بدون ژانر
دانلود مجموعه اوگنی سوتلانوف (Evgeny Svetlanov) گلچین موسیقی سمفونیک روسیه (Anthology Of Russian Symphonic Music)
دیدگاهها و نظرات شما درباره این آلبوم
بخش دوم
با آنکه اپرای زندگی پیشکشی برای تزار شهرتی جهانی برای میخائیل گلینکا رقم زد اما امروزه ما وی را با اورتور اپرای روسلان و لودمیلا اش می شناسیم.اثری که بیشتر از خود اپرایش طرفدار داشته و در سرتاسر جهان اجرا می شود.این ساخته ی آهنگساز بر مبنای منظومه شعری از الکساندر پوشکین شاعر پیشروی آن روزگاران روسیه بود و مضامین آن (شخصیت های فراطبیعی) به گلینکا اجازه می داد تا برای ترسیم آنها از فواصل کروماتیک - نامطبوع ها و گام های تمام پرده ای استفاده کند.این اپرا هم که در چهار پرده خلق شده با اورتوری هیجانی و پر هیاهو آغاز می گردد که از همان مقدمه ی کوتاه وی آن را می توان حدس زد.عناصر نمایشی و موسیقایی اپراهای موتسارت که در این اپرا و اورتورش یافت می شوند ترکیب شده اند با بیانگری روسی در قالبی رومانتی سیسم.تم اول اورتور در ر ماژور است (از آثار مثال زدنی برای درک و دریافت شخصیت این گام است و باید گفت که میخائیل گلینکا به خوبی شخصیت گامها را درک کرده و آنها را متناسب با اهداف و مضامین آثارش به کار می برد.) و پس از خاتمه ی آن به دومین تم می رسد که تنالیته ی فاماژور را شامل می شود.(رابطه ی مدییانتی تغییریافته) این ملودی با طنین ویولنسل ها حال و هوایی خاص به خود می گیرد و تضادی آشکارا و بس اثرگذار با بخش قبلی خود برقرار می سازد.با یک تکنیگ عالی مدگردانی به فا مینور و پس از آن فرود به لابمل ماژور ادامه ی بسط و گسترش جالب می گردد.با ظهور قسمت دولوپ عناصری از هر دو تم بسط می یابد و پختگی آهنگساز در بسط و گسترش هارمونیک استادانه ای را به عرضه ی نمایش می گذارد و پس از آن با رسیدن به بخش ریکاپیتولاسیون و احترام به سنت های کلاسیک آهنگسازی در فرم سونات اورتور به پایانی پیروزمندانه مبدل می شود که کودای آن وامدار عناصر تماتیک نخستین تم است.
اپرای دیگر نه چندان معروف و محبوب گلینکا با نام پرنس خولمسکی است که کمی هم در ارتباط با اورتور آن صحبت کرده و سپس در این متن و متن بعدی به بررسی کامارینسکایا - والس فانتزی و دو اورتور اسپانیایی این آهنگساز بزرگ می پردازیم.
از همان شروع اورتور اپرای موردبحث تمی آوازگونه با رگه های روسی در فا مینور که قدرت و شکوه موسیقی آن سرزمین را به تصویر می کشد آغاز می شود.تم دوم با خاصیت رمزگونه ی خود در ربمل ماژور می باشد که به بسط و گسترشی نسبتا پلی فونیک می انجامد و در ادامه با تغییراتی دو تم بازگشت پیدا خواهند کرد.
کامارینسکایا
به نظرم اینبار تحلیل این قطعه را از زبان جامع و ساده ی جان باروز بخوانیم:
آهنگسازی که از آن صحبت شد تحت تاثیر دیدارش با برلیوز خواست آثاری ارکسترال با ویژگی های ملی بسازد.این ساخته ی ارزشمند وی مبتنی است بر دو ملودی کاملا روسی که بعد از مقدمه ای کوتاه عرضه اندام می کنند.یکی به آواز عروسی آهسته و سنتی ای تعلق دارد که سه بار با سه همراهی مختلف به گوش می رسد و دیگر به یک آهنگ جاندار رقص (کامارینسکایا که در اصل نامی برای تعیین یکی از رقص های محلی روسیه است.) که ابتدا از زبان ویولن ها مطرح شده و 13 بار به طرق مختلف شنیده می شود منتها با ترکیب های مختلف ارکستری که هر جلوتر می رویم بغرنج تر می شود.سپس موسیقی از تنش خود کاسته و بار دیگر آواز عروسی به گوش می رسد اما کمی بعد کامارینسکایا تکرار می شود لیکن اینبار با 21 واریاسیون دیگر.
اضافه می کنم به توضیحات سودمند و کمک کننده ی جان باروز که فرم ملودی کامارینسکایا تنها یک پریود است و فرم کلی این اثر را یک تم و واریاسیون به سبک روسی و با امضای کاری میخائیل گلینکا دانست.پیشنهاد می کنم بعد از شنیدن این ساخته با اجرای شکوهمند و بی نظیر سوتلانوف به آلبوم Abendglocken جیمز لست در سال 1988 مراجعه و برداشت وی را از این قطعه در قالب سبک ایزی لیسنینگ بشنوید.
بخش اول
امروز زادروز پایه گذار مکتب موسیقی روسیه و یکی از تاثیرگذارترین آهنگسازان تاریخ موسیقی روسیه و غرب یعنی میخائیل گلینکا است.فردی که برای نخستین بار موسیقی زیبای آن خطه را به دوردست ها و سرزمین های غربی برد و شنوندگان آنها را با چنین موسیقی ای آشنا و سیراب کرد.آثار وی به قدری از اهمیت برخوردارند که مثلا در دیدار وی با هکتور برلیوز از موسیقیدانان و نظریه پردازان بزرگ مکتب رومانتی سیسم برلیوز به آثار گلینکا علاقه مندی نشان داده و آنها را اجرا نمود یا بزرگ مردی در عرصه ی موسیقی قرن نوزدهم چون فرانتس لیست در سال 1844 از شنیدن و اجرای اپرای روسلان و لودمیلای وی تمجید کرد و ابراز خشنودی نشان داد.ستایش از این هنرمند بزرگ توسط آهنگسازان کشور خودش هم کم نیست.چایکوفسکی که بیشترین تاثیر را نسبت به بقیه ی آهنگسازان روسیه از گلینکا گرفته معتقد بود که کل مکتب سمفونیک روس در قطعه ی کامارینسکایای وی است.همان طور که درخت بلوط در دانه ی بلوط است.
با آنکه او سیستم تنال و گام های غربی را کاملا کنار نگذاشت اما از سیستم موسیقی مدال سرزمین خودش هم غافل نشد و با ترکیب با کروماتیسمی نیمه شرقی و ملودی های فولک و عامیانه ی روسیه به صدایی دست یافت که مضاف بر بر دل نشستن شنوندگان غربی از جنس کاملا روسی بود و در نتیجه رومانتی سیسم غربی را با ناسیونالیسم روسی ترکیب نمود.با آنکه تقریبا وی فرم ها و قالب های زیادی از موسیقی غربی را امتحان نمود اما تسلط او در نوشتن اپرا و آثار سمفونیک (که مهارت و خلاقیت گلینکا را در فن به کارگیری از سازها یا همان ارکستراسیون نشان می داد.) بود که شهرتی کم نظیر برایش مهیا نمود.اولین اپرای این آهنگساز که در سال 1836 به صحنه ی اجرا گزارده شد با نام زندگی برای یک تزار انقلابی بنیان شکن برای هنر اپرا در تاریخ موسیقی غرب بود زیرا نخستین اثر اپرایی ای به شمار می رفت که بدون رسیتاتیف و از سر تا آخر آن به صورت آوازی اجرا می شد.داستان این اپرا مربوط به رعیتی است که زندگی اش را فدا می کند تا تزار را از گزند مهاجمان لهستانی نجات دهد و این مضمون به ظاهر ساده اما عمیق در چهار پرده و یک پس پرده به درازا می انجامد.جالب است بدانید در اصل نام این اثر ایوان سوسانین بود که اسم قهرمان تراژیک داستان ماست لیکن بعدها به افتخار تزار نیکولای اول تغییر نام می دهد و اپرا به وی تقدیم می شود اما در دوره ی شوروی با نام اولیه اش اجرا می شد و متن اپرا (لیبرتوی) آن نیز حک و اصلاح می شود تا اشارات مربوط به تزار حذف شود.
برای آنکه به خوبی و با سبک و سیاق آهنگساز آن روزگار و نیاز شنیداری مردمان روسیه ی زمانه ی تزاری آهنگساز زندگی و فرهنگ روستایی روسی را به نمایش بگذارد سه چیز را با هم در کمال استادی و ناباوری ترکیب کرده:
1.ملودی های ایتالیایی (که تحت تاثیر دیدارش با سه آهنگساز بزرگ رومانتیک که دو تن از آنها اپرای ایتالیایی قرن نوزده را بنیان نهادند یعنی مندلسون - بلینی و دونیتستی بوده و می دانیم که اصلا گلینکا در میلان نوازنده ی شناخته ای شده برای ساز پیانو به حساب می آمد.)
2.نمایش و جلوه های تماشایی اپرای فرانسوی
3.کنترپوان آلمانی که در قسمت بسط و گسترش اورتور این اپرا به خوبی قابل لمس و مشاهده است.
گفتنی است که طبق سنت های اپرانویسی نیمه ی اول قرن نوزده که تصنیف رقص و قسمت هایی متشکل از موسیقی بی کلام بیشتر از اپراهای دومین نیمه ی این قرن و بعد دوران مدرن است میخائیل گلینکا هم به خوبی تحت تاثیر این اصول رقص هایی با اصالت روسی - لهستانی و حتی شرقی می سازد که مثلا در همین اپرا کراکوویاک معروف آن هم نماینده ی یک ملی گرایی خفیف روسی و هم معرف تاثیر ملودی پردازی هایی به سبک ایتالیایی است.
حال که این مقدمه در ارتباط با این اثر معروف و شنیدنی آهنگساز موردنظر گفته شد می پردازیم به اورتور آن.
یکی از ویژگی های دیدنی سبک آهنگسازی گلینکا استفاده از مقدمه هایی فراخ که در آنها تمی مستقل به گوش می رسد است که در اورتور اپرای یک زندگی برای تزار هم وجود دارد.این تم که از زبان کرآنگله با تقابل همزمان و ظریف ویولنسل سولو شنیده می شود در سل مینور حسرتی توام با غم و یاس و یک حس نوستالژیک پدید می آورد.بعد از یک پل متفکرانه و ورود به سومین دقیقه از مقدمه رهایی می یابیم و وارد قسمت عرضه یا همان اکسپوزیسیون (چون فرم این اورتور سونات است.) می شویم.تم نخست آن کاملا نمایانگر وامداری به سنت های آهنگسازی مکتب آلمان در دوره ی رمانتیک است.(برای درک و لذت بیشتر این تم را با اولین تم موومان آغازین سمفونی چهارم روبرت شومان مقایسه کنید.) تم در قالب دوتایی برگشت دار مطرح می شود و با یک پل به دومین تم می رسد.
تم دوم با نوای کلارینت تضادی آشکارا و مطبوع با تم قبل برقرار می سازد و چون گذشته در چارچوبی بسته خود را به سرانجام می رساند.نوبت به بسط و گسترش کوتاه در این اورتور می شود.بسط و گسترشی پلی فونیک از تم اول که در زمره ی مهم ترین صحنه های موسیقایی کارنامه ی هنری آهنگساز به شمار خواهد آمد.پس از این بخش و ظهور ریکاپیتولاسیون با حالتی مرموز و در عین شکوه و بزرگواری اثر به پایان می رسد.
مجموعه ای بسیار عالی و ارزشمند
اجرای کارهای آهنگسازان و قطعاتی که تقریباً کمیاب و نایاب می باشند
و نمیتوان به راحتی آنها را در جایی دیگر پیدا کرد...!
با تشکر فراوان
بخش سوم (پایانی)
والس فانتزی در سی مینور
فرم آن از یک روندو تبعیت می جوید و روندویی هفت قسمتی یا بزرگ که در متن های قبلی در ارتباط با آن و تفاوت هایش با روندو سونات صحبت کردم.بعد از یک مقدمه ی پرطمطراق و معماگونه نوبت به اولین تم یا همان ملودی اصلی ای که این کار را با آن می شناسند می رسد.تمی که بیانگر روحیه ی حساس و شاعرانه ی آهنگساز در مواجهه با فرم رقص و والس و چگونگی درهم آمیختن آن با عناصر موسیقایی روسیه ی قرن نوزدهم است که قرار است تالارهای اشرافی بارگاه های تزار را که در آن اعیان به رقص می پردازند متصور شود.بعد از بخش الف نوبت به قسمت ب می رسد که می توان با ارفاق آن را تمی مستقل درنظر گرفت که بر اساس قواعد و اصول آهنگسازی در روندو در ر ماژور تصنیف گشته و پس از بازگشت و شنیده شدن تم آغازین نوبت به بخش پ می رسد که بیانگر وفاداری گلینکا به آثار کلاسیک و تاثیر کلاسی سیسم بر موسیقی وی است.این تم کاملا روحیه ای مستقل دارد و در سل ماژور تصنیف شده و به خوبی ما را یاد آثار هایدن می اندازد.(به خصوص سمفونی شماره ی 94 او که آن هم در سل ماژور ساخته شده.) دوباره عناصر قبلی روندو با تغییراتی شنیده شده و در نهایت با یک خاتمه ی قوی والس سامان می یابد.این والس الگویی برای تصنیف والس برای آهنگسازان بعدی مهیا نمود که چایکوفسکی و پروکوفیف در ساخت والس های سمفونیک خود بسیار از آن بهره بردند و باید گفت که در اصل در سال 1839 گلینکا این قطعه را به صورت پیانویی نوشت و سالها بعد آن را به طریقه ای ارکستر پرورش داد.
اورتور اسپانیایی شماره ی 1 یا کاپریچوی درخشان
شروع اثر با توالی ترومپت و بعد حضور هورن یادآور کاپریس ایتالیایی چایکوفسکی است که نشان می دهد به چه اندازه ی بالایی موسیقی گلینکا در ذهن و جان چایکوفسکی رسوخ کرده بود.فرم این اورتور و اورتور اسپانیایی شماره ی 2 از سونات تبعیت می کند و تم آغازگر این اثر که در می ماژور است (با روحیه ی اغراق کننده و مبالغه آمیز در شادی و عشق) با حالت سرزنده ی خود تداعی گر شادابی های فرهنگ و زندگی مردمان اسپانیاست و سپس با ورود ریتم اسپانیایی که به صورت اوستیناتو در قطعه چیره می شود و با زبان قاشقک خود را بیان می دارد کاملا حال و هوای ناسیونال از اثر پیدایش می گردد.دومین تم در سی ماژور (اغراق نسبت به قبل بیشتر می شود با توجه به شخصیت خود این گام.) با آنکه تضادی با تم قبل ایجاد نمی کند اما مکمل آن است.بعد از این بخش و رسیدن به قسمت دولوپمانی و سپس بازگشتی تغییریافته به دو تم معرفی شده اورتور روند خود را طی می کند.از نظر هارمونیک با آنکه این قطعه ی میخائیل گلینکا تحت نفوذ الگوهای متاخر کلاسیک و اولیه ی رومانتیک است اما در خلال آن سیستم مدال موسیقی روسیه هم نامحسوس به گوش می رسد.
گفتنی است که این آهنگ گلینکا مبتنی بر ملودی ای اسپانیایی است که در راپسودی اسپانیایی لیست هم شنیده می شود و جالب تر از آن اینکه این اثر لیست در همان سال آفریده شد و بر طبق داستان هایی که حول ساخت این موسیقی گلینکا دارد این قطعه ی وی نتیجه ی گشت و گذار او در مادرید بود.
اورتور اسپانیایی شماره ی 2 یا یادآوری خاطره ی یک شب تابستانی در مادرید
این اورتور با لا مینور آغاز شده و با بازی بادی های چوبی در مقدمه به لا ماژور می رسد با همراهی پدال معکوس ویولن ها و سپس تکرار تغییریافته ی این بخش با تزئینات پیتزیکاتویی ما را به بخش اصلی (بدنه ی) آهنگ هدایت می کند.تم اول در لا ماژور با پس زمینه ی ریتمیک قاشقک همراه است اما این دفعه پارتی دقیق تر و حرفه ای تر برای این ساز تصنیف گردیده.این تم قبل از رسیدن به تم بعدی در می ماژور به پلی مبدل می شود که روحیه ی فولک و کولی وار موسیقی خطه ی اسپانیا کاملا در آن به گوش رسیده و سپس با یک بسط و گسترش عالی و بازگشت خود را در دفتر تاریخ به ثبت می رساند.
آثار گفته شده را می توانید در سه سی دی نخست این مجموعه ی فوق العاده شگفت انگیز و عالی پیدا کنید که با اجرا و درک بی نظیر سوتلانوف رنگ و لعابی جذاب به خود گرفته و شنونده را متحیر و سرگشته می کند.امیدوارم که توضیحات داده شده به مناسبت زادروز این فخر موسیقی روسیه به شما در آشنایی و لذت بردن بیشتر از موسیقی میخائیل گلینکا درک شایانی بکند و از والاموزیک بابت فراهم نمودن این مجموعه سپاسگزارم اما جای خالی اپراهای گلینکا به صورت کامل در سایت شما احساس می شود که امیدوارم به سلیقه ی خودتان نسخه های کامل اپراهایی چون روسلان و لودمیلا و زندگی تقدیم شده برای یک تزار را بگذارید.