
دیدگاهها و نظرات شما درباره این آلبوم
درود بر شما امیدوارم که حال دلتون خوب باشه
برای گوش سپردن به سمفونی های بتهوون بهترین انتخاب اجرای Gianandrea Noseda است که تمام زیر و بمی های پارتیسیون این شاهکارهای بتهوون را به گوش شنونده می رساند و هم شور و هیجانی ستودنی دارد و هم از تکنیک ضبط فوق العاده ای برخوردار است.بهترین انتخاب برای شنیدن کنسرتوهای پیانوی این آهنگساز چه از دید من و چه از نظر منتقدان بزرگ موسیقی کلاسیک همکاری ویلهلم کمپف و فردیناند لیتنر با ارکستر فیلارمونیک برلین در اوایل دهه ی 1960 می باشد که از لیبل دویچه منتشر شده است.گویی خود بتهوون هم رهبری و نوازندگی آثارش را برعهده گرفته و حس و درونمایه ی اثر به خوبی به شنونده منتقل می شود.لازم به ذکر است تکنیک ضبط متفاوت و درخور ستایشی این مجموعه دارد.همکاری فررا و کارایان در دهه ی 1960 در ارتباط با ویولن کنسرتوی بتهوون نمونه ی شنیداری مناسب و قابل تاملی می باشد.گفتنی است که این اثر بتهوون موسیقی ای چند وجهی است و در هر اجرایی به یک وجه آن غالبا توجه می شود و آن حس عاشقانه و دراماتیک اثر است در حالیکه علاوه بر توجه به این نکته در این اجرا به جنبه های دیگر اثر هم پرداخته شده و در نتیجه ضبطی ارزشمند برای علاقه مندان به موسیقی کلاسیک و بتهوون فراهم نموده است.تریپل کنسرتوی بتهوون را با اجرای به یادماندنی و نفیس پرلمن - یو یو ما و بارنبویم می شناسیم و واقعا هم همکاری این سه بزرگمرد موسیقی کلاسیک تفسیری مستحکم و مفید ارائه نموده است.هرچند اگر ضبط بهتری از آن به عمل می آمد خوبتر و جالبتر می شد.سونات های پیانویی این آهنگساز با آن حس آشفته و مضطرب و هیجانی فقط با اجراهای امیل گللس که از لیبل دویچه منتشر شده معنا می یابد ولی حیف که کامل نیست و تعدادی از سونات های پیانویی بتهوون به انتخاب خود نوازنده اجرا و ضبط شده است ولی از هرجهت بس راضی کننده است.وفاداری به پارتیسیون آثار - شور و هیجان وصف نشدنی و تکنیک ضبط معقول و مناسب این کار.در کنار تفسیرهای گیللس مجموعه ی سونات های پیانوی بتهوون با اجرای بارنبویم که حاصل تلاش او در دهه ی 1980 و 1990 است و از لیبل دویچه انتشار یافته هم تهیه کنید که کامل است و این هم در جای خود جنبه های بس رضایت بخش و شگفت انگیزی می تواند داشته باشد.
دیگر آثار بتهوون و نمونه اجراها:
کوارتت های زهی : کوارتت زهی پراگ / کوارتت زهی آمادئوس
سونات های ویولن : ایزاک پرلمن و ولادیمیر اشکنازی از لیبل دکا
اپرای فیدلیو : اتو کلمپرر / هربرت فون کارایان و اجرایی که چند وقت پیش از لیبل ناکسوس منتشر شده بود.
میسا سولمنیس : اتو کلمپرر / هربرت فون کارایان
و در آخر اجراهای طلایی و تاریخی از 5 سمفونی بتهوون
سمفونی شماره ی 3 : هربرت فون کارایان در دهه ی 1970
سمفونی شماره ی 5 : هربرت فون کارایان در دهه ی 1960
سمفونی شماره ی 6 : کارل بوم در دهه ی 1970
سمفونی شماره ی 7 : کارلوس کلایبر در دهه ی 1970
سمفونی شماره ی 9 : هربرت فون کارایان در دهه ی 1960
نکته:اجراهای لئونارد برنشتاین چه با ارکستر فیلارمونیک نیویورک و چه با ارکستر فیلارمونیک وین فاجعه ای به معنای واقعی کلمه است.(علی الخصوص اجراهای وی در دهه ی 1960 با ارکستر فیلارمونیک نیویورک) که نه ضبط خوبی از آنها به عمل آمده و نه وفاداری مناسبی به پارتیتور آثار دیده می شود و نه شور و هیجان مناسب با درونمایه و معنای آثار بتهوون دارد.برنشتاین با تمام بزرگی و تعاریفی که از او می کنیم هیچ وقت بتهوون را به خوبی درک نکرد و البته بعد از شنیدن اجراهای گفته شده و توضیحاتی که در ارتباط با آنها دادم مقایسه ای که با اجراهای وی بکنی می بینی که چه می گویم.اجرای پیر مونتو هم از سمفونی شماره ی 3 به شدت بی احساس - رباتیک و ضعیف است و تکنیک ضبط ناقصی هم دارد.
امیدوارم که حرف های من برای شما مفید باشد و سعی می کنم بزودی برای علاقه مندان به ترتیب از سمفونی شماره ی 1 این آهنگساز با زبانی ساده و همه فهم سمفونی هایش و بعد به دیگر آثارش که برسیم را تحلیل کنم تا بتوان با این نابغه ی نیمه ی اول قرن نوزده اروپا بیشتر آشنا شد و بیشتر ارتباط برقرار کرد.
عالی بود ممنون آثار بتهوون عالین
ممنون که همه این آثار رو در اختیار ما قرار دادید