مجموعه کامل ضبطهای دویچه گرامافون (۲۰۱۳) دهه ۱۹۷۰ میلادی دوران طلایی و پرکار هربرت فون کارایان بود. او در این دهه همراه با ارکستر فیلارمونیک برلین، مجموعه بینظیری شامل ۸۲ دیسک از شاهکارهای ارکستری و مذهبی را برای استودیو معروف دویچه گرامافون (DG) ضبط کرد. این باکسست ارزشمند که در سال ۲۰۱۳ منتشر شد، نگاهی جامع به پربارترین دوره کاری این رهبر ارکستر افسانهای دارد. مهمترین آثار این مجموعه این آلبوم ۸۲ دیسکی، طیف وسیعی از موسیقی کلاسیک، از دوران باروک تا قرن بیستم را در بر میگیرد: دورههای کامل سمفونی: اجرای کامل سمفونیهای بتهوون، برامس، شومان، چایکوفسکی و مندلسون. آثار ماندگار موتسارت و بتهوون: ضبطهای تاریخی با حضور آن-سوفی موتر (نوازنده برجسته ویولن) که در نوجوانی به شهرت جهانی رسید. شاهکارهای بروکنر و مالر: سمفونیهای ۴ تا ۹ بروکنر به همراه سمفونیهای کلیدی مالر و اثر درخشان «آواز زمین» با صدای کریستا لودویگ. موسیقی مذهبی و اراتوریو: آثاری چون «میسا سولمنیس» بتهوون، «رکوئیم» موتسارت و برامس، و همچنین پاسیونها و کنسرتوهای براندنبورگ اثر باخ. موسیقی ارکستری و اپرایی: از قطعات پرانرژی روسینی، بیزه و اشتراوس گرفته تا آثار مدرنتر شونبرگ، برگ و استراوینسکی. هنرمندان شاخص: هربرت فون کارایان، آن-سوفی موتر، کریستا لودویگ، گوندولا یانوویتس، یو-یو ما، ارکستر فیلارمونیک برلین. ناشر (لیبل): Deutsche Grammophon (DGG) سالهای ضبط: ۱۹۶۹ تا ۱۹۸۰ تاریخ انتشار این نسخه: ۲۶ جولای ۲۰۱۳ Karajan 1970s - Complete DG Recordings - Box Set 82CDs - 2013 نسخه Flac جایگزین شد (1405.03.22)
البته لازم به ذکر این نکته هست که بعد از تایید و ثبت نوشته خود بنده یک بار دیگر آن را خواندم تا ببینم مشکلی نداشته باشد که متوجه شدم متأسفانه در چند سطر آخر نوشته خودم یک اشتباه تایپی و غلط املایی وجود دارد و آن این است که کلمه صحیح (مزخرف) می باشد و در متن بالا نادرست ثبت شده است.
چون بنده این متن و نوشته خود را با گوشی نوشته و تایپ کردم و متأسفانه به دلیل روشن بودن قسمت پیشنهاد کلمات گوشی و چون حواسم نبود این اشتباه رخ داده و از این بابت از شما دوستان و بزرگواران عذرخواهی میکنم.
البته شاید به نظر برخی از دوستان این مورد مهم نباشد ولی سعی ما باید این باشد که از لحاظ نوشتاری هم به مطالب خود دقت و اهمیت دهیم.
در اینجا منظور بنده این بود که اجراهای موسیقی این دوران و الان متأسفانه بسیار بد و ضعیف بوده و حتی اکثر آنها در مقایسه با آن اجراهای زیبای دهه های قبل افتضاح بوده و پر از مشکلات هستند
و حتی قابل مقایسه با آنها هم نیستند.
به خاطر همین هم دوستان بزرگوار برای بهره مندی و لذت بردن حداکثری از موسیقی کلاسیک سعی کنند این قطعات و کارها را با اجراهای شاخص بزرگان موسیقی گوش دهند تا با جزئیات و ریزهکاریهای فنی آن اجراهای فاخر و زیبا، لذت بیشتری از این دریای نامتناهی موسیقی کلاسیک ببرند.
درود و سپاس فراون به تمام کسانی که در راه اعتلای فرهنگ موسیقی این سرزمین از هیچ تلاشی دریغ نکردند و زحمت های بسیاری را متحمل شدند.
بنده تا آنجا که بتوانم و فرصت شود مطالب دوست بزرگوارم جناب Kasra1385 عزیز و مابقی دوستان دیگر را پیگیری کرده و دنبال می کنم، واقعا لذت بردم از مطالبی که ایشان با زحمت و زمان بسیار برای نوشتن و قرار دادن آنها در سایت انجام دادند.
بنده هم تقریبا در اکثر مواردی که ایشان ذکر فرمودند و اثرهایی را معرفی نمودند هم نظر بوده و تفاهم های بسیاری داریم و خوشحالم که این چنین با دقت به همه اشخاص و اجراهای مختلف توجه کرده و بدون تعصب و بی انصافی آنها را معرفی می فرمایید، راستش بنده هم دوست داشتم و میخواستم گاهی چنین مطالبی نوشته و اثرهایی را معرفی نمایم ولی متاسفانه به دلیل مشغله های بسیار فرصت و زمان چنین کاری را ندارم و امیدوارم که دیگر دوستان عزیز همچون این دوست بزرگوارم ما را از این دریای موسیقی کلاسیک آبی دهند و سیراب نمایند.
به دوستان عزیز پیشنهاد می کنم که از مطالب بسیار ارزشمند جناب Kasra1385 که در قسمت های مختلف سایت قرار دادند استفاده نموده و آنها را مطالعه فرمایند، پیدا کردن این چنین مطالب و نوشته هایی تخصصی در مورد موسیقی کلاسیک به زبان فارسی سخت و زمان بر بوده و باید مطالعات زیادی انجام داده و اجراهای زیادی از اشخاص بسیاری گوش فرا دهید تا تفاوت و جزییات ریز و فنی اثرهای مختلف موسیقی کلاسیک را بتوان دریافت و درک نمود.
متاسفانه موسیقی کلاسیک در ایران بسیار مهجور می باشد، تقریبا در جهان هم دیگر مثل قبل از بزرگان این موسیقی کسی باقی نمانده و تقریبا همه این آهنگسازان، نوازندگان و رهبران ارکستر بزرگ از این دنیا رفته اند...
به نظر بنده بهترین و عالی ترین دوران اجرا و ضبط موسیقی کلاسیک از اوایل دهه 40 میلادی شروع شده و تا اواخر دهه 80 ادامه داشت و اوج این دوره هم تقریبا دهه 60 و 70 میلادی می باشد، از دهه 90 به این سو هر چقدر زمان گذشت این بزرگان اجرای موسیقی یکی یکی و همه رفتند و الان هم دیگر کسی واقعا هم تراز با آنها نمانده است.
اجراهای الان که فقط نمایش و شوهای ظاهری فریب و تقریبا اکثر آنها مضخرف و به درد نخور هستند(البته دیگر ببخشید کلمه مناسبی پیدا نکردم!)، هیچ کدام واقعا قابل مقایسه با اجراهای ناب و زیبا در آن دوران نیستند.
خوشبختانه این سایت بسیار نفیس والا موزیک یک منبع عالی بوده و اکثر آن اجراهای زیبا و بزرگان را در خود جای داده و در دسترس هستند و می توانید به راحتی از آنها استفاده و لذت ببرید.
با سپاس و تشکر فراوان
دیگر اجراهای نفیس و مرجع فون کارایان در این دهه:
سوئیت های پیرگینت گریگ (اجرای دهه ی ۸۰ این رهبر ارکستر از این اثر درون گرا - متفکرانه و دقیق است اما در دهه ی ۷۰ با برون گرایی قوی - بیان شیرین و تأثیرگذار از اجرای این اثر مواجه ایم که آن را به سندی برای شنیدن اثر تبدیل می کند.گرچه اجرای پاوو برگلند هم از این اثر عاشقانه و غم انگیز خالی از لطف نیست و با آرامش و ظرافت زیاد دست به ضبط این شاهکار موسیقی زده است ولی به اندازه ی اجرای هربرت بیانگری قوی ندارد.البته اگر مایل هستید نسخه صحنه ای این اثر را گوش کنید اجرای نیمه یروی همتایی ندارد و سالونن هم اجرایی هنرمندانه و با تکنیک ضبط بالا از قسمت های مهم پیرگینت ارائه داده است.)
سمفونی ۴ - ۵ - ۶ و ۹ مالر و آواز زمین (طبیعتاً بهترین اجرا از نظر فرم و تکنیک خوانندگی با ضبط شاهکار و رعایت و اجرای تمامی ریزه کاری ها اجرای کلمپرر در دهه ۶۰ با همراهی فریتز واندرلیچ است و اجرای فون کارایان چند مرتبه از آن ضعیف تر است.بهترین اجرا از سمفونی ۴ مالر متعلق به ایوان فیشر است که از نظر دقت در اجرای دینامیک ها و ظرایف و دقت ضبط بالا مانندی ندارد و اثری بسیار شفاف و خالص و ژست و تمیز به مخاطب تحویل می دهد.بعد از آن اجراهای شولتی (اروپا) - هایتینک (اخیراً) - برنشتاین و آبادو واقعا شنیدنی و ارزشمند هستند.اما فون کارایان در اجرای پیچیدگی ها و چالش های سمفونی ۵ مالر شکست نمی خورد و اجرایی به یادگار می گذارد که اشکالی نتوان به آن گرفت و لقب اورجینال ها را هم به خود اختصاص داده؛گرچه اجرای آبادو با ارکستر فیلارمونیک برلین هم از نظر توجه به تزئینات و حس شادمانه می تواند از اجرای فون کارایان برتر باشد زیرا نگاه فون کارایان به این اثر تراژیک است.اجرای شولتی (آمریکا) هم جذابیت های بخصوص خود را دارد.هربرت فون کارایان در اجرای سمفونی ۶ هم موفق بوده است و در کنار اجراهای سینوپولی و برنشتاین می تواند جایگاهی ویژه داشته باشد.اما بنظرم بهترین اجرا از سمفونی ۹ مالر که می تواند نزدیک ترین تفسیر برای تحقق هدف آهنگساز باشد اجرای برونو والتر رفیق صمیمی گوستاو مالر است که از رهبران بزرگ نیمه ی اول قرن بیستم محسوب می شد.در کنار آن اجراهای جولینی - برنشتاین و سینوپولی می تواند همچون راهنمایی برای درک بهتر اثر مورد استفاده قرار بگیرد.)
سمفونی های ۴ تا ۹ بروکنر (بنظرم بهترین اجرا از سمفونی ۴ بروکنر متعلق به چلیبیداکه است و اجرای فون کارایان ضعف های زیادی دارد مثل گوش خراشی صدای سازهای بادی و در هم رفتن صداها و...ولی از شور بالایی برخوردار است.بهترین اجرا از سمفونی ۷ آهنگساز را فون کارایان در دهه ۷۰ فراهم کرده؛البته ضبطی که از دویچه انتشار یافته نقطه ی ضعفی ندارد اما اجرایی که از لیبل وارنر در همین دهه انتشار یافته قوی تر از این اجراست.ضبط بهتر - دقت بیشتر و احساس والاتر.دیگر سمفونی ها هم به خوبی و در حد استادی رهبری شده اند که می توانید لذت ببرید.)
اجرای فون کارایان از آثار موتسارت (سمفونی ها) در این دهه را نمی توان مرجع شمرد ولی شنیدنی ضبط شده اند گرچه زیری ضبط از حالت تعادل خارج شده که این از معایب این مجموعه است.
فون کارایان باخ - برامس - چایکوفسکی و اشتراوس را در این دهه به گونه ای رهبری می کند که الگوهایی برای نسل بعدی رهبران ارکستر در اجرای آثار این آهنگسازان می شود و هر کدام بی نظیر و عالی هستند.از نظر من اوج فعالیت کارایان در همین دهه است که ما با ضبط های استثنایی او مواجه می شویم.
امیدوارم که متن های بنده برای دوستان عزیز سودمند باشد.
قسمت اول سوئیت شماره ی ۲ آیرلزین در فرم سه قسمتی است.تضاد بین دو تم با تغییر متر و سازبندی تأمین می شود.(تم الف - زهی ها (زهی ها به صورت مونوفون تم را اجرا کرده و بادی ها به اجرای هارمونی می پردازند.) تم ب - بادی ها (فلوت در ترکیب با پس زمینه کوبه ای)).قسمت دوم بر پایه تمی که توسط ساکسیفون نواخته می شود ساخته شده و بسط و گسترش می یابد و از بهترین ها برای این ساز است.تمی که ملیح و رویایی است.قسمت سوم از متفاوت ترین منوئه های تاریخ موسیقی کلاسیک است.بجای آنکه در بخش تریو سازهای کمتری به نواختن بپردازند کل ارکستر شروع به اجرا می کند و در دو منوئه با جلوه ی بافت هوموفون فلوت و هارپ روبرو هستیم.
قسمت آخر هم یک فرم دو قسمتی است بنام فاراندول که بخش اول آن همان تم شروع اثر است و بخش دوم تمی که رگه های موسیقی محلی جنوب فرانسه در آن به چشم می خورد.تضاد بخش الف و ب به شدت محسوس است.کل ارکستر در اجرای تمی در مینور با حس مارش و رزم و فلوت و دایره زنگی (تمبورین - به عنوان پس زمینه) که تمی در ماژور با حس چابکی و زیرکی اجرا می شود.پس از بسط و گسترش بافت قطعه از حالت هوموفون به پلی فون تغییر می کند و ضربات سنج (چیمبال) به تکاپوی قطعه می افزاید و اینگونه است که قطعه به پایان می رسد.منظور از پلی فون شدن شنیدن همزمان دو تم که معرفی شد و هارمونی مناسب آن است.
استفاده مشهود و بارز از ساز فلوت در این اثر برای القای حس چوپانی و روستایی (پاستورال) می باشد اگرچه که این اثر از نظر سازیندی نامتعارف محسوب می شود.
دیدگاهها(۱۸)