
دیدگاهها و نظرات شما درباره این آلبوم
درودومهروسپاس دقیقا! نسخه اشکنازی افزون بر اینکه ارکستراسیون خودشه، پایبندتر به اصل اثر نیز هست. (خوشبختانه در سایت هم هست و دوستان میتونند در مجموعه اثار اشکنازی بیابندش) از میان انبوه نسخه برداریهای ارکسترالی که ازین اثر موسورگسکی انجام گرفته (!) نسخه راول بیشتر بخاطر نام راول، عمومیت یافته.
پیشنهادی به مدیرگرامی سایت: بگمانم مطالب ایچنینی که جناب Kasra1385 زحمت میکشند (وشاید دوستان دیگری هم مایل به مشارکت باشند) در بخش جداگانه ای (چیزی مانند "مطالب تخصصی") قرار بگیرند تا دسترسی به آنها آسانتر باشد (یا هرجور دیگری که صلاح میدونید) سپاس
نتیجه ی همکاری هربرت فون کارایان با پیر فورنیه ضبط بی نظیر و جاودانه ی دون کیشوت اشتراوس است.دون کیشوت اشتراوس اثری است شامل چند تم و تعدادی واریاسیون در حالت پوئم سمفونیک که صحنه های مهم این رمان را بیان می کند و به راستی فقط از عهده ریشارد اشتراوس سلطان پوئم سمفونیک ساخت آن بر می آمد.اگرچه اجرای رودلف کمپ با ارکستر ایالتی درسدن از این شاهکار موسیقی کلاسیک با سرعت و طراوت بیشتری ضبط گردیده اما در اجرای کارایان شنوندگان خیلی بهتر و راحت تر با اثر ارتباط برقرار کرده و تصویرسازی می کنند.
تابلوهای نمایشگاه موسورگسکی با ارکستراسیون خاطره انگیز و آموزنده راول توسط فون کارایان دو بار یکی در دهه ی ۶۰ و دیگری در ۸۰ ضبط گردیده که نتیجه کار در دهه ۸۰ مقبول تر - شنیدنی تر و جذاب تر است؛زیرا فرآیند ضبط دیجیتال و تعادل صدایی بین گروه سازهای ارکستر و روحیه صلابت و عظمت در این اجرا آن را نه تنها از اجرای کارایان دهه ی ۶۰ بلکه از اجرای برنشتاین و استوکوفسکی و آنسرمه و چایلی متمایز و فراتر کرده است.اما خود من آلبومی که ولادیمیر اشکنازی در آن هم پارت پیانویی اثر را اجرا کرده (با تکنیک ضبط بی نظیر لیبل دکا در مواجه با سازهای سولو بخصوص پیانو) و نسخه ای که خود پارت اثر را برای ارکستر تنظیم کرده بیشتر از هر ضبط دیگری می پسندم؛زیرا اولا از نظر من نسخه ارکستری اشکنازی قوی تر از راول است و در بحث اجرا هم که تجربه های کوتاهی اشکنازی در زمینه رهبری ارکستر دارد به خوبی از عهده هدایت نوازندگان برآمده و اجرای نسخه پیانویی او از همه ضبطهای انجام شده پراحساس تر - قوی تر و بهتر است و همه و همه نشان دهنده تکنیک والای این پیانیست بزرگ روس است.
سمفونی ۹ بروکنر توسط فون کارایان یکی در دهه ۱۹۶۰ و دیگری در دهه ۱۹۷۰ میلادی ضبط گردیده که از دید نویسنده این متن اجرای اول چون یاقوتی در میان اجراهای آثار بروکنر می درخشد.نکته ای که حتی برنشتاین با همکاری ارکستر فیلارمونیک نیویورک و وین - برونو والتر و هایتینک و... به آن توجه نداشته اند اجرای رسا و قوی تکنیک مارتله در موومان دوم است.مارتله یک تکنیک آرشه کشی است به این معنا که آرشه با قدرت و آکسان (تأکید) هر کدام از نتها را اجرا کند و این نیاز سرعت بالای آرشه کشی در مواقعی است و صدایی که نتیجه ی اجرای این تکنیک است توأم با تیزی و زبری و مقداری خشونت است و این نکته را کارایان با لطافت تمام به شنونده انتقال می دهد.در اوایل موومان متوجه خواهید شد که بعد از اتمام سی ثانیه ایه پیتزیکاتوها که بیان کننده تضاد بشری هستند (مشکل مداوم بروکنر در طول زندگی اش که از بیان آن دست نمی کشید.) منظورم از مارتله چیست.
اجرای فون کارایان از شهرزاد کرساکف نقطه ی ضعفی در کارنامه هنری این هنرمند به شمار می رود زیرا از ضعیف ترین اجراها از هر نظری به حساب می آید که نه رهبر ارکستر به درک روشنی از اثر رسیده و نه نوازندگان آنچه که شایسته اثر است را اجرا می کنند.واقعا جای تعجب است که چنین بزرگ مردی در اجرای این اثر شکست می خورد.همچنین بنظرم از ضعیف ترین اجراها که به صدادهی آثار لطمه زده و بی حس و روح است ضبط او از سمفونی های هایدن است اگرچه که در اجرای آثار موتسارت هم می توان انتقادهایی بر وی وارد کرد.
سونات هایی برای زهی ها از روسینی - سمفونی ۵ پروکوفیف - ویولنسل کنسرتو دورژاک - کنسرتو پیانوی ۲ برامس - اینترمزوها و کنسرتوی ویولن بتهوون از دیگر اجراهای ناب و شنیدنی این مجموعه هستند که هر کدام رنگ و بویی دارند و امیدوارم لذت ببرید.
امیدوارم که متن های بنده برای مشتاقان موسیقی کلاسیک سودمند باشد.