
دیدگاهها و نظرات شما درباره این آلبوم
کاپریس شماره ی 24 پاگانینی:
پاگانینی که با اولین اپوس خود که مجموعه ای از 24 کاپریس تکنیکال و چالش برانگیز بود خود را به عنوان هم نابغه ای در عرصه ی نوازندگی ویولن و هم در آهنگسازی نشان داد در آخرین قطعه ی این اپوس یکی از شاهکارهای موسیقی خود و معروف ترین و محبوب ترین آهنگ خود را جا داد.کاپریسی که به ظاهر باید بیشتر بر جنبه های تکنیکی نوازنده به عنوان یک اتود مفید و مقوی تکیه کند اما دارای جنبه ی ملودیک سرشار است.پاگانینی برای اولین بار در تاریخ موسیقی غرب این اصل مهم را مطرح نمود که پیچیده بودن یک قطعه از هر نظر دلیل بر نبود یک بعد ملودیک جذاب و ظاهر درخشنده نیست و می توان هر دو اینها را در یک اثر هنری داشت.او با کاپریس های خود این حرف را به اثبات رساند.در ارتباط با 24 کاپریس بررسی 3 تای آنها بسیار ضروری است:کاپریس های شماره ی 1 - 5 و 24 اما در این بررسی فقط به آخرین کاپریس این آهنگساز بزرگ ایتالیایی اکتفا می کنیم.
این کاپریس دو ضربی ساده است.فرم کلی آن تم و واریاسیون و فرم تم آن دوتایی ساده است.(توجه شود که کاپریس فرم نیست بلکه قالبی برای بیان ایده های جدید در عرصه ی تکنیک های نوازندگی علی الخصوص سازهای زهی است.شبیه همین را می توان در سازهای کلاویه ای تحت عنوان توکاتا دید چون اگر کاپریس فرم بود باید هر 24 قطعه ی پاگانینی از نظر فرمال یکسان باشند که اینطور نیستند.به عنوان مثال اولین کاپریس پاگانینی که در می ماژور است به فرم پرلود است.می توانید برای درک بیشتر این موضوع به قطعه ای که سن سانس آهنگساز فرانسوی برای ویولن و ارکستر تصنیف کرده گوش دهید به نام اینترو و روندو کاپریچیو برای ویولن و ارکستر که از نام قطعه این موضوع برایمان بیشتر ملموس می شود که با یک مقدمه و بعد از آن قطعه ای به فرم روندو و در قالب کاپریس برای ویولن مواجه هستیم یا کاپریس اسپاگنول از پرطرفدارترین موسیقی های کرساکف که ایده های جدید یا کمتر استفاده شده ی تکنیکالی را برای ارکستر در نظر گرفته و چون رنگ و بوی موسیقی هم اسپانیایی است به آن چنین نامی را اختصاص داده.)
در این کاپریس پاگانینی که در لا مینور است هر پریود دارای دو جمله چهار میزانی است یعنی همان ساختارهای مربعی که در مسائل آهنگسازی مطرح می شود و به ازای هر میزان آکورد یا به عبارتی هارمونی عوض می شود.در چهار میزان اول که دوبار آنها را در مجموعه ای به نام پریود می شنویم (پریود در زبان معادل همان پاراگراف است که حداقل در زبان و چه موسیقی باید دارای دو جمله باشد.) توالی آکوردها به شکل زیر است:
Amin: i (a) - V (E or E7) - i (a) - V (E or E7)
کانتور یا منحنی این پریود حالتی ایستا دارد که در تقابل با حرکت پایین رونده ی پریود بعدی قرار می گیرد.توالی آکوردها در هشت میزان بعد به شکل زیر است:
Amin: i (a) - iv (d) - VII (G) - III (C) - iidim (bdim) - i (a) - +ivdim (d#dim) - V (E or E7) - i (a)
فقط در میزان 15 یعنی یکی مانده به آخر به ازای هر ضرب هارمونی تغییر می یابد یعنی ریتم هارمونیک عوض می شود.البته چهار میزان اول پریود دوم تم را می توان طور دیگری آنالیز کرد که من با این بیشتر موافقم و آن هم اینکه دو بار تونیک سازی به وسعت هر کدام دو میزان صورت گرفته که یکی نت ر را تونیک درنظر گرفته و آکورد دومینانت را به آکورد تونیک تنالیته ی موردنظر وصل کرده (موافقتم بر این نحو از آنالیز از این جهت است که در موسیقی قرن نوزدهم و به تبع آن موسیقی قرن بیستم تونیک سازی چه کوتاه و چه بلند از تکنیک های رایج هارمونیک بویژه برای مدگرانی است و رمانتی سیسم ها برخلاف کلاسیک ها که زنجیره های طویل و گاهی پیچیده ی هارمونیک را برای مدولاسیون درنظر می گیرند از راه های ساده تر و هموارتری برای گذر از یک تنالیته استفاده می کنند و پاگانینی که از موسیقیدانان رمانتیک اولیه درنظر گرفته می شود این تکنیک ها را به خوبی در موسیقی خود استفاده کرده و از این حیث بهتر است اینگونه مسائل هارمونیک موسیقی رمانتیک بررسی شود.) و دو میزان بعد هم همین کار را در تنالیته ی دو انجام داده با این تفاوت که در فضای ر مینور و دو ماژور این اتفاقات صورت گرفته (آکوردهایی که به طور طبیعی در گام مینور طبیعی یافت می شوند.)
جالب است بگویم که کل تم بر پایه ی یک موتیف می چرخد و آن هم در میزان آغازین کاپریس معرفی شده که تروکی است و یک شکل تغییریافته دارد و آن هم اضافه ی یک نت به این موتیف است اما شما احساس تکرار یا خستگی نمی کند ولی همین تکرار موتیف یک وحدت و یکپارچگی مثال زدنی ای را در موسیقی ایجاد می کند.
اما در خلال واریاسیون ها چه می گذرد؟
واریاسیون اول - تکیه بر اسپیکاتو و بسط و گسترش ملودی از طریق آکوردهای شکسته
واریاسیون دوم - تکیه بر حرکات کروماتیک و نت های غیرهارمونیک همسایه و گذر و آرشه گذاری لگاتو
واریاسیون سوم - تکیه بر اجرای دوبل نت (غالبا فاصله ی اکتاو) که یک نوازنده ی ویولن بتواند همزمان با اجرای ملودی هارمونی ای کوچک و محدود را با آن اجرا کند.
واریاسیون چهارم - تکیه بر سیم می (اول) ویولن با حرکات کروماتیک
واریاسیون پنجم - در این واریاسیون گویی دو نوازنده به اجرا پرداخته اند.
واریاسیون های ششم و هفتم - بر اساس تم و زنجیره ی آکوردی آن تم های جدیدی به گوش می رسد.
واریاسیون هشتم - تداعی خود تم در این واریاسیون نسبت به قبل بیشتر شنیده می شود.
واریاسیون نهم - تکیه بر پیتزیکاتوهای دست چپ
واریاسیون دهم - تکیه بر زیرترینمناطق صوتی ساز ویولن (سیم می - اول)
و در آخر واریاسیون یازدهم که آن را کودایی می توان برای این این کاپریس درنظر گرفت که شروعی طوفانی دارد و با پایانی توفنده و چالاک همراه است.
تم کاپریس 24 پاگانینی که گوشه دار (سازی) است در مراحل مختلف بسط و گسترشش سازی تر (گوشه دار تر) می شود.
از این قطعه یا تم آن سه آهنگساز بزرگ تاریخ موسیقی غرب واریاسیون هایی بنا کردند.
لیست که قسمت های مختلف آن را بر اساس قابلیت های ساز پیانو بازنویسی کرده و به آن رنگ و لعاب هارمونیک داده است.
برامس که بنایی سترگ و عظیم از تم این کاپریس چیده که اجرای آن به دلیل دشواری های دست راست و چپ بسیار برای نوازنده سخت و چالش برانگیز است و
راخمانینف که راپسودی ای برای پیانو و ارکستر بر اساس همین تم با 24 واریاسیون که نمادی از 24 کاپریس آهنگساز بزرگ ایتالیایی نیکولو پاگانینی است نوشته که بزودی قسمت هایی از آن را بررسی خواهیم کرد.
در ارتباط با اجراهایی که از کاپریس های پاگانینی چه به صورت کامل یا منتخب منتشر شده پرلمن به سرعت این قطعات توجه داشته که با انتخاب تمپوی نسبتا بالا توانسته اجرایی پر شور و انرژی از این 24 کاپریس آفریده که البته دقت و ظرافت آن به اندازه ای که از پرلمن انتظار داریم مقبول کننده نیست.آکاردو اجرایی از هر جهت رضایت بخش ارائه کرده که البته اشکالاتی هم در آن دیده می شود مثلا در همین کاپریس شماره ی 24 آهنگساز در اجرای واریاسیون اول که اشاره شد به اسپیکاتوها تکیه دارد یکسری نت ها را (علی الخصوص پیشاها را) می خورد و نتوانسته از دید من که ساز اصلی خودم ویولن بوده حالت خشک و تا حدی تاکیدی اسپیکاتوها را بیان دارد.
مینتز از این کاپریس ها اجرایی تاریخی و بس ارزشمند کرده به طروی که تمپوها درست و دقیق انتخاب شده - نتی خورده نمی شود یا فالش نیست و در کل همه چیز در غایت کمال خود قرار دارد و جز مجموعه ی اورجینال های لیبل دویچه هم محسوب شده اما اشکال بزرگ این اجرا از نظر من توجه بیش از حد مینتز به لایه های دراماتیک قطعات است که می خواهد به جای صحنه های تکنیکال جلوه های فریبنده و عاشقانه بیافریند.من تا الان به شخصه نتوانستم اجرایی از کل کاپریس های پاگانینی پیدا کنم که همه نکات مثبت گفته شده را داشته باشد و مبری باشد از ضعف های محسوسی که بزرگان ویولن موسیقی کلاسیک دچار آن شده اند اما مقایسه ی 3 تفسیر گفته شده و شنیدن آن حتما توصیه می شود لیکن گفتنی است که تکنیک ضبط اجرای مینتز هم واقعا استریو است که این مسئله در خصوص ضبطهای سولو سازهای مثل ویولن - فلوت و... که ملودی نواز هستند کاری بس طاقت فرساست.
امیدوارم که این نکات دریچه های جدیدی را به سوی علاقه مندان به فرهنگ و هنر کلاسیک باز کند.