکوهمندتر و عظیم تر می یابد و تجسم ما از حرکت تانک های دشمن و فضای جنگی بین دو جبهه شوروی و آلمان بیشتر می شود.در این اثنا تم جدیدی که زبان موسیقایی شوستاکوویچ را به خوبی در بردارد با نوای ترومپت ها آغشته می شود و ما را به رزم و مقاومت از کشور دعوت می کند.گویی این تم ادامه ی بسط و گسترشی از تم اصلی این موومان است.بعد از اینکه تم به خوبی بیان شد لحظه ای می آیدد که از نظر بنده اوج ترس و تصویرسازی این موومان است و آن هم تریل های پیاپی سازهای بادی و هر ضربه ی کوبنده ی سنج در ادامه گویی سقوط بمبی خانمان سوز از جانب دشمن است.جنگ تمام می شود.شادی و زندگی عادی مردم تبدیل به صحنه ی غم و سوگواری شده است.ترس همه جا را فرا گرفته است.باید سالها گذشت که به زیبایی قبل از جنگ رسید.
آرامشی فرا می گیرد همه جا را.هم برای شنونده ای که از تلاطم های این موسیقی گذر کرده و هم برای انسانی که از تلاطم های روزگار جنگ گذر کرده خوشایند و بس مطبوع است.از این به بعد باید خود را برای هر جنگی آماده کرد.این چیزی است که در اواخر قطعه می شنویم و هنگامی که تم اول موومان دوباره توسط بادی های چوبی شنیده می شود و آرامش پس از آن تجسمی زیبا از مردم آب دیده - ترسان - سوگوار و در عین حال شجاع شوروی است.پایان موومان دوباره تداعی کننده ی همان توالی آکوردهایی است که بین تم دو و سه شنیده شد.
سمفونی شماره ی 7 شوستاکوویچ:
جنگ جهانی دوم آغاز شده است.ارتش نازی به رهبری آدولف هیتلر کل اروپا را در هم نوردیده است.حال نوبت لنینگراد است که در زیر چکمه های دشمن له شود.محاصره ی طاقت فرسای شهر لنینگراد در سال 1941 توسط نازی ها که اوج موفقیت و گستره ی قلمرویی آنان است شوستاکوویچ را وادار کرد که اثری عظیم و با شکوه در ستایش مردم کشورش و سربازانی که در راه مقاومت از خاک کشور جان باخته اند بنویسد.او که متقاضی شرکت در ارتش بود پس از رد شدن این موضوع به عنوان آتش نشان در خیابان های شوروی مشغول کار بود و وقتی که این محاصره ی عظیم را دید در لنینگراد ساکن شد و پس از مدتی بسیار کوتاه این اثر شکوهمندانه ی خود را نوشت.پارتیسیون اثر ابتدا در خود شوروی در سال 1942 با ارکستر بالشوی تئاتر توسط ساموئیل ساموسود اجرا شد و اولین اجرای آمریکایی آن کمی بعد از این اجرا زمانی که پارتیسیون اثر به صورت میکرو فیلم از مسیر هوایی به تهران و بعد آمریکا فرستاده شد به صحنه آمد توسط آرتورو توسکانینی با ارکستر ان بی سی در همان سال.
این اثر به اندازه ی دیگر آثار شوستاکوویچ از زبان انتزاعی برخوردار نیست و بسیار به فضای تونال و ویژگی های موسیقی پسا رومانتیک وفادار است و با توجه به اینکه هم از نظر مدت زمانی طویل است و ارکستر بزرگی را برای اجرا می طلبد در نخستین اجرایش فقط 15 نوازنده ی خسته حضور داشتند.شاید بعد از اتمام موومان اول اثر به اندازه ی قبل جذابیت نداشته باشد و از نظر خیلی ها دارای گزافه گویی هایی است اما به این نکته باید توجه کرد که شوستاکوویچ این اثر را در چه مدت و چه در فضایی نوشته است.
دیدگاهها(۲۴)