9 آلبوم به این مجموعه اضافه شد.
درود بر شما
کاست موردنظر شما که از شرکت آوای چنگ فکر می کنم منتشر شده بود منتخبی است از پل موریه که پیشنهاد می کنم با مراجعه به آلبوم های زیر قطعات آن را پیدا کنید:
1965 - No.1
1968 - Love is Blue -
1972- The Godfather (Love Theme)
Retrospective (1988)
درودوسپاس دوست مهربان و آگاه برای اطلاعات جالب و مفیدتون (Kasra1385)
(شوربختانه امکان پاسخ نبود)
و سه آلبوم شاهکار و به شدت تاثیرگذار و با رویکردی نوین و خاص تنظیم و اجرا شد و نام آنها:
Classics in air 1 - 2 & 3 بین سالهای ۱۹۸۵ تا ۱۹۸۷.آلبوم ترانس پرنس ۱۹۸۵ هم خالی از لطف نیست و قطعه ساختگی آلا فیگارو موریه بسیار تند - هیجانی و زیبا است.سال ۱۹۸۸ موریه یک سری از آثار خود و چند قطعه از دیگران را که بارها در دهه ۷۰ و ۶۰ اجرا کرده بود دوباره تنظیم و اجرا کرد و در کنارش قطعه رودخانه کولی را منتشر کرد که تا به حال شنیده نشده بود و ساخته خودش بود.این آلبوم که تحت عنوان اعترافات حقیقی در ایران توسط شرکت آوای چنگ به انتشار رسید یکی از ده آلبوم مهم و شنیدنی و عالی پل موریه به شمار می رود زیرا که مجموعه ای از بهترین قطعات با تنظیمی سنگین و خاطره انگیز است.این آلبوم همان رتروسپکتیو می باشد.
آلبوم سرناد ۱۹۸۹ با تنظیمی از سرناد شوبرت که بسیار نسخه محبوبی هنوز هم در میان شنوندگان است هم فروش نسبتاً خوبی داشت گرچه که نتوانست مقبولیتی مثل آثار قبلی پل بدست بیاورد.
آلبوم تو من را نمی شناسی ۱۹۹۰ می تواند برای ما ایرانی ها خاطره انگیز باشد زیرا که چند آهنگ از آن در کاست اینچون شرکت آوای چنگ انتخاب و منتشر شد.
در واقع پل موریه تا اواخر دهه ۸۰ جای تثبیت شده ای در دنیای موسیقی داشت اما از حوالی سال ۱۹۸۸ تقریباً محبوبیتش کاهش یافت و این هم بخاطر تغییر بنیادین سلیقه مردم و هم تغییر بنیادین مسیر موسیقی بود و از طرفی همین دوره افول کاری وی بود که ما با اوج کاری جیمز لست مواجه ایم یعنی از سال ۱۹۷۸ (اواخر دهه ۷۰) تا اواسط دهه ۹۰ و طبیعتا در همین دوره انتخاب مردم در شنیدن موسیقی ایزی لیسنینگ با آلبوم های بی نظیر و خاص لست بیشتر به طرف وی است؛اما پل موریه در دهه ۹۰ یکی با کنسرت طلایی ۱۹۹۲ از یادها نرفت - یکی با آلبوم ایبریا ۱۹۹۴ و دیگری آخرین کنسرت وی یعنی کنسرت در ژاپن ۱۹۹۸ که هر سه اثر وی شنیدنی و قابل ملاحظه است.
از آلبوم های دیگر وی می توان به:
قسمت ۵ (۱۹۶۸) و شوپن (۱۹۷۰) با فضاهایی بسیار متفاوت (تنظیم های بسیار استادانه و کلاسیکال از والس های شوپن شده است.) - پنلوپه (۱۹۷۱) از معروف ترین ساخته های پل موریه با نوای خاطره انگیز ترومپت - آخرین روز تابستان (۱۹۷۲) - عشق یعنی غم بسیار (۱۹۷۶) اجراهای پاپ وار تری از آثار خود - جادویی (۱۹۸۲) و عاشقانه (۱۹۹۷).
نوای ارکستر پل موریه سه دهه خاطره در دلها ایجاد کرد و هنوز که هنوز است طرفدارانی بخصوص دارد.او به همراه جیمز لست - استانلی بلاک - فاستو پاپتی و ریچارد کلایدرمن سبک ایزی لیسنینگ را تثبیت و رشد و نمو داد و در بسط و گسترش آن تأثیری عمیق گذاشت.روحش شاد و یادش گرامی باد.
سال ۱۹۷۳ یکی از بهترین آلبوم های موریه تولید شد و آن هم آخرین تانگو در پاریس بود و به جرات می توان گفت که تمامی قطعات آن با بالاترین کیفیت تنظیم - اجرا و ضبط شده اند.بخصوص تنظیم و اجرای موسیقی متن آخرین تانگو در پاریس - دو قطعه از خود موریه با نام های توکاتا و آهنگی برای آنا (این دو قطعه با استفاده جذاب از سازهای هارپسیکورد و گیتار معروف هستند.) و...
در همین سال آلبومی دیگر منتشر شد تحت عنوان بزرگترین موسیقی فیلم ها که مخلوطی از اجراهای قدیم و جدید موریه از موسیقی فیلم های معروفی مثل:پدر خوانده - داستان عشق - زندگی برای زندگی و...بود و از شنیدنی ترین آلبوم های موریه است.
سه آلبوم :
Beatles Song Book - Viens Ce Soir & Yesterday Once More در سال ۱۹۷۴ به محبوبیت موریه افزودند.تنظیم های معروفی از آهنگ های بیتلز که متعلق به اجراهای قدیم و جدید بود - دو قطعه Viens Ce Soir و لا پاولاما و ترانه معروف آن زمان Yesterday Once More که از نظر سازبندی - فرم و...نمی توان اشکالی در آن گرفت.
ساخته موریه یعنی ال بیمبو که برای اولین بار در ۱۹۷۵ منتشر شد نوید این را به شنوندگان و طرفداران سبک ایزی لیسنینگ و پل داد که او آهنگساز چیره دست و ماهری هم می باشد و فقط هنر او در تنظیم خلاصه نمی گردد.آلبوم مالاگوئنا در همان سال با حس و حال اسپانیایی و لاتین بسیار خوش درخشید که از کارهای متمایز پل موریه بود که شامل تنظیم قطعات معروف این سبک موسیقی شد.معروف ترین آهنگ این آلبوم تاکا تاکاتا ساخته خود موریه است و باز هم نشان از نبوغ آهنگسازی وی می باشد.
چند سالی گذشت و آلبومی مهم که تفاوت با آلبوم های قبلی این هنرمند داشته باشد تولید نشد اما سال ۱۹۷۹ آلبوم too much heaven با تنظیم و اجرای قطعه معروف نام آلبوم از اجراهای به یادماندنی موریه است.یک سال بعد aerosong منتشر شد که از بهترین ساخته های پل موریه است و الگوی کاری دهه ۸۰ موریه را معرفی می کند.یعنی دیگر خبری از ارکستر پاپ نیست و موسیقی فقط توسط دستگاه های الکترونیکی موسیقی و سازهای زهی اجرا می شود و گه گاهی هم از سازی مثل گیتار و پیانو در قطعات سود جوییده می شود.این آهنگ را در بهتر است در آلبوم بن ونیدو ۱۹۸۰ گوش دهید.چند سالی با اجرای ترانه های روز می گذرد تا اینکه فکری به سر پل موریه می زند و آن تنظیم هایی مجدد برای نوجوانان و جوانان از معروف ترین قطعات موسیقی کلاسیک برای جذب آنها به این موسیقی فاخر.
سازبندی درخشان - تسلط بر الگوهای ریتمیک مختلف - بیان حس نوستالژیک و بذله گویی - مدت زمانی کوتاه قطعات - استفاده کم نظیر استادانه از سینتی سایزرها و همگامی با موسیقی روز جهان همه از نکات طلایی و مهم شیوه موسیقایی پل موریه به شمار می رود.
اولین گام مهم موفقیت و محبوبیت پل موریه در سال ۱۹۶۵ با انتشار آلبوم های قسمت ۱ و آلبوم روسی بود.آلبوم روسی نخستین آلبوم در تاریخ موسیقی جهان بود که یک فرد غیر روسی (فرانسوی) آن هم در اوج جنگ سرد مهم ترین ترانه های مردمی روسیه را با زبانی بسیار ساده - دلنشین و خاطره انگیز و بسیار عاشقانه تنظیم و اجرا کرد.این آلبوم برای یک ارکستر متوسط کلاسیک در کنار کر و سازهای تکنواز تنظیم شده بود و استفاده از حالات موسیقی پاپ - راک و حتی جز در آن دیده نمی شود؛اگر چه که استانلی بلاک هم در همین سال با ارکستری بزرگ مشهورترین آلبومش یعنی روسیه را اجرا کرد ولی از نظر شنیداری بیشتر برای مخاطبان خاص است و در کنار چند ترانه معروف قطعات کلاسیک روسی در آن اجرا شده است.
آلبوم قسمت اول اجرای ترانه های روز فرانسوی بود که تنظیم شده برای ارکستری پاپ بود و از مشخصه های هر دو آلبوم گفته شده برتری سازهای زهی (بخصوص ویولن ها) و استفاده پرشور و عاشقانه از آنها بود و با این دو آلبوم (به ویژه قسمت اول) سبک سازبندی پل موریه به جهانیان معرفی شد.در بین این دو آلبوم چهار آهنگ سالیان سال در ذهن شنوندگان باقی ماند.سه قطعه از آلبوم روسی یعنی مرغزار - دو گیتار و چشمان سیاه و لا نویت از آلبوم قسمت اول.
سه سال بعد در سال ۱۹۶۸ انتشار سه آلبوم عشق یعنی غم - قسمت چهار و شش طوفانی عظیم از شهرت برای پل موریه کسب کرد.
در آلبوم عشق یعنی غم دو ترانه معروف یکی دلیله و عشق یعنی غم با اجرای پل موریه محبوبیت بیشتری از نسخه های اصلی شان پیدا کردند و حتی از آنها زیباتر اجرا شدند و همه اینها بخاطر تنظیم ماهرانه و مخصوص موریه بود.آلبوم چهار شامل قطعاتی بود اعم از موسیقی کلاسیک - فیلم و ترانه و همین باعث فروش زیاد آن در آن سال شد.تنظیمی جدید از موسیقی زندگی برای زندگی اثر لای - تم معروف آرانخوئز اثر رودریگو و ملکه صبا اثر لوفور از مهم ترین قطعات و تنظیم های موریه در طول کارنامه هنری اش هستند.در این آلبوم پیانو نقش مهمی همچون هارپسیکورد در آلبوم عشق یعنی غم دارد.می توان گفت که این آلبوم الگوی کلی ساختاری و محتوایی آثار بعدی موریه است.آلبوم شش شامل سه ترانه مهم با تنظیمی بی نظیر در سبک ایزی لیسنینگ است.ترانه فرانسوی آلوت - ترانه لیدی مادونا بیتلز و ترانه خانم رابینسون از فیلم فارغالتحصیل که هر سه دارای شور و هیجانی بی بدیل است.
دهه ۷۰ میلادی تفاوتی بارز با دهه ۶۰ کاری موریه دارد و آن این که ارکستر موریه حالت بیشتری از موسیقی پاپ و راک دارد و این مسئله در استفاده بارزتری از سازهای این سبک های موسیقی دیده می شود.
تنظیم تم داستان عشق لای و قطعه محلی کشور پرو یعنی الکوندور پاسا با وفاداری به اصالت از آلبوم لاو استوری در سال ۱۹۷۱ بسیار شنیدنی و معروف است.در همین سال آلبوم تامبه لا نیگ با اجرای دو ترانه معروف آن زمان یعنی سیمپاتی و تامبه لا نیگ انتشار یافت که از تنظیم های برتر محسوب نمی شود ولی قابل قبول است.(اجرای پرشور و احساس تر از سیمپاتی از فرانک پورسل و تامبه لا نیگ از ریموند لوفور است.)
و چون در هر سه شیوه استفاده تلفیقی از عناصر موسیقایی سبک ها و ملل مختلف دیده می شد و بر پایه بیان موسیقایی از طریق فقط ساز بود و صدای خواننده در بعضی قطعات و آن هم یا در پس زمینه یا قسمتی از قطعه دیده می شد با فرهنگ های مختلف سخت گیر توانست ارتباط برقرار کند و از همین طریق مردمان آن کشورها با معروف و داغ ترین ترانه های روز جهان آشنا شدند و تصمیم گرفتند که چنین ارکسترهایی در کشورهای خود با هدف تنظیم و اجرای ترانه های روز و فولک خطه ی شان تشکیل دهند و بعضی هم تا حدودی موفق بودند و دید موسیقی مخاطبان عام و خاص هنر چنین کشورهایی در بحث موسیقی روز پله ها بالا رفت.
انتخاب ملودی های زیبا - پس زمینه ساده - سازبندی ماهرانه - نو و بکر - میان زمینه های استادانه و استفاده از همه امکانات فنی صوتی روز از نکات مهم تنظیم در سبک ایزی لیسنینگ به شمار میرود.
همانطور که از اسم این سبک پیداست موسیقی ای به شنونده انتقال داده می شود که از بیشترین جذابیت برخوردار است و هدف موسیقی فقط گوش دادن و لذت بردن بخصوص عامه مردم است و همچنین می تواند مخاطبان خاص هنر را راضی کند.
هنرمندان این سبک سعی کردند تا ترانه های معروف و روز جهان - قطعات معروف موسیقی کلاسیک و آهنگهای خاطره انگیز فولک را با تنظیمی مجدد که بر پایه شالوده های تکنیکی موسیقی پاپ - راک - جز و حتی کلاسیک بود اجرا کنند و در راستای استاندارد روز و سلیقه مردم حرکت کنند و در این راه از اجرای قطعات جز و ساختگی خودشان هم غافل نماندند.
با تنظیم ها و اجراهای مجدد از موسیقی های گفته شده هم افق بازتری به شنونده داده شد و هم بسیاری از ترانه ها و حتی موسیقی های فولک و کلاسیک از نسخه اصلی شان زیباتر و قوی تر تنظیم و اجرا شد و قدرت واقعی موسیقی پاپ به جهانیان ثابت شد و حتی با تغییر در ساختار ترانه های محبوب آن زمان موسیقی های جدیدی تولید شد.
این سبک در سه شیوه اصلی مطرح شد و به راه خود ادامه داد:
۱.تنظیم برای ارکستر بزرگ (سمفونیک) و حالتی شبیه به موسیقی کلاسیک از نظر سازبندی
مثل اجراهای استانلی بلاک - مونتووانی و بعضی اجراهای ورنر مولر
۲.تنظیم برای ارکستر پاپ و ایجاد وجوه اشتراک بسیار با موسیقی پاپ و راک
مثل اجراهای هنرمندان فرانسوی این سبک و جیمز لست
۳.تنظیم برای یک گروه موسیقی که حالات موسیقایی مختلفی در آن دیده می شد مثل سازبندی شبه جز - استفاده از ریتم های لاتین و...
که می توان به اجراهای فاستو پاپتی و بعضی از آلبوم های استانلی بلاک اشاره کرد.
درود بر سایت ارزشمند والا موزیک
سپاس از زحمات همیشگی تان
فرانسه خطه ای است پربار از فرهنگ و تاریخ و هنر که اشخاص جاویدانی را در خود پرورش داده است.در موسیقی که بررسی کنیم به نامهای رامو و برلیوز و بیزه و دبوسی و راول برمی خوریم که یک جهانی را با آثار خود دگرگون کردند و سرچشمه بسیاری از اتفاقات نو و جدید در موسیقی بودند.
در دهه های ۶۰ و ۷۰ که اروپا جنگی سرد را می گذراند و تعدادی از کشورهای دیگر قاره ها درگیر انقلاب ها و رخدادهای مهم سیاسی اجتماعی بودند و از طرفی موسیقی راک با گروه هایی مثل بیتلز - انیمالز - پینک فلوید و رولینگ استون رشد و نمو پیدا کرده و موسیقی پاپ و دیسکو هم از کشورهای اروپایی مثل فرانسه و ایتالیا و انگلستان شروع و به آمریکا رسید طبق سنت ها و فرهنگ های اکثر کشورهای به جز اروپای غربی و آمریکا موسیقی با کلام خارجی آن زمان که مردان و زنان می خواندند ممنوع بود و رواج نداشت و گاهی حرام محسوب می شد و فرهنگ خودکفایی در موسیقی و هنرهای دیگر مسئله شد.
در همین زمان بود که هنرمندانی مثل فرانک پورسل - ریموند لوفور - کاراولی و پل موریه از فرانسه - ورنر مولر و جیمز لست از آلمان - مونتووانی و فاستو پاپتی از ایتالیا - استانلی بلاک از انگلستان و دیگر اشخاصی مثل پرسی فیث از کانادا و آمریکا - کلود چیاری - رونی آلدریچ - فرانک چاکسفیلد شروع به پایه گذاری - تثبیت و رشد و نمو سبکی به نام ایزی لیسنینگ (گوش دادن آسان) کردند.
دیدگاهها(۲۰)