آرتی شاو (آرتور جاکوب آرشاوسکی؛ ۲۳ مه ۱۹۱۰ – ۳۰ دسامبر ۲۰۰۴) نوازندهٔ کلارینت، آهنگساز، رهبر ارکستر و نویسندهٔ آمریکایی بود. او را یکی از بهترین کلارینتیستهای تاریخ جاز میدانند. شاو در اواخر دههٔ ۱۹۳۰ و اوایل ۱۹۴۰ یکی از محبوبترین بیگبندهای آمریکا را رهبری میکرد. هرچند رکوردهای پرفروش زیادی داشت، اما احتمالاً با نسخهٔ ۱۹۳۸ خود از آهنگ «Begin the Beguine» اثر کول پورتر شناخته میشود. پیش از انتشار این قطعه، گروه نوپایش بیش از دو سال در گمنامی نسبی بهسر میبرد، اما پس از آن در مدت کوتاهی به ستارهای بزرگ در موسیقی پاپ تبدیل شد. این رکورد یکی از آثار ماندگار آن دوران شد. شاو از نظر موسیقی همیشه در جستوجوی چیزهای تازه بود. او از پیشگامان سبکی بود که بعدها «Third Stream» نام گرفت؛ سبکی که عناصر موسیقی کلاسیک و جاز را با هم ترکیب میکرد. موسیقی او بر نوازندگان بسیاری تأثیر گذاشت، از جمله مونتی نورمن که تم معروف جیمز باند احتمالاً از قطعهٔ «Nightmare» شاو در سال ۱۹۳۸ الهام گرفته است. او علاوه بر بیگبند، با گروههای کوچک جاز متشکل از نوازندگان همان ارکسترها نیز ضبط میکرد. از سال ۱۹۴۲ تا ۱۹۴۴ در نیروی دریایی آمریکا خدمت کرد و گروهی برای بالا بردن روحیه سربازان تشکیل داد که در اقیانوس آرام تور برگزار کرد. پس از ترخیص در ۱۹۴۴، تا سال ۱۹۴۵ همچنان رهبری گروه را بر عهده داشت. بعد از انحلال آن گروه، بهتدریج از دنیای موسیقی حرفهای و شهرت فاصله گرفت، هرچند تا سال ۱۹۵۴ کاملاً از موسیقی کنار نکشید. دوران کودکی آرتور جاکوب آرشاوسکی در ۲۳ مه ۱۹۱۰ در نیویورک متولد شد. پدرش خیاط و عکاس روسیالاصل و مادرش اتریشی بود. خانواده یهودی بودند. او در نیوهیون کانکتیکات بزرگ شد و حس انزوایش به دلیل یهودیستیزی محلی بیشتر شد. در ۱۳ سالگی با کار در سوپرمارکت ساکسیفون خرید و شروع به یادگیری کرد. در ۱۶ سالگی به کلارینت روی آورد و خانه را ترک کرد تا با یک گروه تور برود. آغاز حرفه شاو پس از بازگشت به نیویورک، در اوایل دههٔ ۱۹۳۰ بهعنوان نوازندهٔ جلسهای کار کرد. بین سالهای ۱۹۲۵ تا ۱۹۳۶ با گروههای متعددی همکاری داشت. در کلیولند به شهرت رسید و بهعنوان arranger و music director برای ارکستر آستین وایلی کار کرد. بعدها با ارکسترهای دیگری مثل ایروینگ آ Aaronson و راجر ولف کان نواخت و با موسیقی سمفونیک آشنا شد که بعداً در آثارش از آن استفاده کرد. رهبر ارکستر در سال ۱۹۳۵ با اجرای «Interlude in B-flat» در تئاتر امپریال نیویورک توجهها را به خود جلب کرد. در دوران سوئینگ، بیگبند او با آهنگهایی مثل «Begin the Beguine» (۱۹۳۸)، «Stardust»، «Back Bay Shuffle»، «Moonglow»، «Rosalie» و «Frenesi» بسیار محبوب شد. با این حال، به دلیل اصرار بر نوآوری و عدم تمرکز صرف روی موسیقی رقص و عاشقانه، گروه در ۱۹۳۷ منحل شد. شاو نوآور بود و از ترکیبهای غیرمعمول سازها استفاده میکرد. قطعهٔ «Interlude in B-flat» با کوارتت زهی و بخش ریتم، یکی از اولین نمونههای Third Stream به شمار میرود. او تحت تأثیر ایگور استرایوینسکی، از سازهای زهی در آثارش بهره برد. در سال ۱۹۳۸، بیل هالیدی را بهعنوان خوانندهٔ اصلی گروه استخدام کرد و اولین رهبر سفیدپوست بود که یک خوانندهٔ زن سیاهپوست تماموقت را برای تور جنوب آمریکا (با جداسازی نژادی) به کار گرفت. اما هالیدی به دلیل برخوردهای نژادپرستانهٔ مخاطبان و مدیران شرکت ضبط، گروه را ترک کرد. در سال ۱۹۴۰، مانند رقیب اصلیاش Benny Goodman، گروه کوچکتری به نام «Artie Shaw and the Gramercy Five» تشکیل داد که موفقیت زیادی داشت. معروفترین قطعهٔ آن «Summit Ridge Drive» بود. او عادت داشت گروه تشکیل دهد، چند رکورد ضبط کند و سپس آن را منحل کند. به همین دلیل، از موفقیت زندهٔ آثارش بهره برد. روزهای رادیو شاو برنامههای رادیویی زیادی داشت و از هتلهای معروف نیویورک پخش زنده انجام میداد. اما از تکرار مداوم آهنگهای پاپ خسته شد. یک بار حین پخش زنده از استیج خارج شد و دو روز بعد کاملاً گروه را ترک کرد. پس از مدتی به مکزیک رفت و پس از بازگشت، با ترکیب زهی و جاز، قطعهٔ موفق «Frenesi» را ساخت. در اوج محبوبیت، هفتهای تا ۶۰ هزار دلار درآمد داشت. با وجود نارضایتی از جنبههای تجاری موسیقی، همچنان در برنامههای رادیویی مثل برنامهٔ Burns and Allen ظاهر میشد. او در مقالهای در Saturday Evening Post نوشت که علاقهای به سیاست و تحمیل آهنگهای سطحی ندارد و فقط به موسیقی اصیل وفادار است. جنگ و پس از آن پس از حملهٔ ژاپن به پرل هاربر، شاو به نیروی دریایی پیوست و گروهی برای سربازان تشکیل داد. پس از ۱۸ ماه تور در مناطق جنگی، خسته و بیمار به آمریکا بازگشت و مرخص پزشکی گرفت. پس از جنگ، بیگبندهای سنتی رو به افول گذاشتند. شاو به روانکاوی روی آورد و بیشتر به نویسندگی پرداخت. کتاب اتوبیوگرافیاش «The Trouble with Cinderella» در ۱۹۵۲ منتشر شد. چند رمان نیمهاتوبیوگرافیک هم نوشت و سالها روی رمانی طولانی کار کرد که منتشر نشد. در سال ۱۹۵۴ پس از تور کوتاهی در استرالیا، به دلیل کمالگرایی افراطی، نواختن کلارینت را برای همیشه کنار گذاشت. او گفت: «در این دنیا، کمالگراهای اجباری آخر میشوند.» در دههٔ ۱۹۸۰، دوباره گروهی تشکیل داد و رهبری هنری آن را بر عهده گرفت، اما خود نوازندگی نمیکرد. این گروه تا سالها به اجرای آثار قدیمی و جدید او پرداخت. سینما، تلویزیون شاو در چند فیلم کوتاه و فیلم «Second Chorus» (۱۹۴۰) با فرد آستایر ظاهر شد و نامزد دو اسکار شد. بسیاری از آثارش در فیلمهای بعدی استفاده شدند. شاو ذهن تیز و علاقهٔ شدیدی به دانش و ادبیات داشت. علامتشناس ماهری بود و در ماهیگیری حرفهای مهارت داشت. سالهای آخر عمرش را در کالیفرنیا به نوشتن گذراند. او در ۳۰ دسامبر ۲۰۰۴ در ۹۴ سالگی درگذشت. در سال ۲۰۰۴ جایزهٔ دستاورد یکعمر گرمی را دریافت کرد و همچنان بهعنوان یکی از بزرگترین نوازندگان کلارینت تاریخ جاز شناخته میشود.
دیدگاهها و نظرات شما درباره این آلبوم
توضیحات جالب و آموزنده ای به شخصه برایم بود و با شنیدن قطعه ی کابوس این موزیسین بزرگ تاریخ موسیقی جز به این موضوع فکر کردم که یک آهنگ به چه اندازه ی گسترده ای می تواند تحت تاثیر دیگر قطعات موسیقی جدا از سبک و مکتب آن باشد.تم معروف و جاودانه ی جیمز باند که طبق یک پژوهش تازه مشخص شد که ریشه در موسیقی هند و شرق دارد حال در اینجا مشخص می شود که از بنیان های موسیقایی جز هم وام گرفته و خود را مطبوع برای تمامی شنوندگان کرده.در بحث ملودی که شباهتی بین آهنگ آرتی شاو و تم جیمز باند دیده نمی شود چون آرتی شاو بر خلاف نورمن که در فرمی بسته و مستقل تم را ساخته آزادانه به بسط و گسترش ملودیک می پردازد اما این اوستیناتو یا همان الگوی تکرارشونده ی کروماتیک بادی ها در پس زمینه ی اثر شاو است که تاثیر بارز و آشکار خود را در تم موردنظر گذاشته.جالب است هم این حرکت کروماتیک بالارونده و پایین رونده (منحنی یا مواج) بادی ها برای اجرای اوستیناتو فضای وهم آلود و رازگونه ی یک کابوس را بیان می دارد و هم تعلیق و تنش یک مامور انگلیسی که علاقه اش به ماجراجویی و جاه طلبی در پیشرفت خطرهایی برای شغلش ایجاد می نماید.
سپاس از شما که فول آلبوم این هنرمند بزرگ موسیقی جز را گذاشته و باب خوبی برای آشنایی با مشاهیری چون آرتی شاو در این سبک موسیقی باز کردید.